کتاب سایهها در سپیدهدم میرویند اثر هنینگ مانکل، ترجمه مهناز رعیتی، انتشارات هرمس
جوئل گوستاوسون 2

کتاب سایهها در سپیدهدم میرویند اثر هنینگ مانکل، ترجمه مهناز رعیتی، انتشارات هرمس
جوئل گوستاوسون 2
ناشر : هرمس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
495سری چاپ
«سایهها در سپیدهدم میرویند» نوشتهی «هنینگ مانکل» رمانی ویژهی نوجوانان و جلد دوم از مجموعه داستانهای «جوئل» است. این مجموعه چهار جلدی، زندگی «جوئل گوستاوسون» پسری نوجوان را در دههی ۱۹۵۰ روایت میکند. سه کتاب دیگر این مجموعه با عناوین «پلی به ستارهها»، «پسری که روی تختی پر از برف خوابید» و «سفر به انتهای دنیا» منتشر شدهاند.
ماجراهای مجموعهی «جوئل» در شهری کوچک و دورافتاده در سوئد رخ میدهد؛ فضایی سرد و تاریک که اگرچه یادآور حالوهوای آثار جنایی مانکل است، اما هیچ شباهتی به آنها ندارد. جوئل همراه پدرش ساموئل زندگی میکند. ساموئل دریانوردی سختکوش و صبور است که با وجود سختگیری و بداخلاقیاش، تلاش میکند زندگی شرافتمندانهای برای خود و پسرش فراهم آورد. با این حال، بسیاری از کارهای خانه بر دوش جوئل نوجوان افتاده و او علاوهبر مدرسهرفتن، باید با فقدان مادرش نیز کنار بیاید.
چهار کتاب این مجموعه در هر جلد، مرحلهای تازه از زندگی جوئل را به تصویر میکشند. دغدغهها، نگرانیها و چالشهای او در مسیر رشد و بلوغ، بخش اصلی روایت هستند. در آستانهی ۱۲سالگی، جوئل احساس میکند دیگر هیچ اتفاق تازهای در شهر کوچکشان رخ نمیدهد؛ اما روزی حادثهای شگفت او را متحول میکند. هنگام عبور از خیابان، در لحظهای خطرناک که نزدیک است زیر اتوبوس برود، به شکلی معجزهآسا از مرگ میگریزد. این اتفاق برای او نشانهای بزرگ است.
جوئل باور دارد رسیدن به ۱۲سالگی آغاز راهی تازه است و حالا تنها سه سال دیگر مانده تا ۱۵ساله شود؛ سنی که میتواند موتورسواری کند و برای خودش مردی جوان باشد. او در ذهنش مدام میاندیشد که کسی که ۱۵ساله میشود، دیگر کودک نیست. این افکار در یک بعدازظهر ماه سپتامبر سال ۱۹۵۷، وقتی یکشنبهای آرام را میگذراند، ذهنش را پر میکند. جوئل تصمیم میگیرد برای یافتن پاسخ پرسشهایش، به جنگلی بزرگ در نزدیکی خانه برود و عمداً در دل آن گم شود؛ جایی که ماجراهای عجیب و سرنوشتساز او آغاز میشود.
رشد و تغییر شخصیتی جوئل یکی از محورهای اصلی داستان است. او نهتنها با بحرانهای نوجوانی روبهرو است، بلکه بهدنبال یافتن معنای زندگی و جایگاه واقعی خود در جهان میگردد. در مسیر روایت، با مفاهیمی چون مرگ، عشق، امید و حتی خیانت روبهرو میشود؛ تجربههایی که او را از دنیای کودکانه جدا کرده و حقایق تلخ و شیرین زندگی را پیش چشمش آشکار میسازند.
توانایی هنینگ مانکل در روایت ساده و بیپیرایه، اما عمیق و تاثیرگذار، خواننده نوجوان را به دنیایی سرد و خیالانگیز میبرد؛ دنیایی که میتوان بارها به آن بازگشت و هر بار تجربهای تازه یافت.
«سایهها در سپیدهدم میرویند» داستانی خواندنی، پرکشش و سرشار از معنا است که سفری درونی از کودکی به نوجوانی را روایت میکند. نوجوانان بهراحتی با قهرمان داستان همذاتپنداری میکنند، فراز و فرودهای او را بازمییابند و خود را در آینهی زندگی جوئل میبینند. این رمان، هم سفری ادبی است و هم تجربهای انسانی که نسل جوان با تمام وجود آن را لمس میکند.
