کتاب بدونمرز اثر هاشم نصیری، انتشارات کتابستان معرفت

کتاب بدونمرز اثر هاشم نصیری، انتشارات کتابستان معرفت
ناشر : کتابستان معرفت

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
320تعداد صفحه
«بدون مرز» اثری داستانی از زندگی شهید مصطفی چمران است که توسط نویسنده جوان، آقای هاشم نصیری، به نگارش درآمده است. نویسنده با بهرهگیری از تخیل ادبی و عناصر داستانی، خط سیر زندگی دکتر چمران را از دوران بلوغ تا لحظههای پرالتهاب حضورش در جبهه و جنگ، روایت کرده و خواننده را در همراهی با لحظات پرهیجان این شهید بزرگوار سهیم میسازد.
داستان با خواب مهندسی آغاز میشود؛ خوابی که در آن دیداری نمادین با چمران شکل میگیرد و نشاندهنده فشارها، تنشها و دشواریهای مبارزاتی او در لبنان است. در این بخش، ایثار و ازخودگذشتگی چمران برای نجات جان زنان و کودکان لبنانی به تصویر کشیده میشود؛ تا جایی که حتی خانوادهاش نیز در معرض خطر قرار میگیرند. همسر او، پروانه، ناگزیر همراه فرزندان بازمیگردد؛ به امید آنکه شاید بتواند جان آنان را نجات دهد.
راوی در دو بخش نخست داستان، مهندسی جوان است که برای ادامه تحصیل عازم آمریکا میشود. او در روایت دوم، لحظههای تلخ خداحافظی را ترسیم میکند؛ لحظاتی سرشار از اندوه که در آن از اشکهای مادر دل میکند و پدری را ترک میکند که برای او تنها یک پدر نبوده، بلکه همچون رفیق و برادر کنارش ایستاده است.
در بخش سوم، روایت به دست راوی دانای کل سپرده میشود. داستان از فرودگاه کالیفرنیا آغاز میشود؛ جایی که هواپیمای حامل دانشجویان بورسیه ایران بر زمین مینشیند. در آنجا با آقای امیری، نماینده کنسولگری ایران، آشنا میشویم؛ شخصیتی که با فعالیتهای غیرعلمی و حاشیهای دانشجویان در سایه آزادی بیحدوحصر آمریکا مخالف است و آنان را پیوسته به علمآموزی، تلاش و خدمت به پیشرفت میهن توصیه میکند.
روایت بهصورت متناوب میان افراد و زاویههای دید گوناگون تغییر مییابد و رفتهرفته شخصیتهای بیشتری از میان دانشجویان بورسیه معرفی میشوند. در این مسیر، قصه اصلی جان میگیرد؛ قصهای که نخستین تصویر جدی آن در یکی از جلسات سخنرانی شکل میگیرد.
در این جلسه، مجری با شور و حرارت از استقبال صمیمانه دانشجویان تشکر میکند و توضیحاتی درباره فعالیتهای سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا میدهد. سپس، با احترام از دکتر مصطفی چمران دعوت میکند تا وارد جمع شود و سخنرانی را آغاز کند. مهندس جوان، با شنیدن این دعوت، نفس در سینهاش حبس میماند و دستهایش از شدت اضطراب عرق میکند؛ لحظهای که آرامش را از او میگیرد، چراکه شاید قرار است دکتر چمران همان کسی باشد که او در رؤیای خود دیده است.
«بدون مرز» اثری داستانی از زندگی شهید مصطفی چمران است که توسط نویسنده جوان، آقای هاشم نصیری، به نگارش درآمده است. نویسنده با بهرهگیری از تخیل ادبی و عناصر داستانی، خط سیر زندگی دکتر چمران را از دوران بلوغ تا لحظههای پرالتهاب حضورش در جبهه و جنگ، روایت کرده و خواننده را در همراهی با لحظات پرهیجان این شهید بزرگوار سهیم میسازد.
داستان با خواب مهندسی آغاز میشود؛ خوابی که در آن دیداری نمادین با چمران شکل میگیرد و نشاندهنده فشارها، تنشها و دشواریهای مبارزاتی او در لبنان است. در این بخش، ایثار و ازخودگذشتگی چمران برای نجات جان زنان و کودکان لبنانی به تصویر کشیده میشود؛ تا جایی که حتی خانوادهاش نیز در معرض خطر قرار میگیرند. همسر او، پروانه، ناگزیر همراه فرزندان بازمیگردد؛ به امید آنکه شاید بتواند جان آنان را نجات دهد.
راوی در دو بخش نخست داستان، مهندسی جوان است که برای ادامه تحصیل عازم آمریکا میشود. او در روایت دوم، لحظههای تلخ خداحافظی را ترسیم میکند؛ لحظاتی سرشار از اندوه که در آن از اشکهای مادر دل میکند و پدری را ترک میکند که برای او تنها یک پدر نبوده، بلکه همچون رفیق و برادر کنارش ایستاده است.
در بخش سوم، روایت به دست راوی دانای کل سپرده میشود. داستان از فرودگاه کالیفرنیا آغاز میشود؛ جایی که هواپیمای حامل دانشجویان بورسیه ایران بر زمین مینشیند. در آنجا با آقای امیری، نماینده کنسولگری ایران، آشنا میشویم؛ شخصیتی که با فعالیتهای غیرعلمی و حاشیهای دانشجویان در سایه آزادی بیحدوحصر آمریکا مخالف است و آنان را پیوسته به علمآموزی، تلاش و خدمت به پیشرفت میهن توصیه میکند.
روایت بهصورت متناوب میان افراد و زاویههای دید گوناگون تغییر مییابد و رفتهرفته شخصیتهای بیشتری از میان دانشجویان بورسیه معرفی میشوند. در این مسیر، قصه اصلی جان میگیرد؛ قصهای که نخستین تصویر جدی آن در یکی از جلسات سخنرانی شکل میگیرد.
در این جلسه، مجری با شور و حرارت از استقبال صمیمانه دانشجویان تشکر میکند و توضیحاتی درباره فعالیتهای سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا میدهد. سپس، با احترام از دکتر مصطفی چمران دعوت میکند تا وارد جمع شود و سخنرانی را آغاز کند. مهندس جوان، با شنیدن این دعوت، نفس در سینهاش حبس میماند و دستهایش از شدت اضطراب عرق میکند؛ لحظهای که آرامش را از او میگیرد، چراکه شاید قرار است دکتر چمران همان کسی باشد که او در رؤیای خود دیده است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب بدونمرز اثر هاشم نصیری، انتشارات کتابستان معرفت