کتاب کیت هرمان اثر آنه لپر، ترجمه بهروز قنبرحسینی، انتشارات قطره
نمایشنامههای مدرن آلمانی

کتاب کیت هرمان اثر آنه لپر، ترجمه بهروز قنبرحسینی، انتشارات قطره
نمایشنامههای مدرن آلمانی
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
56تعداد صفحه
کتاب «کیت هرمان» نمایشنامهای از آنه لپر با ترجمهٔ بهروز قنبرحسینی است که توسط نشر قطره منتشر شده است. این اثر در امتداد موجی نو از شیوههای تئاتری قرار میگیرد که از اواسط دههٔ هشتاد میلادی در اروپا، بهویژه در آلمان، ظهور یافت. این جریان جدید با فاصله گرفتن از قالبهای سنتی تئاتر و بهرهگیری گسترده از امکانات دیجیتال و رسانههای چندگانه در صحنه، نگاه تحسینآمیز بسیاری از منتقدان را به خود جلب کرد.
در سال ۱۹۹۹، «هانس تیس لمان» پروفسور و پژوهشگر تئاتر در دانشگاه فرانکفورت، برای نخستین بار اصطلاح «تئاتر پستمدرن» را برای این سبک برگزید. این نظریه طی مدت کوتاهی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفت و به یکی از جریانهای اصلی تئاتر معاصر بدل شد. در نمایشهای پستمدرن، متن نمایشنامه همچون گذشته نقش محوری ندارد و بیشتر بهعنوان بستری برای بازی بازیگران مطرح میشود. طراحی صحنه، نورپردازی و سایر عناصر اجرایی کمرنگ شده و بار اصلی روایت بر دوش بازیگران و گاه همسرایان قرار میگیرد؛ شیوهای که یادآور برخی رویکردهای تئاتر برشت نیز هست.
ویژگی مهم تئاتر پستمدرن، تأکید بر یادآوری ماهیت تئاتر به تماشاگر است؛ مخاطب هر لحظه باید آگاه باشد که در حال تماشای یک نمایش است. موضوعات این آثار غالباً حول مسائل فلسفی، اجتماعی، انسانی و خانوادگی میچرخد. تنهایی انسان، تقابل فرد با نظام سرمایهداری، نقش جهان مجازی در زندگی امروز و بحرانهای وجودی از مهمترین مضامینی هستند که نمایشنامهنویسان این سبک به آن میپردازند.
برخلاف نمایشنامههای کلاسیک که بر روایت داستانی متمرکز بودند، آثار پستمدرن تنها بخشی کوتاه اما برجسته از زندگی انسان معاصر را انتخاب میکنند و آن را بر صحنه به تصویر میکشند. این متون اغلب فاقد توصیفهای اضافیاند و حتی شخصیتها با نام مشخص حضور ندارند؛ گاهی تنها با حروف یا اعداد نامگذاری میشوند. از همین نقطه وظیفهٔ اصلی کارگردان یا دراماتورژ آغاز میشود، زیرا اوست که باید اندیشهٔ نمایشنامه را کشف کرده و به آن در صحنه جان ببخشد.
نمایشنامهنویسان پستمدرن بسیاری از سنتهای مدرنیسم را کنار میگذارند. اگر در تئاتر مدرن هدف بازنمایی هنرمندانهٔ واقعیتهای جهان بود، در تئاتر پستمدرن خودِ اجرا بهعنوان یک رخداد واقعی محسوب میشود؛ رویدادی که تماشاگر نیز باید در آن سهیم باشد. این شیوه قواعد کلاسیک نمایشنامهنویسی را دگرگون کرده و اغلب با کمینهگرایی در شخصیتپردازی، از ترکیب موسیقی، صدا، حرکت و عناصر بصری برای ایجاد معنا بهره میگیرد.
در میان کشورهای اروپایی، نمایشنامهنویسان آلمانیزبان از آلمان، اتریش و سوئیس پیشگام در گسترش این سبک بودهاند. آنان طی دو دههٔ اخیر با استفاده از تکنیکهای نوین، همواره افقهای تازهای را در تئاتر پستمدرن گشودهاند.
نمایشنامهٔ «کیت هرمان» از جمله نمونههای شاخص این رویکرد است. در این اثر، نویسنده هیچگونه علامت نگارشی همچون نقطه، ویرگول یا علامت سؤال به کار نبرده است. استدلال این دسته از نویسندگان آن است که جان و ریتم جملات باید توسط بازیگر زنده شود و اوست که باید در اجرا به متن روح ببخشد و با انتخاب درست مکثها و فراز و فرودهای کلامی، نقش علائم نگارشی را ایفا کند.
