کتاب رقص کاغذپارهها اثر محمد یعقوبی، انتشارات افراز

کتاب رقص کاغذپارهها اثر محمد یعقوبی، انتشارات افراز
ناشر : افراز

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1396سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نمایشنامهی «رقص کاغذپارهها» که نخستینبار در سال ۱۳۷۷ نوشته شد و همان سال در جشنوارهی تئاتر فجر روی صحنه رفت، نقطهی عطفی در کارنامهی محمد یعقوبی و از آثار ماندگار تئاتر دههی هفتاد ایران به شمار میآید. این اثر پس از تجربهی موفق «زمستان ۶۶»، گامی تازه و جسورانه برای یعقوبی بود؛ نمایشنامهای که با نوآوری در فرم و روایت، نگاهی انتقادی و خلاقانه به روابط انسانی داشت و دغدغهی اصلی آن کاوش در زبان، ساختار و کشمکشهای میان آدمها بود.
نمایش در فضایی محدود، سوئیتی در هتلی در بندر انزلی، روایت میشود؛ مکانی کوچک که به بستری برای ساختن جهانی چندلایه و پرتنش بدل میگردد. محور داستان رابطهی نویسندهای با همسرش است؛ او بخشهایی از نمایشنامههای خود را برای زن میخواند و زن، با پارهکردن دو اپیزود و رها کردن کاغذها از پنجره، کنشی نمادین و تاثیرگذار انجام میدهد. این عمل، رابطهای ایستا را وارد بحرانی تازه میکند و زمینهی بازتعریف آن را میسازد. در ظاهر، ساختار اثر بر مجموعهای از اپیزودهای جداگانه استوار است، اما آنگونه که حسین ذوقی اشاره کرده، در زیر لایهی پراکندهی روایت، داستانی ساده و خطی جریان دارد: گفتوگویی پیوسته میان زن و مرد و مواجههی زن با متنهای مرد.
محمد یعقوبی با انتخاب فرم اپیزودیک، امکانی فراهم کرده تا تجربهها، سوءتفاهمها و تردیدهای زن و مرد در قالب خردهروایتها به نمایش درآید. در این میان، زن – با نامهایی چون آهو یا شیوا – حضوری فعال و تصمیمگیرنده دارد؛ او دیگر شنوندهای منفعل نیست، بلکه با پارهکردن متنها تعادل قدرت را بر هم میزند. مرد، نویسندهای است که تلاش میکند عشق، گذشته و زندگی مشترکشان را از نو بنویسد؛ تلاشی که گاه به صمیمیتی کوتاه و گاه به بنبستی دردناک میرسد.
زبان «رقص کاغذپارهها» صمیمی و روزمره است؛ دیالوگها در تلفیق طنز، اعتراف و خشونت عاطفی شکل گرفتهاند. اپیزودهایی مانند «ماه عسل»، «مرسی به خاطر ساندویچها» و «روز دروغ»، همچون آینههایی کوچکاند که تصویر کلی و پیچیدهای از رابطهی زن و مرد میسازند. این قطعات، بحران در زبان و ارتباط، اضطراب زندگی مدرن و شکنندگی رابطهی انسانی را بازتاب میدهند.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این نمایشنامه، آزادی در ترتیب اپیزودهاست. یعقوبی تأکید کرده که میتوان برخی بخشها را جابهجا یا حذف کرد بیآنکه خط اصلی داستان آسیب ببیند. همین انعطافپذیری، اجرای هر بار تازه را به تجربهای متفاوت بدل میکند و نشان میدهد که فرم در این اثر بهطور مستقیم در خدمت معناست؛ همانگونه که روابط انسانی نیز پویایی، ناپایداری و تغییرپذیری خود را دارند.
در اجرا، طراحی صحنهی ثابت با فضاهای تودرتو، تمرکز تماشاگر را بر جزئیات بازیها و گفتوگوها میافزاید. بازی هنرپیشگانی چون پانتهآ بهرام، امیر جعفری و هومن برقنورد، تأثیری چشمگیر در محبوبیت اثر و ماندگاری آن بر جای گذاشت. استقبال گستردهی تماشاگران حرفهای، نقدهای تحلیلی و واکاویهای نشانهشناختی – بهویژه دربارهی کنش زن، انتخاب مکان واحد و نقش مردِ دانای کل – این نمایش را به موضوعی زنده در ادبیات نقد تئاتر ایران تبدیل کرد.
«رقص کاغذپارهها» در نگاه نهایی، اثری است دربارهی رابطه، بحران، گفتوگو و سکوت؛ دربارهی نویسندگی، نوشتن و آزادی زن در برابر متنی که مرد خلق کرده است. این نمایش تجربهای است شخصی و در عین حال جمعی؛ روایتی که با آمیزهای از طنز و تلخی، تماشاگر را به مواجههای صادقانه با ترسها، امیدها و پیچیدگیهای زندگی مشترک دعوت میکند. اثری که هم سندی از دوران خود بهشمار میآید و هم نشانهای از مسیری که یعقوبی با نمایشنامههای بعدیاش چون «خشکسالی و دروغ» و «تنها یک» ادامه داد؛ مسیری که در آن تئاتر نه صرفاً عرصهای برای سرگرمی، بلکه فضایی برای اندیشیدن، پرسشگری و دوباره دیدن است.
