کتاب آینده باز است اثر کارل پوپر، ترجمه عباس باقری (1309)، انتشارات علم

کتاب آینده باز است اثر کارل پوپر، ترجمه عباس باقری (1309)، انتشارات علم
ناشر : علم

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
این کتاب شامل گفتوگویی تلویزیونی میان «کارل پوپر» و «کنراد لورنتز» است که در روز بیستویکم فوریه سال ۱۹۸۳ برگزار شد. این گفتوگو تصویری روشن از نزدیکی و همپوشانی جهان فکری این دو دانشمند برجسته ارائه میدهد. پوپر، متولد ۱۹۰۲ در وین، و لورنتز، متولد ۱۹۰۳ در همان شهر، از دوران کودکی با یکدیگر آشنا بودند. با این حال، هر یک در مسیر علمی خود راههایی کاملاً متفاوت را پیمودند و به مرور از هم فاصله گرفتند.
سالها بعد، در دیداری دوباره با محوریت مباحث علمی، پوپر گذشته مشترکشان را به لورنتز یادآور شد و گفت: «هی کنراد، منم، کارل...» . این یادآوری نشان میدهد که با وجود دوری، پیوندهای اندیشهای همچنان میان آنان باقی مانده بود. همگونی چشمگیر در کشفیات و باورهایی که هر دو دانشمند طی زندگی علمی خود به آنها دست یافتند، ریشه در دوستی دوران کودکیشان نداشت؛ بلکه حاصل تلاقی اندیشه علمی و اندیشه فلسفی بود، تلاقیای که از مهمترین ویژگیهای قرن بیستم به شمار میرود.
این گفتوگوی علمی علاوه بر همگراییهای فکری، اختلافنظرها را نیز آشکار میسازد؛ از جمله درباره مسئله «شکلها و فرضیهها» و بیش از آن، در باب «چشماندازهای آینده بشریت». لورنتز با اینکه خود را خوشبین معرفی میکند، همزمان هشدارهایی جدی درباره آینده میدهد. در سوی دیگر، پوپر که بر این باور است «ما هیچ نمیدانیم»، خود را مفسری انتقادی میداند و در عین حال اعتقاد دارد که «جهان کنونی بهترین جهانی است که تاکنون شناختهایم و در جستوجوی جهانی بهتر باید کوشید».
با وجود تفاوتها، هر دو اندیشمند در یک اصل بنیادین همنظرند: باور به گشودهبودن چشماندازهای زیستشناختی و عقلانی در برابر بشر. آنان تأکید میکنند که خلاف گفته بنعقبه که «همهچیز در گذشته وجود داشته»، این گزاره درست است که «هیچچیز هرگز از پیش وجود نداشته است».
این کتاب نهتنها سندی مهم از همگرایی اندیشه علمی و فلسفی است، بلکه تصویری روشن از گفتوگوی دو ذهن بزرگ درباره دانش، آینده و جایگاه انسان ارائه میدهد.
این کتاب شامل گفتوگویی تلویزیونی میان «کارل پوپر» و «کنراد لورنتز» است که در روز بیستویکم فوریه سال ۱۹۸۳ برگزار شد. این گفتوگو تصویری روشن از نزدیکی و همپوشانی جهان فکری این دو دانشمند برجسته ارائه میدهد. پوپر، متولد ۱۹۰۲ در وین، و لورنتز، متولد ۱۹۰۳ در همان شهر، از دوران کودکی با یکدیگر آشنا بودند. با این حال، هر یک در مسیر علمی خود راههایی کاملاً متفاوت را پیمودند و به مرور از هم فاصله گرفتند.
سالها بعد، در دیداری دوباره با محوریت مباحث علمی، پوپر گذشته مشترکشان را به لورنتز یادآور شد و گفت: «هی کنراد، منم، کارل...» . این یادآوری نشان میدهد که با وجود دوری، پیوندهای اندیشهای همچنان میان آنان باقی مانده بود. همگونی چشمگیر در کشفیات و باورهایی که هر دو دانشمند طی زندگی علمی خود به آنها دست یافتند، ریشه در دوستی دوران کودکیشان نداشت؛ بلکه حاصل تلاقی اندیشه علمی و اندیشه فلسفی بود، تلاقیای که از مهمترین ویژگیهای قرن بیستم به شمار میرود.
این گفتوگوی علمی علاوه بر همگراییهای فکری، اختلافنظرها را نیز آشکار میسازد؛ از جمله درباره مسئله «شکلها و فرضیهها» و بیش از آن، در باب «چشماندازهای آینده بشریت». لورنتز با اینکه خود را خوشبین معرفی میکند، همزمان هشدارهایی جدی درباره آینده میدهد. در سوی دیگر، پوپر که بر این باور است «ما هیچ نمیدانیم»، خود را مفسری انتقادی میداند و در عین حال اعتقاد دارد که «جهان کنونی بهترین جهانی است که تاکنون شناختهایم و در جستوجوی جهانی بهتر باید کوشید».
با وجود تفاوتها، هر دو اندیشمند در یک اصل بنیادین همنظرند: باور به گشودهبودن چشماندازهای زیستشناختی و عقلانی در برابر بشر. آنان تأکید میکنند که خلاف گفته بنعقبه که «همهچیز در گذشته وجود داشته»، این گزاره درست است که «هیچچیز هرگز از پیش وجود نداشته است».
این کتاب نهتنها سندی مهم از همگرایی اندیشه علمی و فلسفی است، بلکه تصویری روشن از گفتوگوی دو ذهن بزرگ درباره دانش، آینده و جایگاه انسان ارائه میدهد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب آینده باز است اثر کارل پوپر، ترجمه عباس باقری (1309)، انتشارات علم