کتاب «کیت هرمان» نمایشنامهای از آنه لپر با ترجمهٔ بهروز قنبرحسینی است که توسط نشر قطره منتشر شده است. این اثر در امتداد موجی نو از شیوههای تئاتری قرار میگیرد که از اواسط دههٔ هشتاد میلادی در اروپا، بهویژه در آلمان، ظهور یافت. این جریان جدید با فاصله گرفتن از قالبهای سنتی تئاتر و بهرهگیری گسترده از امکانات دیجیتال و رسانههای چندگانه در صحنه، نگاه تحسینآمیز بسیاری از منتقدان را به خود جلب کرد.
در سال ۱۹۹۹، «هانس تیس لمان» پروفسور و پژوهشگر تئاتر در دانشگاه فرانکفورت، برای نخستین بار اصطلاح «تئاتر پستمدرن» را برای این سبک برگزید. این نظریه طی مدت کوتاهی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفت و به یکی از جریانهای اصلی تئاتر معاصر بدل شد. در نمایشهای پستمدرن، متن نمایشنامه همچون گذشته نقش محوری ندارد و بیشتر بهعنوان بستری برای بازی بازیگران مطرح میشود. طراحی صحنه، نورپردازی و سایر عناصر اجرایی کمرنگ شده و بار اصلی روایت بر دوش بازیگران و گاه همسرایان قرار میگیرد؛ شیوهای که یادآور برخی رویکردهای تئاتر برشت نیز هست.
ویژگی مهم تئاتر پستمدرن، تأکید بر یادآوری ماهیت تئاتر به تماشاگر است؛ مخاطب هر لحظه باید آگاه باشد که در حال تماشای یک نمایش است. موضوعات این آثار غالباً حول مسائل فلسفی، اجتماعی، انسانی و خانوادگی میچرخد. تنهایی انسان، تقابل فرد با نظام سرمایهداری، نقش جهان مجازی در زندگی امروز و بحرانهای وجودی از مهمترین مضامینی هستند که نمایشنامهنویسان این سبک به آن میپردازند.
برخلاف نمایشنامههای کلاسیک که بر روایت داستانی متمرکز بودند، آثار پستمدرن تنها بخشی کوتاه اما برجسته از زندگی انسان معاصر را انتخاب میکنند و آن را بر صحنه به تصویر میکشند. این متون اغلب فاقد توصیفهای اضافیاند و حتی شخصیتها با نام مشخص حضور ندارند؛ گاهی تنها با حروف یا اعداد نامگذاری میشوند. از همین نقطه وظیفهٔ اصلی کارگردان یا دراماتورژ آغاز میشود، زیرا اوست که باید اندیشهٔ نمایشنامه را کشف کرده و به آن در صحنه جان ببخشد.
نمایشنامهنویسان پستمدرن بسیاری از سنتهای مدرنیسم را کنار میگذارند. اگر در تئاتر مدرن هدف بازنمایی هنرمندانهٔ واقعیتهای جهان بود، در تئاتر پستمدرن خودِ اجرا بهعنوان یک رخداد واقعی محسوب میشود؛ رویدادی که تماشاگر نیز باید در آن سهیم باشد. این شیوه قواعد کلاسیک نمایشنامهنویسی را دگرگون کرده و اغلب با کمینهگرایی در شخصیتپردازی، از ترکیب موسیقی، صدا، حرکت و عناصر بصری برای ایجاد معنا بهره میگیرد.
در میان کشورهای اروپایی، نمایشنامهنویسان آلمانیزبان از آلمان، اتریش و سوئیس پیشگام در گسترش این سبک بودهاند. آنان طی دو دههٔ اخیر با استفاده از تکنیکهای نوین، همواره افقهای تازهای را در تئاتر پستمدرن گشودهاند.
نمایشنامهٔ «کیت هرمان» از جمله نمونههای شاخص این رویکرد است. در این اثر، نویسنده هیچگونه علامت نگارشی همچون نقطه، ویرگول یا علامت سؤال به کار نبرده است. استدلال این دسته از نویسندگان آن است که جان و ریتم جملات باید توسط بازیگر زنده شود و اوست که باید در اجرا به متن روح ببخشد و با انتخاب درست مکثها و فراز و فرودهای کلامی، نقش علائم نگارشی را ایفا کند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب کیت هرمان اثر آنه لپر، ترجمه بهروز قنبرحسینی، انتشارات قطره
نمایشنامههای مدرن آلمانی