کتاب آواز گنجشکها اثر مجید مجیدی، انتشارات نیستان

کتاب آواز گنجشکها اثر مجید مجیدی، انتشارات نیستان
ناشر : نیستان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
144تعداد صفحه
فیلم «آواز گنجشکها» ساخته مجید مجیدی یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران است که در سال ۲۰۰۹ موفق شد عنوان یکی از بهترین فیلمهای خارجی سال را از نگاه هیئت ملی نقد فیلم آمریکا به دست آورد. رضا ناجی نیز برای بازی درخشان خود در این فیلم توانست جایزه خرس نقرهای بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم برلین را تصاحب کند؛ افتخاری که نام این اثر را بیش از پیش بر سر زبانها انداخت.
داستان «آواز گنجشکها» درباره مردی ساده و میانسال به نام کریم است که در مزرعهای به پرورش حیوانات اشتغال دارد و علاقه ویژهای به شترمرغها نشان میدهد. او با این پرندگان رابطهای عاطفی و روانی برقرار کرده است، اما زمانی که یکی از شترمرغها از مزرعه میگریزد و تلاش چند روزه کریم برای یافتنش بینتیجه میماند، از کار اخراج میشود. این رویداد بهانهای میشود تا برای نخستین بار به شهر برود و با استفاده از موتور خود به مسافرکشی بپردازد؛ مسیری که او را با حوادث تازه و تجربیاتی متفاوت روبهرو میکند و سرنوشتش را دگرگون میسازد.
مجید مجیدی در این فیلم سینمایی با ترکیب خط سیر اوج و فرود شخصیت اصلی و بهرهگیری از استعارههای چندلایه، مخاطب را به دنبال کردن قصهای ملموس و انسانی وادار میکند. او در هفتمین ساخته خود پس از فیلمهایی چون «بدوک»، «پدر»، «بچههای آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون»، ضمن پایبندی به مؤلفههای همیشگی آثارش، به انسجام بیشتری در ساختار و کلیت اثر رسیده است.
افتادن سمعک هانیه، دختر کریم، در آبانبار و فرار شترمرغ از مزرعه، موتور اصلی روایت را به حرکت درمیآورد. اخراج کریم از مزرعه و ناتوانی در تعمیر سمعک نیز بخشی از گرهافکنیهای کلیدی فیلمنامه محسوب میشوند. مجیدی هرگاه به فراخور داستان به مفاهیم معنوی روی آورده، توانسته تأثیری فراتر از یک فیلم صرف بر جای بگذارد. شترمرغ در این فیلم علاوه بر کارکردی رئالیستی، نقشی نمادین دارد؛ نمادی که همزمان با دوری کریم از آن، نشانهای از فاصله گرفتن تدریجی او از اخلاق و اصالت درونیاش میشود. مسافرکشی در شهر و تأثیر این تغییر شغلی بر رفتار کریم با دیگران، او را تا مرز لغزش اخلاقی پیش میبرد؛ تا جایی که حتی تصمیم به دزدی میگیرد، اما دیدن شترمرغ در بازار مانع او میشود.
در «آواز گنجشکها» مضامین اخلاقی، انسانی و نمادین در دل درام جای میگیرند و کارکردی پویا پیدا میکنند؛ ویژگیای که موجب میشود کاستیهایی که پیشتر در «بید مجنون» مطرح بود، کمتر به چشم آید. نقطه عطف نخست داستان زمانی رخ میدهد که کریم بهطور اتفاقی مسافری را سوار میکند و پس از دریافت کرایه، به فکر کسب درآمد از طریق مسافرکشی در شهری شلوغ و بیسامان میافتد.
مجیدی بار دیگر سراغ طبقه محروم و فرودست جامعه رفته، اما آنچه اثرش را متمایز میکند تصویر انسانی و مساواتطلبانه او از قهرمان است؛ تصویری که بدون بهرهبرداری احساسی، همدلی مخاطب را برمیانگیزد. برای دوستداران «بید مجنون» که شیفته نمادپردازی و استعارههای پررنگ آن فیلم بودند، «آواز گنجشکها» نیز تجربهای جذاب خواهد بود، چرا که اینبار استعارهها در دل موقعیتهای داستانی جاری شده و خط رئال قصه را خدشهدار نمیکنند.
استفن هولدن در روزنامه نیویورک تایمز درباره این فیلم نوشته است که «آواز گنجشکها» در ظاهر نشانههای یک درام طبیعتگرایانه را دارد، اما در حقیقت مجموعهای از درسهای اخلاقی را پیش روی مخاطب میگذارد. همچنین مهران کاشانی، فیلمنامهنویس اثر، معتقد است هدف سازندگان از روایت این داستان هرگز القای این پیام نبوده که «شهر جای آدمهای بد است»، بلکه نمایش وجوه مختلف زندگی و انتخابهای انسانی در گذر زمان مدنظر بوده است.
«آواز گنجشکها» با داستانی انسانی، نمادپردازی چندلایه و اجرای درخشان بازیگران، اثری شاخص در کارنامه سینمای ایران و در میان بهترین فیلمهای مجید مجیدی به حساب میآید.
