کتاب بازپرس میخواهد شما را ببیند اثر جی بی پریستلی، ترجمه مهدی امینی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
نمایشنامه [در سه پرده]

کتاب بازپرس میخواهد شما را ببیند اثر جی بی پریستلی، ترجمه مهدی امینی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
نمایشنامه [در سه پرده]
ناشر : روشنگران و مطالعات زنان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نمایشنامهی «بازپرس میخواهد شما را ببیند» اثر جی. بی. پریستلی، نخستینبار در سال ۱۹۴۵ در اتحاد جماهیر شوروی و یک سال بعد در بریتانیا اجرا شد. این اثر برجستهی درام اجتماعی قرن بیستم با آمیزهای از رمزآلودی روانشناختی، نقد طبقاتی و تأملی عمیق بر اخلاق اجتماعی، جایگاهی ماندگار در تاریخ تئاتر معاصر یافته است.
این نمایش سهپردهای در سال ۱۹۱۲ و در بستر بریتانیای پیش از جنگ جهانی اول روایت میشود. داستان پیرامون خانوادهی بیرلینگ، صاحبان کارخانهای ثروتمند شکل میگیرد که شبی به مناسبت نامزدی دخترشان شیلا با جرالد کرافت، فرزند یک خانوادهی همطبقه، گرد هم آمدهاند. جشن خانوادگی اما با ورود ناگهانی و تکاندهندهی بازرس گول، شخصیتی مرموز و قاطع، به مسیری تاریک و پرسشبرانگیز کشیده میشود. بازرس با مطرح کردن ماجرای خودکشی دختر جوانی به نام اوا اسمیت، تکتک اعضای خانواده را رودرروی گذشته و نقش پنهانشان در این تراژدی قرار میدهد.
پریستلی با ساختاری ساده اما اندیشمندانه، نمایشی خلق کرده است که همزمان با پیشبرد روایتی خطی، لایهلایه به واکاوی مسئولیت، گناه و وجدان انسان میپردازد. دیالوگهای دقیق و ریتم پرتنش گفتوگوها سبب میشوند که داستان، حتی در فضای بستهی خانهی اشرافی بیرلینگها، به نقدی تند از ساختار طبقاتی و اخلاق بورژوایی تبدیل شود. با هر افشاگری بازرس، نمای باشکوه خانه و آرامش خانوادگی فرو میپاشد و نظام اجتماعی مبتنی بر امتیاز، قدرت و نابرابری، بهسان نقابی بر عدالت، عریان و متزلزل جلوه میکند.
لحن نمایش از ابتدای اثر با لحنی رسمی و کنترلشده آغاز میشود؛ اما هرچه بازجوییها پیش میرود، این لحن به حالتی صریح، افشاگر و بیپروا تغییر مییابد. این تحول نهتنها شخصیتها را ناچار میکند تا با خطاها و بیتوجهیهای خویش روبهرو شوند، بلکه تماشاگر را نیز در برابر مسئولیتپذیری اجتماعی و تأمل اخلاقی قرار میدهد. بازرس گول بیش از آنکه مأموری قانونی باشد، بهسان وجدان جمعی و داوری اخلاقی ظاهر میشود که رسالتش برملا کردن تضادها و بیرحمیهای پنهان جامعهی بورژوایی است.
درونمایههای اساسی نمایش، از جمله مسئولیت فردی و جمعی، نابرابریهای طبقاتی، نقش زن در جامعه و بیعدالتی اجتماعی، چنان استادانه در روایت تنیده شدهاند که اثر به مرز یک تمثیل فلسفی نزدیک میشود. پریستلی، با الهام از دیدگاههای سوسیالیستی و باور به رفاه جمعی، خانوادهی بیرلینگ را نماد سرمایهداری خودمحور معرفی میکند که در رفاه و قدرت خویش از رنج طبقات فرودست غافلاند. در برابر آنان، فرزندان خانواده یعنی شیلا و اریک، در جریان بازجوییها به آگاهی اخلاقی تازهای دست مییابند؛ این تحول نسلی، نشانهی امیدی است که نویسنده برای آیندهی اجتماع ترسیم میکند.
پایانبندی نمایشنامه با دو پیچش پیاپی، اثری شگرف بر مخاطب میگذارد. نخست روشن میشود که بازرس احتمالا پلیس واقعی نبوده و تمام ماجرا میتواند استعارهای اخلاقی باشد؛ اما بلافاصله تماسی تلفنی خبر میدهد که بازرس حقیقی در راه است. این چرخش، مرز میان واقعیت و خیال را درمینوردد و تعلیقی فلسفی میآفریند که نه تنها بر خطای شخصیتها، بلکه بر مسئولیت تماشاگر در انتخاب عمل اخلاقی تأکید میگذارد.
نمایشنامهی «بازپرس میخواهد شما را ببیند» با وجود مخالفتهای اولیهی برخی محافل محافظهکار، بهسرعت به اثری محبوب و پرمخاطب بدل شد و بارها در قالبهای گوناگون تئاتری، تلویزیونی و سینمایی به صحنه آمده است. در بریتانیا نیز این اثر همچنان در برنامهی آموزشی مدارس حضور پررنگ دارد و بهعنوان نمونهای ماندگار از ادبیات متعهد به عدالت اجتماعی تدریس میشود.
در نهایت، نمایش پریستلی همچون آینهای پیشرو، پرسشی بنیادین را پیشروی مخاطب میگذارد: در جهانی که رنج یک انسان میتواند نتیجهی بیتفاوتی ما باشد، چه مسئولیتی بر عهدهی ماست؟ این پرسش که در سال ۱۹۴۵ با قدرت طنینافکن شد، امروز نیز همانقدر تازه، ضروری و مخاطببرانگیز باقی مانده است.