«سایهها در سپیدهدم میرویند» نوشتهی «هنینگ مانکل» رمانی ویژهی نوجوانان و جلد دوم از مجموعه داستانهای «جوئل» است. این مجموعه چهار جلدی، زندگی «جوئل گوستاوسون» پسری نوجوان را در دههی ۱۹۵۰ روایت میکند. سه کتاب دیگر این مجموعه با عناوین «پلی به ستارهها»، «پسری که روی تختی پر از برف خوابید» و «سفر به انتهای دنیا» منتشر شدهاند.
ماجراهای مجموعهی «جوئل» در شهری کوچک و دورافتاده در سوئد رخ میدهد؛ فضایی سرد و تاریک که اگرچه یادآور حالوهوای آثار جنایی مانکل است، اما هیچ شباهتی به آنها ندارد. جوئل همراه پدرش ساموئل زندگی میکند. ساموئل دریانوردی سختکوش و صبور است که با وجود سختگیری و بداخلاقیاش، تلاش میکند زندگی شرافتمندانهای برای خود و پسرش فراهم آورد. با این حال، بسیاری از کارهای خانه بر دوش جوئل نوجوان افتاده و او علاوهبر مدرسهرفتن، باید با فقدان مادرش نیز کنار بیاید.
چهار کتاب این مجموعه در هر جلد، مرحلهای تازه از زندگی جوئل را به تصویر میکشند. دغدغهها، نگرانیها و چالشهای او در مسیر رشد و بلوغ، بخش اصلی روایت هستند. در آستانهی ۱۲سالگی، جوئل احساس میکند دیگر هیچ اتفاق تازهای در شهر کوچکشان رخ نمیدهد؛ اما روزی حادثهای شگفت او را متحول میکند. هنگام عبور از خیابان، در لحظهای خطرناک که نزدیک است زیر اتوبوس برود، به شکلی معجزهآسا از مرگ میگریزد. این اتفاق برای او نشانهای بزرگ است.
جوئل باور دارد رسیدن به ۱۲سالگی آغاز راهی تازه است و حالا تنها سه سال دیگر مانده تا ۱۵ساله شود؛ سنی که میتواند موتورسواری کند و برای خودش مردی جوان باشد. او در ذهنش مدام میاندیشد که کسی که ۱۵ساله میشود، دیگر کودک نیست. این افکار در یک بعدازظهر ماه سپتامبر سال ۱۹۵۷، وقتی یکشنبهای آرام را میگذراند، ذهنش را پر میکند. جوئل تصمیم میگیرد برای یافتن پاسخ پرسشهایش، به جنگلی بزرگ در نزدیکی خانه برود و عمداً در دل آن گم شود؛ جایی که ماجراهای عجیب و سرنوشتساز او آغاز میشود.
رشد و تغییر شخصیتی جوئل یکی از محورهای اصلی داستان است. او نهتنها با بحرانهای نوجوانی روبهرو است، بلکه بهدنبال یافتن معنای زندگی و جایگاه واقعی خود در جهان میگردد. در مسیر روایت، با مفاهیمی چون مرگ، عشق، امید و حتی خیانت روبهرو میشود؛ تجربههایی که او را از دنیای کودکانه جدا کرده و حقایق تلخ و شیرین زندگی را پیش چشمش آشکار میسازند.
توانایی هنینگ مانکل در روایت ساده و بیپیرایه، اما عمیق و تاثیرگذار، خواننده نوجوان را به دنیایی سرد و خیالانگیز میبرد؛ دنیایی که میتوان بارها به آن بازگشت و هر بار تجربهای تازه یافت.
«سایهها در سپیدهدم میرویند» داستانی خواندنی، پرکشش و سرشار از معنا است که سفری درونی از کودکی به نوجوانی را روایت میکند. نوجوانان بهراحتی با قهرمان داستان همذاتپنداری میکنند، فراز و فرودهای او را بازمییابند و خود را در آینهی زندگی جوئل میبینند. این رمان، هم سفری ادبی است و هم تجربهای انسانی که نسل جوان با تمام وجود آن را لمس میکند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب سایهها در سپیدهدم میرویند اثر هنینگ مانکل، ترجمه مهناز رعیتی، انتشارات هرمس
جوئل گوستاوسون 2