نمایشنامهی «رقص کاغذپارهها» که نخستینبار در سال ۱۳۷۷ نوشته شد و همان سال در جشنوارهی تئاتر فجر روی صحنه رفت، نقطهی عطفی در کارنامهی محمد یعقوبی و از آثار ماندگار تئاتر دههی هفتاد ایران به شمار میآید. این اثر پس از تجربهی موفق «زمستان ۶۶»، گامی تازه و جسورانه برای یعقوبی بود؛ نمایشنامهای که با نوآوری در فرم و روایت، نگاهی انتقادی و خلاقانه به روابط انسانی داشت و دغدغهی اصلی آن کاوش در زبان، ساختار و کشمکشهای میان آدمها بود.
نمایش در فضایی محدود، سوئیتی در هتلی در بندر انزلی، روایت میشود؛ مکانی کوچک که به بستری برای ساختن جهانی چندلایه و پرتنش بدل میگردد. محور داستان رابطهی نویسندهای با همسرش است؛ او بخشهایی از نمایشنامههای خود را برای زن میخواند و زن، با پارهکردن دو اپیزود و رها کردن کاغذها از پنجره، کنشی نمادین و تاثیرگذار انجام میدهد. این عمل، رابطهای ایستا را وارد بحرانی تازه میکند و زمینهی بازتعریف آن را میسازد. در ظاهر، ساختار اثر بر مجموعهای از اپیزودهای جداگانه استوار است، اما آنگونه که حسین ذوقی اشاره کرده، در زیر لایهی پراکندهی روایت، داستانی ساده و خطی جریان دارد: گفتوگویی پیوسته میان زن و مرد و مواجههی زن با متنهای مرد.
محمد یعقوبی با انتخاب فرم اپیزودیک، امکانی فراهم کرده تا تجربهها، سوءتفاهمها و تردیدهای زن و مرد در قالب خردهروایتها به نمایش درآید. در این میان، زن – با نامهایی چون آهو یا شیوا – حضوری فعال و تصمیمگیرنده دارد؛ او دیگر شنوندهای منفعل نیست، بلکه با پارهکردن متنها تعادل قدرت را بر هم میزند. مرد، نویسندهای است که تلاش میکند عشق، گذشته و زندگی مشترکشان را از نو بنویسد؛ تلاشی که گاه به صمیمیتی کوتاه و گاه به بنبستی دردناک میرسد.
زبان «رقص کاغذپارهها» صمیمی و روزمره است؛ دیالوگها در تلفیق طنز، اعتراف و خشونت عاطفی شکل گرفتهاند. اپیزودهایی مانند «ماه عسل»، «مرسی به خاطر ساندویچها» و «روز دروغ»، همچون آینههایی کوچکاند که تصویر کلی و پیچیدهای از رابطهی زن و مرد میسازند. این قطعات، بحران در زبان و ارتباط، اضطراب زندگی مدرن و شکنندگی رابطهی انسانی را بازتاب میدهند.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این نمایشنامه، آزادی در ترتیب اپیزودهاست. یعقوبی تأکید کرده که میتوان برخی بخشها را جابهجا یا حذف کرد بیآنکه خط اصلی داستان آسیب ببیند. همین انعطافپذیری، اجرای هر بار تازه را به تجربهای متفاوت بدل میکند و نشان میدهد که فرم در این اثر بهطور مستقیم در خدمت معناست؛ همانگونه که روابط انسانی نیز پویایی، ناپایداری و تغییرپذیری خود را دارند.
در اجرا، طراحی صحنهی ثابت با فضاهای تودرتو، تمرکز تماشاگر را بر جزئیات بازیها و گفتوگوها میافزاید. بازی هنرپیشگانی چون پانتهآ بهرام، امیر جعفری و هومن برقنورد، تأثیری چشمگیر در محبوبیت اثر و ماندگاری آن بر جای گذاشت. استقبال گستردهی تماشاگران حرفهای، نقدهای تحلیلی و واکاویهای نشانهشناختی – بهویژه دربارهی کنش زن، انتخاب مکان واحد و نقش مردِ دانای کل – این نمایش را به موضوعی زنده در ادبیات نقد تئاتر ایران تبدیل کرد.
«رقص کاغذپارهها» در نگاه نهایی، اثری است دربارهی رابطه، بحران، گفتوگو و سکوت؛ دربارهی نویسندگی، نوشتن و آزادی زن در برابر متنی که مرد خلق کرده است. این نمایش تجربهای است شخصی و در عین حال جمعی؛ روایتی که با آمیزهای از طنز و تلخی، تماشاگر را به مواجههای صادقانه با ترسها، امیدها و پیچیدگیهای زندگی مشترک دعوت میکند. اثری که هم سندی از دوران خود بهشمار میآید و هم نشانهای از مسیری که یعقوبی با نمایشنامههای بعدیاش چون «خشکسالی و دروغ» و «تنها یک» ادامه داد؛ مسیری که در آن تئاتر نه صرفاً عرصهای برای سرگرمی، بلکه فضایی برای اندیشیدن، پرسشگری و دوباره دیدن است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب رقص کاغذپارهها اثر محمد یعقوبی، انتشارات افراز
