کتاب دیهگوی عزیز کیلا تو را در آغوش میکشد اثر النا پونیاتوسکا، ترجمه طلوع ریاضی، انتشارات نشر نی

کتاب دیهگوی عزیز کیلا تو را در آغوش میکشد اثر النا پونیاتوسکا، ترجمه طلوع ریاضی، انتشارات نشر نی
ناشر : نشر نی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
38سال انتشار شمسی
«دیهگوی عزیز، کیلا تو را در آغوش میکشد» رمانی کوتاه و تأثیرگذار از النا پونیاتوسکا، نویسندهی برجستهی مکزیکی است که نخستینبار در سال ۱۹۷۸ منتشر شد. این اثر بر بستری تاریخی شکل گرفته اما فراتر از واقعیت صرف، با نیروی تخیل و روایت داستانی جان میگیرد. داستان مجموعهای از نامههای خیالی است که نقاش روسی، آنجلینا بلوف، خطاب به معشوق دورافتادهاش، دیهگو ریورا ـ نقاش نامدار مکزیکی ـ مینویسد. پونیاتوسکا از خلال این نامهها، عشقی پرشور و در عینحال پرزخم را به تصویر میکشد و بهگونهای ظریف، زوایای رهاشدگی، هویت هنری و محو شدن زنان در سایهی مردان تاریخساز را میکاود.
داستان در پاریس پس از جنگ جهانی اول رخ میدهد؛ جایی که بلوف، تنها و ناامید، در آپارتمانی سرد و خاموش روزگار میگذراند. ریورا بیخبر به مکزیک بازگشته و تنها وعده داده کسی را برای بردن او بفرستد؛ وعدهای که هرگز عملی نمیشود. در این تنهایی فرساینده، بلوف دوازده نامهی پیاپی مینویسد؛ نامههایی که از لحنی آمیخته به امید و تمنای عاشقانه آغاز میشوند، اما بهتدریج به دلشکستگی، خشم پنهان و سرانجام سکوتی سنگین میانجامند. آنچه در آغاز سادهترین خواست دیدار دوباره بود، به مرور بدل به پرترهای غمبار از زنی میشود که در غیاب معشوق، هویت و خویشتن خویش را از دست میدهد.
در مرکز این رمان، مفهوم تبعید عاطفی جای دارد؛ تبعیدی نه فقط مکانی، بلکه انزوایی ژرف که از بیپاسخ ماندن، از نادیدهانگاشتن و از خاموش شدن صدا میروید. اشتیاق بلوف بیش از آنکه صرفاً دلتنگی عاشقانه باشد، اعتراضی خاموش به جایگاه متزلزل زنان هنرمند در جهان مردسالار هنر است. در این میان، مسئلهی «حذف هنری» نیز مطرح میشود؛ جایی که آنجلینا بلوف، با وجود استعداد و سبک شخصیاش، در تاریخ هنر بیشتر بهعنوان حاشیهای بر زندگی ریورا شناخته شده است. پونیاتوسکا در این مکالمات خیالی، صدای او را بازآفرینی میکند؛ صدایی رنجدیده، خلاق و انسانی که پرده از حقیقت تلخ فرسودگی زنانی برمیدارد که رویاهای مردان را بر دوش کشیدهاند.
در نهایت، رمان پرسشی تلخ را به میان میکشد: مرز میان عشق و فراموشی کجاست؟ وابستگی عمیق بلوف به ریورا هویت او را تضعیف میکند و عشقی که روزی نیروبخش بود، آرامآرام خاموش و فرسوده میشود. «دیهگوی عزیز، کیلا تو را در آغوش میکشد» رمانی شاعرانه، دردناک و profoundly انسانی است. النا پونیاتوسکا از دل صدای خاموش آنجلینا بلوف، گذشتهای غمناک و در عین حال پرشکوه را زنده میکند و خواننده را به اندیشیدن دربارهی سکوتهای پنهان در پس هر روایت عاشقانهی مردانه فرا میخواند.
این اثر با نثری موجز و عاطفهمند، فروپاشی تدریجی یک زن در سایهی عشق بیپاسخ را روایت میکند. اما پیام آن تنها به تصویر یک دلشکستگی محدود نمیشود؛ بلکه پژواکی از فریادهای شنیدهنشده و روایتهای نانوشتهی زنانی است که تاریخ، صدایشان را به حاشیه رانده است.
