کتاب دام اثر تادئوش روژه ویچ، ترجمه محمدرضا خاکی، انتشارات بیدگل
نمایشنامههای بیدگل؛ اروپایی 9

کتاب دام اثر تادئوش روژه ویچ، ترجمه محمدرضا خاکی، انتشارات بیدگل
نمایشنامههای بیدگل؛ اروپایی 9
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نمایشنامه «دام» اثری است متشکل از پانزده تابلو که شخصیت اصلی آن فرانتس کافکاست. عناوین این پانزده تابلو به ترتیب عبارتاند از: «اتاق خدمتکار»، «چند سال بعد»، «قربانیِ توبهکاری»، «فروشگاه مبل»، «والدین»، «در اتاق یک هتل»، «محاکمه خود»، «حلقهها»، «اعلامکننده»، «برادران و خواهران»، «من با دستان دوستم آتش میزنم»، «پیشِ سلمانی»، «برو اونو ببین»، «اون هیچوقت بالغ نمیشه» و «در برابر دیوار».
اگرچه تمامی این تابلوها به کافکا و زندگی او از سالهای کودکی تا لحظه مرگ مربوط میشوند، اما نمایشنامه خط روایی روشن و مستقیم ندارد و نمیتوان آنچه را در طول آن رخ میدهد به سادگی بازگویی کرد. با این حال، روایت از کودکی کافکا و رابطهاش با زنان خانواده آغاز میشود، سپس به خشونت سختگیرانه و صلب پدرش میپردازد و در ادامه، کافکای نویسنده را نشان میدهد که در زندگیاش شخصیتهایی چون ماکس برود، فلیسه و دیگر زنان حضور مییابند.
روژه ویچ در این نمایشنامه نه به دنبال خلق تصویری اسطورهای از کافکا بهعنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم است، بلکه برعکس میکوشد کافکایی را پیش روی ما قرار دهد که ترسها، نگرانیها، ضعفها و دغدغههای انسانیاش برجسته میشود. او در «دام» بهویژه بر ترس کافکا از زندگی روزمره و مواجههاش با زنان تمرکز کرده است.
روژه ویچ در دورهای که خود به یکی از مهمترین شاعران، نویسندگان و نمایشنامهنویسان معاصر لهستان بدل شده بود، کافکا را «حفرهای سیاه در آسمان ادبیات اروپا» توصیف میکند و مینویسد: «درباره او باید با احتیاط عمل کرد؛ زیرا میتواند همهچیز را در خود فروببرد و نابود کند».
نمایشنامه «دام» ترکیبی است از واقعگرایی و فراواقعگرایی، آمیخته با حالوهوایی گروتسک و بیانی اکسپرسیونیستی که به آن ساختاری منحصربهفرد و چندلایه میبخشد.
نمایشنامه «دام» اثری است متشکل از پانزده تابلو که شخصیت اصلی آن فرانتس کافکاست. عناوین این پانزده تابلو به ترتیب عبارتاند از: «اتاق خدمتکار»، «چند سال بعد»، «قربانیِ توبهکاری»، «فروشگاه مبل»، «والدین»، «در اتاق یک هتل»، «محاکمه خود»، «حلقهها»، «اعلامکننده»، «برادران و خواهران»، «من با دستان دوستم آتش میزنم»، «پیشِ سلمانی»، «برو اونو ببین»، «اون هیچوقت بالغ نمیشه» و «در برابر دیوار».
اگرچه تمامی این تابلوها به کافکا و زندگی او از سالهای کودکی تا لحظه مرگ مربوط میشوند، اما نمایشنامه خط روایی روشن و مستقیم ندارد و نمیتوان آنچه را در طول آن رخ میدهد به سادگی بازگویی کرد. با این حال، روایت از کودکی کافکا و رابطهاش با زنان خانواده آغاز میشود، سپس به خشونت سختگیرانه و صلب پدرش میپردازد و در ادامه، کافکای نویسنده را نشان میدهد که در زندگیاش شخصیتهایی چون ماکس برود، فلیسه و دیگر زنان حضور مییابند.
روژه ویچ در این نمایشنامه نه به دنبال خلق تصویری اسطورهای از کافکا بهعنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم است، بلکه برعکس میکوشد کافکایی را پیش روی ما قرار دهد که ترسها، نگرانیها، ضعفها و دغدغههای انسانیاش برجسته میشود. او در «دام» بهویژه بر ترس کافکا از زندگی روزمره و مواجههاش با زنان تمرکز کرده است.
روژه ویچ در دورهای که خود به یکی از مهمترین شاعران، نویسندگان و نمایشنامهنویسان معاصر لهستان بدل شده بود، کافکا را «حفرهای سیاه در آسمان ادبیات اروپا» توصیف میکند و مینویسد: «درباره او باید با احتیاط عمل کرد؛ زیرا میتواند همهچیز را در خود فروببرد و نابود کند».
نمایشنامه «دام» ترکیبی است از واقعگرایی و فراواقعگرایی، آمیخته با حالوهوایی گروتسک و بیانی اکسپرسیونیستی که به آن ساختاری منحصربهفرد و چندلایه میبخشد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب دام اثر تادئوش روژه ویچ، ترجمه محمدرضا خاکی، انتشارات بیدگل
نمایشنامههای بیدگل؛ اروپایی 9

