کتاب دو خانم ریزهمیزه در راه شمال اثر پی یر نوت، ترجمه حمیده لرک، انتشارات قطره
نمایشنامه

کتاب دو خانم ریزهمیزه در راه شمال اثر پی یر نوت، ترجمه حمیده لرک، انتشارات قطره
نمایشنامه
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
نمایش «دو خانم ریزهمیزه در راه شمال» نوشتهی پییر نوت، کمدی سیاهی است فشرده و در عین حال عمیق که در قالب اثری دونفره روایت میشود. این نمایشنامه با درهمتنیدن مرگ، خاطره و عصیان، سفری جادهای طنزآمیز و تأملبرانگیز را ترسیم میکند؛ سفری غیرمنتظره که راهی برای آشتی با گذشته و بازپسگیری صدا میگشاید.
ماجرا پس از مرگ مادر ۹۷ سالهی دو خواهر، آنت و برنادت، آغاز میشود؛ مادری که در حین تماشای نمایشی از هارولد پینتر جان میسپارد. پس از این واقعه، خواهران ناگهان درمییابند هرگز بر مزار پدرشان حاضر نشدهاند؛ پدری که ۲۵ سال پیش از دنیا رفته است. همین آگاهی، جرقهای برای شورشی ناگهانی میشود: تصمیم به سفری از پاریس به آمیان در شمال فرانسه، با کوزهای از خاکستر مادر در دست و نیتی برای پیوند دوبارهی والدین در مرگ.
نمایش با صحنهای در حاشیهی شهر آغاز میشود؛ جایی که خواهران در محوطهای عمومی ایستادهاند و میگویند: «روی این قطعهی عمومی... روی این قطعهی هنری...» سپس سوار یک اتوبوس توریستی میشوند، در گورستان آواز میخوانند، در یک بار کارائوکه مراسمی شبیه تشییع برگزار میکنند و حتی در ایست بازرسی پلیس گرفتار میشوند. یکی از صحنههای بهیادماندنی نمایش زمانیست که آنت در یک بار، در حالی که کوزهی خاکستر را کنار بشقاب سیبزمینی سرخکرده گذاشته، آبجو سفارش میدهد و خواهرش با طعنه میگوید: «از کسی که سه رایش را میشناسم متنفرم.»
ساختار اثر بر پایهی صحنههایی کوتاه و اپیزودیک بنا شده که میان کمدی ابزورد و تأملات مالیخولیایی در نوساناند. قلب نمایش، رابطهی پرتنش اما صمیمانهی دو خواهری است که سالها زیر یک سقف زندگی کردهاند و پیوندی پیچیده و دیرینه میانشان شکل گرفته است.
مضامین اصلی نمایشنامه را میتوان چنین برشمرد:
- مرگ با طعمی گزنده: مواجهه با فقدان همواره با شوخی و بیپروایی همراه است. کوزهی خاکستر همانند چمدانی معمولی حمل میشود و لحنی طنز حتی از رسمیترین مکانها نیز عبور میکند.
- رهایی در دل سوگ: سفر جادهای تبدیل به نماد شورشی دیرهنگام میشود؛ تلاشی برای بازیابی آزادی و خودانگیختگی پس از سالها انباشت فشار و وظایف مراقبتی.
- روابط خواهرانه: دینامیسم میان آنت و برنادت همچون رابطهای زناشویی سالخورده است؛ آمیخته با طعنه، محبت، رنجش و خاطره، که لایههای چندبعدی و وابستهی رابطهی خانوادگی آنان را آشکار میکند.
«دو خانم ریزهمیزه در راه شمال» نمایشی دربارهی غم، خاطره و آزادی است؛ اما این مفاهیم از زاویهای طنزآلود و گاه بیرحم روایت میشوند. پییر نوت نشان میدهد چگونه دو زن سالخورده، با کوزهی خاکستر مادرشان در دست، در جادهای پوچنما، بار دیگر معنا، هویت و پیوندی فراموششده را بازیابی میکنند.
در نهایت، این نمایش روایتی است سراسر خنده و آزادی از امکان رهایی در واپسین سالهای زندگی؛ اثری که فقدان را در آغوش شوخی جای میدهد و فرصت دوبارهای برای شنیدهشدن صداهای خاموش فراهم میسازد.