«دیهگوی عزیز، کیلا تو را در آغوش میکشد» رمانی کوتاه و تأثیرگذار از النا پونیاتوسکا، نویسندهی برجستهی مکزیکی است که نخستینبار در سال ۱۹۷۸ منتشر شد. این اثر بر بستری تاریخی شکل گرفته اما فراتر از واقعیت صرف، با نیروی تخیل و روایت داستانی جان میگیرد. داستان مجموعهای از نامههای خیالی است که نقاش روسی، آنجلینا بلوف، خطاب به معشوق دورافتادهاش، دیهگو ریورا ـ نقاش نامدار مکزیکی ـ مینویسد. پونیاتوسکا از خلال این نامهها، عشقی پرشور و در عینحال پرزخم را به تصویر میکشد و بهگونهای ظریف، زوایای رهاشدگی، هویت هنری و محو شدن زنان در سایهی مردان تاریخساز را میکاود.
داستان در پاریس پس از جنگ جهانی اول رخ میدهد؛ جایی که بلوف، تنها و ناامید، در آپارتمانی سرد و خاموش روزگار میگذراند. ریورا بیخبر به مکزیک بازگشته و تنها وعده داده کسی را برای بردن او بفرستد؛ وعدهای که هرگز عملی نمیشود. در این تنهایی فرساینده، بلوف دوازده نامهی پیاپی مینویسد؛ نامههایی که از لحنی آمیخته به امید و تمنای عاشقانه آغاز میشوند، اما بهتدریج به دلشکستگی، خشم پنهان و سرانجام سکوتی سنگین میانجامند. آنچه در آغاز سادهترین خواست دیدار دوباره بود، به مرور بدل به پرترهای غمبار از زنی میشود که در غیاب معشوق، هویت و خویشتن خویش را از دست میدهد.
در مرکز این رمان، مفهوم تبعید عاطفی جای دارد؛ تبعیدی نه فقط مکانی، بلکه انزوایی ژرف که از بیپاسخ ماندن، از نادیدهانگاشتن و از خاموش شدن صدا میروید. اشتیاق بلوف بیش از آنکه صرفاً دلتنگی عاشقانه باشد، اعتراضی خاموش به جایگاه متزلزل زنان هنرمند در جهان مردسالار هنر است. در این میان، مسئلهی «حذف هنری» نیز مطرح میشود؛ جایی که آنجلینا بلوف، با وجود استعداد و سبک شخصیاش، در تاریخ هنر بیشتر بهعنوان حاشیهای بر زندگی ریورا شناخته شده است. پونیاتوسکا در این مکالمات خیالی، صدای او را بازآفرینی میکند؛ صدایی رنجدیده، خلاق و انسانی که پرده از حقیقت تلخ فرسودگی زنانی برمیدارد که رویاهای مردان را بر دوش کشیدهاند.
در نهایت، رمان پرسشی تلخ را به میان میکشد: مرز میان عشق و فراموشی کجاست؟ وابستگی عمیق بلوف به ریورا هویت او را تضعیف میکند و عشقی که روزی نیروبخش بود، آرامآرام خاموش و فرسوده میشود. «دیهگوی عزیز، کیلا تو را در آغوش میکشد» رمانی شاعرانه، دردناک و profoundly انسانی است. النا پونیاتوسکا از دل صدای خاموش آنجلینا بلوف، گذشتهای غمناک و در عین حال پرشکوه را زنده میکند و خواننده را به اندیشیدن دربارهی سکوتهای پنهان در پس هر روایت عاشقانهی مردانه فرا میخواند.
این اثر با نثری موجز و عاطفهمند، فروپاشی تدریجی یک زن در سایهی عشق بیپاسخ را روایت میکند. اما پیام آن تنها به تصویر یک دلشکستگی محدود نمیشود؛ بلکه پژواکی از فریادهای شنیدهنشده و روایتهای نانوشتهی زنانی است که تاریخ، صدایشان را به حاشیه رانده است.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانداستان تاریخیداستان خارجیرمان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب دیهگوی عزیز کیلا تو را در آغوش میکشد اثر النا پونیاتوسکا، ترجمه طلوع ریاضی، انتشارات نشر نی