نمایشنامهی «بازپرس میخواهد شما را ببیند» اثر جی. بی. پریستلی، نخستینبار در سال ۱۹۴۵ در اتحاد جماهیر شوروی و یک سال بعد در بریتانیا اجرا شد. این اثر برجستهی درام اجتماعی قرن بیستم با آمیزهای از رمزآلودی روانشناختی، نقد طبقاتی و تأملی عمیق بر اخلاق اجتماعی، جایگاهی ماندگار در تاریخ تئاتر معاصر یافته است.
این نمایش سهپردهای در سال ۱۹۱۲ و در بستر بریتانیای پیش از جنگ جهانی اول روایت میشود. داستان پیرامون خانوادهی بیرلینگ، صاحبان کارخانهای ثروتمند شکل میگیرد که شبی به مناسبت نامزدی دخترشان شیلا با جرالد کرافت، فرزند یک خانوادهی همطبقه، گرد هم آمدهاند. جشن خانوادگی اما با ورود ناگهانی و تکاندهندهی بازرس گول، شخصیتی مرموز و قاطع، به مسیری تاریک و پرسشبرانگیز کشیده میشود. بازرس با مطرح کردن ماجرای خودکشی دختر جوانی به نام اوا اسمیت، تکتک اعضای خانواده را رودرروی گذشته و نقش پنهانشان در این تراژدی قرار میدهد.
پریستلی با ساختاری ساده اما اندیشمندانه، نمایشی خلق کرده است که همزمان با پیشبرد روایتی خطی، لایهلایه به واکاوی مسئولیت، گناه و وجدان انسان میپردازد. دیالوگهای دقیق و ریتم پرتنش گفتوگوها سبب میشوند که داستان، حتی در فضای بستهی خانهی اشرافی بیرلینگها، به نقدی تند از ساختار طبقاتی و اخلاق بورژوایی تبدیل شود. با هر افشاگری بازرس، نمای باشکوه خانه و آرامش خانوادگی فرو میپاشد و نظام اجتماعی مبتنی بر امتیاز، قدرت و نابرابری، بهسان نقابی بر عدالت، عریان و متزلزل جلوه میکند.
لحن نمایش از ابتدای اثر با لحنی رسمی و کنترلشده آغاز میشود؛ اما هرچه بازجوییها پیش میرود، این لحن به حالتی صریح، افشاگر و بیپروا تغییر مییابد. این تحول نهتنها شخصیتها را ناچار میکند تا با خطاها و بیتوجهیهای خویش روبهرو شوند، بلکه تماشاگر را نیز در برابر مسئولیتپذیری اجتماعی و تأمل اخلاقی قرار میدهد. بازرس گول بیش از آنکه مأموری قانونی باشد، بهسان وجدان جمعی و داوری اخلاقی ظاهر میشود که رسالتش برملا کردن تضادها و بیرحمیهای پنهان جامعهی بورژوایی است.
درونمایههای اساسی نمایش، از جمله مسئولیت فردی و جمعی، نابرابریهای طبقاتی، نقش زن در جامعه و بیعدالتی اجتماعی، چنان استادانه در روایت تنیده شدهاند که اثر به مرز یک تمثیل فلسفی نزدیک میشود. پریستلی، با الهام از دیدگاههای سوسیالیستی و باور به رفاه جمعی، خانوادهی بیرلینگ را نماد سرمایهداری خودمحور معرفی میکند که در رفاه و قدرت خویش از رنج طبقات فرودست غافلاند. در برابر آنان، فرزندان خانواده یعنی شیلا و اریک، در جریان بازجوییها به آگاهی اخلاقی تازهای دست مییابند؛ این تحول نسلی، نشانهی امیدی است که نویسنده برای آیندهی اجتماع ترسیم میکند.
پایانبندی نمایشنامه با دو پیچش پیاپی، اثری شگرف بر مخاطب میگذارد. نخست روشن میشود که بازرس احتمالا پلیس واقعی نبوده و تمام ماجرا میتواند استعارهای اخلاقی باشد؛ اما بلافاصله تماسی تلفنی خبر میدهد که بازرس حقیقی در راه است. این چرخش، مرز میان واقعیت و خیال را درمینوردد و تعلیقی فلسفی میآفریند که نه تنها بر خطای شخصیتها، بلکه بر مسئولیت تماشاگر در انتخاب عمل اخلاقی تأکید میگذارد.
نمایشنامهی «بازپرس میخواهد شما را ببیند» با وجود مخالفتهای اولیهی برخی محافل محافظهکار، بهسرعت به اثری محبوب و پرمخاطب بدل شد و بارها در قالبهای گوناگون تئاتری، تلویزیونی و سینمایی به صحنه آمده است. در بریتانیا نیز این اثر همچنان در برنامهی آموزشی مدارس حضور پررنگ دارد و بهعنوان نمونهای ماندگار از ادبیات متعهد به عدالت اجتماعی تدریس میشود.
در نهایت، نمایش پریستلی همچون آینهای پیشرو، پرسشی بنیادین را پیشروی مخاطب میگذارد: در جهانی که رنج یک انسان میتواند نتیجهی بیتفاوتی ما باشد، چه مسئولیتی بر عهدهی ماست؟ این پرسش که در سال ۱۹۴۵ با قدرت طنینافکن شد، امروز نیز همانقدر تازه، ضروری و مخاطببرانگیز باقی مانده است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب بازپرس میخواهد شما را ببیند اثر جی بی پریستلی، ترجمه مهدی امینی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
نمایشنامه [در سه پرده]