فیلم «آواز گنجشکها» ساخته مجید مجیدی یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران است که در سال ۲۰۰۹ موفق شد عنوان یکی از بهترین فیلمهای خارجی سال را از نگاه هیئت ملی نقد فیلم آمریکا به دست آورد. رضا ناجی نیز برای بازی درخشان خود در این فیلم توانست جایزه خرس نقرهای بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم برلین را تصاحب کند؛ افتخاری که نام این اثر را بیش از پیش بر سر زبانها انداخت.
داستان «آواز گنجشکها» درباره مردی ساده و میانسال به نام کریم است که در مزرعهای به پرورش حیوانات اشتغال دارد و علاقه ویژهای به شترمرغها نشان میدهد. او با این پرندگان رابطهای عاطفی و روانی برقرار کرده است، اما زمانی که یکی از شترمرغها از مزرعه میگریزد و تلاش چند روزه کریم برای یافتنش بینتیجه میماند، از کار اخراج میشود. این رویداد بهانهای میشود تا برای نخستین بار به شهر برود و با استفاده از موتور خود به مسافرکشی بپردازد؛ مسیری که او را با حوادث تازه و تجربیاتی متفاوت روبهرو میکند و سرنوشتش را دگرگون میسازد.
مجید مجیدی در این فیلم سینمایی با ترکیب خط سیر اوج و فرود شخصیت اصلی و بهرهگیری از استعارههای چندلایه، مخاطب را به دنبال کردن قصهای ملموس و انسانی وادار میکند. او در هفتمین ساخته خود پس از فیلمهایی چون «بدوک»، «پدر»، «بچههای آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون»، ضمن پایبندی به مؤلفههای همیشگی آثارش، به انسجام بیشتری در ساختار و کلیت اثر رسیده است.
افتادن سمعک هانیه، دختر کریم، در آبانبار و فرار شترمرغ از مزرعه، موتور اصلی روایت را به حرکت درمیآورد. اخراج کریم از مزرعه و ناتوانی در تعمیر سمعک نیز بخشی از گرهافکنیهای کلیدی فیلمنامه محسوب میشوند. مجیدی هرگاه به فراخور داستان به مفاهیم معنوی روی آورده، توانسته تأثیری فراتر از یک فیلم صرف بر جای بگذارد. شترمرغ در این فیلم علاوه بر کارکردی رئالیستی، نقشی نمادین دارد؛ نمادی که همزمان با دوری کریم از آن، نشانهای از فاصله گرفتن تدریجی او از اخلاق و اصالت درونیاش میشود. مسافرکشی در شهر و تأثیر این تغییر شغلی بر رفتار کریم با دیگران، او را تا مرز لغزش اخلاقی پیش میبرد؛ تا جایی که حتی تصمیم به دزدی میگیرد، اما دیدن شترمرغ در بازار مانع او میشود.
در «آواز گنجشکها» مضامین اخلاقی، انسانی و نمادین در دل درام جای میگیرند و کارکردی پویا پیدا میکنند؛ ویژگیای که موجب میشود کاستیهایی که پیشتر در «بید مجنون» مطرح بود، کمتر به چشم آید. نقطه عطف نخست داستان زمانی رخ میدهد که کریم بهطور اتفاقی مسافری را سوار میکند و پس از دریافت کرایه، به فکر کسب درآمد از طریق مسافرکشی در شهری شلوغ و بیسامان میافتد.
مجیدی بار دیگر سراغ طبقه محروم و فرودست جامعه رفته، اما آنچه اثرش را متمایز میکند تصویر انسانی و مساواتطلبانه او از قهرمان است؛ تصویری که بدون بهرهبرداری احساسی، همدلی مخاطب را برمیانگیزد. برای دوستداران «بید مجنون» که شیفته نمادپردازی و استعارههای پررنگ آن فیلم بودند، «آواز گنجشکها» نیز تجربهای جذاب خواهد بود، چرا که اینبار استعارهها در دل موقعیتهای داستانی جاری شده و خط رئال قصه را خدشهدار نمیکنند.
استفن هولدن در روزنامه نیویورک تایمز درباره این فیلم نوشته است که «آواز گنجشکها» در ظاهر نشانههای یک درام طبیعتگرایانه را دارد، اما در حقیقت مجموعهای از درسهای اخلاقی را پیش روی مخاطب میگذارد. همچنین مهران کاشانی، فیلمنامهنویس اثر، معتقد است هدف سازندگان از روایت این داستان هرگز القای این پیام نبوده که «شهر جای آدمهای بد است»، بلکه نمایش وجوه مختلف زندگی و انتخابهای انسانی در گذر زمان مدنظر بوده است.
«آواز گنجشکها» با داستانی انسانی، نمادپردازی چندلایه و اجرای درخشان بازیگران، اثری شاخص در کارنامه سینمای ایران و در میان بهترین فیلمهای مجید مجیدی به حساب میآید.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب آواز گنجشکها اثر مجید مجیدی، انتشارات نیستان
