کتاب هنر پذیرش خود اثر آلن دوباتن، ترجمه سمانه آسمانی، انتشارات لگا

کتاب هنر پذیرش خود اثر آلن دوباتن، ترجمه سمانه آسمانی، انتشارات لگا
ناشر : لگا

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
هیچکدام از ما بیعیب نیست؛ این حقیقتی انکارناپذیر از ماهیت انسانبودن است. با اینحال، برای رسیدن به هدف حقیقی خود در این جهان ـ هدفی که در نهایت به سود دیگران نیز خواهد بود ـ باید با تمام توان و در هر فرصتی که باقی مانده، از چنگال باوری قدیمی که ما را در بند خود نگاه داشته است، رها شویم. «ازخودبیزاری شاید ریشه در گذشته داشته باشد؛ اما بنا نیست آینده ما را نیز در تسخیر خود نگه دارد.»
در دل بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی ما، عاملی پنهان و اغلب نادیدهگرفتهشده وجود دارد: اینکه خود را چندان دوست نداریم. از همینروست که در زمان عمل، تواناییهای خود را کوچک میشماریم و در روابطی ناپایدار و ناخوشایند گرفتار میشویم. پیامد این چرخه، از دستدادن عزتنفس، گسترش اضطراب و سقوط در درماندگی است.
کمالگرایی، برخلاف آنچه بهنظر میرسد، نه از عشق به کمال، بلکه از زخمی عمیق سرچشمه میگیرد؛ از احساسی تلخ که ما هرگز آنقدر که باید خوب نیستیم. این ریشه به «ازخودبیزاری» بازمیگردد؛ خاطراتی از دوران کودکی، زمانی که کسانی که باید صادقانه ما را میپذیرفتند، از تأیید و حمایت دریغ کردند و ما را نادیده گرفتند.
از همانجا بود که حسی آغازین در وجود ما شکل گرفت؛ حسی از نالایقی، کسالتآوری، نقص و مایۀ ناامیدیبودن. همین احساس ما را بهسوی کمالگرایی رانده است؛ نیرویی که فشار سنگینی بر روان وارد میکند. ما پیوسته میکوشیم این فشار را خاموش کنیم؛ با کارکردن بیوقفه، با دو برابر تلاشکردن نسبت به دیگران یا با جلبتوجه و چاپلوسی. در پس همه این رفتارها، تلاش برای رهایی از تصویری نالایق از خویشتن نهفته است.
ذهن ما مدام وعده میدهد که با دستیافتن به چالش بعدی، بالأخره آرامش را تجربه خواهیم کرد. اما این راه همچون کار سیزیف است: هر سنگی که تا قله میبریم، دوباره فرو میغلتد. در این مسیر، نه نقطۀ آرامشی پایدار وجود دارد و نه احساس تکمیلشدن حقیقی. آنچه میماند، این حقیقت است که ما نه پرتلاش، بلکه بیماریم.
کتاب «هنر پذیرش خود» از مجموعه آثار «مدرسه زندگی» به قلم آلن دو باتن، با نگاهی عمیق و سرشار از عطوفت، به واکاوی این پدیده میپردازد. نویسنده میپرسد این احساس از کجا برمیخیزد، ما را به چه رفتارهایی وامیدارد و چگونه میتوان با مراقبت و توجه، بر آن غلبه کرد. لحن کتاب، در عین واقعگرایی، سرشار از امید است. ما اغلب سالهای زیادی از عمر خود را در نفرت از خویش سپری میکنیم، بیآنکه درک کنیم با چه چیزی بهراستی درگیر هستیم.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که بر مازوخیسم درونی خود غلبه کنیم و بهسوی رابطهای مهربانانهتر، آرامتر و پذیراتر با خویشتن حرکت کنیم؛ همان رابطهای که از آغاز شایسته آن بودیم.
هیچکدام از ما بیعیب نیست؛ این حقیقتی انکارناپذیر از ماهیت انسانبودن است. با اینحال، برای رسیدن به هدف حقیقی خود در این جهان ـ هدفی که در نهایت به سود دیگران نیز خواهد بود ـ باید با تمام توان و در هر فرصتی که باقی مانده، از چنگال باوری قدیمی که ما را در بند خود نگاه داشته است، رها شویم. «ازخودبیزاری شاید ریشه در گذشته داشته باشد؛ اما بنا نیست آینده ما را نیز در تسخیر خود نگه دارد.»
در دل بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی ما، عاملی پنهان و اغلب نادیدهگرفتهشده وجود دارد: اینکه خود را چندان دوست نداریم. از همینروست که در زمان عمل، تواناییهای خود را کوچک میشماریم و در روابطی ناپایدار و ناخوشایند گرفتار میشویم. پیامد این چرخه، از دستدادن عزتنفس، گسترش اضطراب و سقوط در درماندگی است.
کمالگرایی، برخلاف آنچه بهنظر میرسد، نه از عشق به کمال، بلکه از زخمی عمیق سرچشمه میگیرد؛ از احساسی تلخ که ما هرگز آنقدر که باید خوب نیستیم. این ریشه به «ازخودبیزاری» بازمیگردد؛ خاطراتی از دوران کودکی، زمانی که کسانی که باید صادقانه ما را میپذیرفتند، از تأیید و حمایت دریغ کردند و ما را نادیده گرفتند.
از همانجا بود که حسی آغازین در وجود ما شکل گرفت؛ حسی از نالایقی، کسالتآوری، نقص و مایۀ ناامیدیبودن. همین احساس ما را بهسوی کمالگرایی رانده است؛ نیرویی که فشار سنگینی بر روان وارد میکند. ما پیوسته میکوشیم این فشار را خاموش کنیم؛ با کارکردن بیوقفه، با دو برابر تلاشکردن نسبت به دیگران یا با جلبتوجه و چاپلوسی. در پس همه این رفتارها، تلاش برای رهایی از تصویری نالایق از خویشتن نهفته است.
ذهن ما مدام وعده میدهد که با دستیافتن به چالش بعدی، بالأخره آرامش را تجربه خواهیم کرد. اما این راه همچون کار سیزیف است: هر سنگی که تا قله میبریم، دوباره فرو میغلتد. در این مسیر، نه نقطۀ آرامشی پایدار وجود دارد و نه احساس تکمیلشدن حقیقی. آنچه میماند، این حقیقت است که ما نه پرتلاش، بلکه بیماریم.
کتاب «هنر پذیرش خود» از مجموعه آثار «مدرسه زندگی» به قلم آلن دو باتن، با نگاهی عمیق و سرشار از عطوفت، به واکاوی این پدیده میپردازد. نویسنده میپرسد این احساس از کجا برمیخیزد، ما را به چه رفتارهایی وامیدارد و چگونه میتوان با مراقبت و توجه، بر آن غلبه کرد. لحن کتاب، در عین واقعگرایی، سرشار از امید است. ما اغلب سالهای زیادی از عمر خود را در نفرت از خویش سپری میکنیم، بیآنکه درک کنیم با چه چیزی بهراستی درگیر هستیم.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که بر مازوخیسم درونی خود غلبه کنیم و بهسوی رابطهای مهربانانهتر، آرامتر و پذیراتر با خویشتن حرکت کنیم؛ همان رابطهای که از آغاز شایسته آن بودیم.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب هنر پذیرش خود اثر آلن دوباتن، ترجمه سمانه آسمانی، انتشارات لگا
