کتاب جایگاهت در جهان اثر دومینیک بوش، ترجمه بهروز قنبرحسینی، انتشارات قطره
نمایشنامههای مدرن آلمانی

کتاب جایگاهت در جهان اثر دومینیک بوش، ترجمه بهروز قنبرحسینی، انتشارات قطره
نمایشنامههای مدرن آلمانی
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
«جایگاهت در جهان» نمایشنامهای تکاندهنده و چندلایه از نمایشنامهنویس سوئیسی، دومینیک بوش، است؛ نویسندهای که به دلیل پرداخت حساس به مضامین معاصر و گوش دقیق به ریتمهای گفتار روزمره شناخته میشود. این اثر با سبکی در نوسان میان مینیمالیسم شاعرانه و رئالیسم شدید، به پرسشهایی بنیادین درباره هویت، جابهجایی، حافظه و جستوجوی مداوم برای یافتن تعلق در جهان پراکنده و پرآشوب مدرن میپردازد.
نمایشنامه از صحنهها و مونولوگهایی تشکیل شده است که در نگاه نخست پراکنده به نظر میرسند، اما رفتهرفته چون موزاییکی معنایی در کنار هم قرار میگیرند و جهان شخصیتهایی را تصویر میکنند که هر یک با پرسشهای وجودی خود دست به گریباناند. شخصیتها ناگهان به گفتوگو وارد میشوند؛ اغلب غیرمستقیم و در مدار کلماتی که حقیقتی نهفته و دردناک را دور میزنند، حقیقتی که یا بیش از حد سنگین است یا بهسادگی نمیتوان نامی بر آن نهاد. آنچه این صداهای پراکنده را بهم پیوند میدهد، جستوجوی مشترکشان برای «مکان» است؛ مکانی که هم میتواند جغرافیایی باشد و هم نمادین، جایی برای تجربه دیدهشدن، احساس امنیت یا صرفاً لمس واقعیت.
«جایگاهت در جهان» برخلاف یک روایت خطی کلاسیک، چون کلاژی از صداها شکل میگیرد؛ برخی در قالب گفتوگو و برخی در قالب تکگویی. این صداها طیفی گسترده را دربرمیگیرند: از پناهندهای در جستوجوی سرپناه تا پیرمردی تنها، از معلمی دلزده تا نوجوانی سرگردان؛ هر یک با جغرافیای شخصیای مملو از فقدان، امید و میل به تعلق.
دومینیک بوش با بهرهگیری از زبان بهمثابه فضا، گفتوگوهایی گسسته و پیشنهادگرایانه میآفریند؛ دیالوگهایی که جای خالی سکوت، تأویل و بازخوانی را باز میگذارند. حتی عنوان نمایش نیز پرسشی آرام اما بنیادین به میان میآورد: «داشتن مکانی در جهان یعنی چه؟» آیا این مکان صرفاً جغرافیایی است؟ نقشی اجتماعی؟ یا تنها خاطرهای محو و ناپایدار؟ نمایشنامه هیچ پاسخ مستقیم و نهایی ارائه نمیدهد، بلکه تماشاگر را دعوت میکند تا در دل همین پرسشها مکث کند و سکونتی موقت بیابد.
آثار بوش در سنت گستردهتر تئاتر معاصر اروپا جای میگیرند؛ جریانی که مرز میان روایت و اجرا، داستان و مستند، شخصیت و راوی را در هم میریزد. در «جایگاهت در جهان» این ابهام هنرمندانه، ابزار قدرتمندی برای بازتاب بیقراری و گسستهای مدرنیته متأخر میشود.
این نمایشنامه حادثهمحور نیست؛ بلکه همچون نقشهنگاری عاطفی عمل میکند، ترسیمی از معنا و تلاش برای پیوند و هدف در جامعهای که هر روز بیش از پیش گسسته و تکهتکه میشود. اثری لطیف، غنایی و عمیقاً انسانی است؛ پاسخی قطعی به مخاطب نمیدهد، اما برای هر کسی که روزی از خود پرسیده باشد «کجا» یا حتی «که» باید باشد، پژواکی ماندگار و تأثیری عاطفی به همراه دارد.