نمایش «دو خانم ریزهمیزه در راه شمال» نوشتهی پییر نوت، کمدی سیاهی است فشرده و در عین حال عمیق که در قالب اثری دونفره روایت میشود. این نمایشنامه با درهمتنیدن مرگ، خاطره و عصیان، سفری جادهای طنزآمیز و تأملبرانگیز را ترسیم میکند؛ سفری غیرمنتظره که راهی برای آشتی با گذشته و بازپسگیری صدا میگشاید.
ماجرا پس از مرگ مادر ۹۷ سالهی دو خواهر، آنت و برنادت، آغاز میشود؛ مادری که در حین تماشای نمایشی از هارولد پینتر جان میسپارد. پس از این واقعه، خواهران ناگهان درمییابند هرگز بر مزار پدرشان حاضر نشدهاند؛ پدری که ۲۵ سال پیش از دنیا رفته است. همین آگاهی، جرقهای برای شورشی ناگهانی میشود: تصمیم به سفری از پاریس به آمیان در شمال فرانسه، با کوزهای از خاکستر مادر در دست و نیتی برای پیوند دوبارهی والدین در مرگ.
نمایش با صحنهای در حاشیهی شهر آغاز میشود؛ جایی که خواهران در محوطهای عمومی ایستادهاند و میگویند: «روی این قطعهی عمومی... روی این قطعهی هنری...» سپس سوار یک اتوبوس توریستی میشوند، در گورستان آواز میخوانند، در یک بار کارائوکه مراسمی شبیه تشییع برگزار میکنند و حتی در ایست بازرسی پلیس گرفتار میشوند. یکی از صحنههای بهیادماندنی نمایش زمانیست که آنت در یک بار، در حالی که کوزهی خاکستر را کنار بشقاب سیبزمینی سرخکرده گذاشته، آبجو سفارش میدهد و خواهرش با طعنه میگوید: «از کسی که سه رایش را میشناسم متنفرم.»
ساختار اثر بر پایهی صحنههایی کوتاه و اپیزودیک بنا شده که میان کمدی ابزورد و تأملات مالیخولیایی در نوساناند. قلب نمایش، رابطهی پرتنش اما صمیمانهی دو خواهری است که سالها زیر یک سقف زندگی کردهاند و پیوندی پیچیده و دیرینه میانشان شکل گرفته است.
مضامین اصلی نمایشنامه را میتوان چنین برشمرد:
- مرگ با طعمی گزنده: مواجهه با فقدان همواره با شوخی و بیپروایی همراه است. کوزهی خاکستر همانند چمدانی معمولی حمل میشود و لحنی طنز حتی از رسمیترین مکانها نیز عبور میکند.
- رهایی در دل سوگ: سفر جادهای تبدیل به نماد شورشی دیرهنگام میشود؛ تلاشی برای بازیابی آزادی و خودانگیختگی پس از سالها انباشت فشار و وظایف مراقبتی.
- روابط خواهرانه: دینامیسم میان آنت و برنادت همچون رابطهای زناشویی سالخورده است؛ آمیخته با طعنه، محبت، رنجش و خاطره، که لایههای چندبعدی و وابستهی رابطهی خانوادگی آنان را آشکار میکند.
«دو خانم ریزهمیزه در راه شمال» نمایشی دربارهی غم، خاطره و آزادی است؛ اما این مفاهیم از زاویهای طنزآلود و گاه بیرحم روایت میشوند. پییر نوت نشان میدهد چگونه دو زن سالخورده، با کوزهی خاکستر مادرشان در دست، در جادهای پوچنما، بار دیگر معنا، هویت و پیوندی فراموششده را بازیابی میکنند.
در نهایت، این نمایش روایتی است سراسر خنده و آزادی از امکان رهایی در واپسین سالهای زندگی؛ اثری که فقدان را در آغوش شوخی جای میدهد و فرصت دوبارهای برای شنیدهشدن صداهای خاموش فراهم میسازد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب دو خانم ریزهمیزه در راه شمال اثر پی یر نوت، ترجمه حمیده لرک، انتشارات قطره
نمایشنامه