«جایگاهت در جهان» نمایشنامهای تکاندهنده و چندلایه از نمایشنامهنویس سوئیسی، دومینیک بوش، است؛ نویسندهای که به دلیل پرداخت حساس به مضامین معاصر و گوش دقیق به ریتمهای گفتار روزمره شناخته میشود. این اثر با سبکی در نوسان میان مینیمالیسم شاعرانه و رئالیسم شدید، به پرسشهایی بنیادین درباره هویت، جابهجایی، حافظه و جستوجوی مداوم برای یافتن تعلق در جهان پراکنده و پرآشوب مدرن میپردازد.
نمایشنامه از صحنهها و مونولوگهایی تشکیل شده است که در نگاه نخست پراکنده به نظر میرسند، اما رفتهرفته چون موزاییکی معنایی در کنار هم قرار میگیرند و جهان شخصیتهایی را تصویر میکنند که هر یک با پرسشهای وجودی خود دست به گریباناند. شخصیتها ناگهان به گفتوگو وارد میشوند؛ اغلب غیرمستقیم و در مدار کلماتی که حقیقتی نهفته و دردناک را دور میزنند، حقیقتی که یا بیش از حد سنگین است یا بهسادگی نمیتوان نامی بر آن نهاد. آنچه این صداهای پراکنده را بهم پیوند میدهد، جستوجوی مشترکشان برای «مکان» است؛ مکانی که هم میتواند جغرافیایی باشد و هم نمادین، جایی برای تجربه دیدهشدن، احساس امنیت یا صرفاً لمس واقعیت.
«جایگاهت در جهان» برخلاف یک روایت خطی کلاسیک، چون کلاژی از صداها شکل میگیرد؛ برخی در قالب گفتوگو و برخی در قالب تکگویی. این صداها طیفی گسترده را دربرمیگیرند: از پناهندهای در جستوجوی سرپناه تا پیرمردی تنها، از معلمی دلزده تا نوجوانی سرگردان؛ هر یک با جغرافیای شخصیای مملو از فقدان، امید و میل به تعلق.
دومینیک بوش با بهرهگیری از زبان بهمثابه فضا، گفتوگوهایی گسسته و پیشنهادگرایانه میآفریند؛ دیالوگهایی که جای خالی سکوت، تأویل و بازخوانی را باز میگذارند. حتی عنوان نمایش نیز پرسشی آرام اما بنیادین به میان میآورد: «داشتن مکانی در جهان یعنی چه؟» آیا این مکان صرفاً جغرافیایی است؟ نقشی اجتماعی؟ یا تنها خاطرهای محو و ناپایدار؟ نمایشنامه هیچ پاسخ مستقیم و نهایی ارائه نمیدهد، بلکه تماشاگر را دعوت میکند تا در دل همین پرسشها مکث کند و سکونتی موقت بیابد.
آثار بوش در سنت گستردهتر تئاتر معاصر اروپا جای میگیرند؛ جریانی که مرز میان روایت و اجرا، داستان و مستند، شخصیت و راوی را در هم میریزد. در «جایگاهت در جهان» این ابهام هنرمندانه، ابزار قدرتمندی برای بازتاب بیقراری و گسستهای مدرنیته متأخر میشود.
این نمایشنامه حادثهمحور نیست؛ بلکه همچون نقشهنگاری عاطفی عمل میکند، ترسیمی از معنا و تلاش برای پیوند و هدف در جامعهای که هر روز بیش از پیش گسسته و تکهتکه میشود. اثری لطیف، غنایی و عمیقاً انسانی است؛ پاسخی قطعی به مخاطب نمیدهد، اما برای هر کسی که روزی از خود پرسیده باشد «کجا» یا حتی «که» باید باشد، پژواکی ماندگار و تأثیری عاطفی به همراه دارد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب جایگاهت در جهان اثر دومینیک بوش، ترجمه بهروز قنبرحسینی، انتشارات قطره
نمایشنامههای مدرن آلمانی
