کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری اثر فریدریش دورنمات، ترجمه حمید سمندریان، انتشارات قطره

کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری اثر فریدریش دورنمات، ترجمه حمید سمندریان، انتشارات قطره
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
کتاب «غروب روزهای آخر پاییز و پنچری» مجموعهای شامل دو نمایشنامه است؛ یکی نمایشنامهای صحنهای و دیگری نمایشنامهای رادیویی. نویسندهٔ این آثار فردریش دورنمات، یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین نمایشنامهنویسان جهان است و ترجمهٔ فارسی آنها را حمید سمندریان، کارگردان برجستهٔ تئاتر ایران، انجام داده است. هرچند در نگاه اول این نمایشنامهها حالوهوای داستانی جنایی دارند، اما جذابیت اصلی آنها نه در تعقیب روایت جنایی، بلکه در نوع رویارویی شخصیتها با شرایط پیشآمده است. دورنمات با بهرهگیری از طنزی ظریف و تعلیقی هوشمندانه، مخاطب را تا شنیدن یا خواندن واپسین جمله درگیر خود میسازد و لحظهای مجال رهایی نمیدهد.
نمایشنامهٔ «غروب روزهای آخر پاییز» با حضور شخصیتهایی همچون نویسنده، مهمان، منشی، خانم جوان اول، خانم جوان دوم و رئیس هتل شکل میگیرد. آغاز نمایش با مونولوگ نویسنده همراه است؛ شخصیت اصلی که خود نویسندهای است، روبهروی مخاطب میایستد و سخن میگوید. در ادامه، مرز میان نویسندهٔ نمایش و نویسندهٔ درون اثر کمکم محو میشود و مخاطب با بازی هنرمندانهٔ دورنمات در نوشتار، وارد فضایی چندلایه میگردد. پس از آن دیالوگ میان شخصیتها آغاز میشود و نمایش از مونولوگ فردی به گفتوگویی پرچالش تغییر سطح میدهد. پایان این نمایش همانند آغازش با مونولوگ نویسنده خطاب به مخاطب بسته میشود تا چرخهٔ روایت تکمیل گردد.
در نمایشنامهٔ «پنچری» شخصیتها یا همان صداهای اصلی عبارتاند از آلفردو تراپس (Alfredo Traps)، گاراژدار، مهمانخانهچی، قاضی، دادستان، وکیل مدافع، پیلت (Pilet)، سیمون (Simone) و توبیاس (Tobias). روایت این نمایشنامه با پنچرشدن خودروی تراپس آغاز میشود؛ او بهدنبال سرپناهی برای گذراندن شب است تا صبح، خودرویش را از تعمیرگاه بازپس گیرد. بهدلیل پر بودن تمام اقامتگاهها، در نهایت خانهای به او معرفی میشود؛ خانهٔ پیرمردی متمول که با سخاوت اعلام میکند هیچ هزینهای از مهمانانش دریافت نمیکند. اما این تنها آغاز ماجرایی شگفتانگیز است. دوستان پیرمرد نیز در خانه حضور دارند و از مهمان تازهوارد میخواهند چنانچه تمایل دارد در بازی آنها شرکت کند؛ بازیای عجیب و مرموز که در ابتدا بیخطر بهنظر میرسد، اما رفتهرفته مرز میان سرگرمی و واقعیت را درمینوردد و ضرباهنگ نفسگیری به روایت میبخشد؛ روایتی که نفس خواننده را در سینه حبس کرده و او را تا پایان نمایشنامه همراه خود میکشد.
کتاب «غروب روزهای آخر پاییز و پنچری» مجموعهای شامل دو نمایشنامه است؛ یکی نمایشنامهای صحنهای و دیگری نمایشنامهای رادیویی. نویسندهٔ این آثار فردریش دورنمات، یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین نمایشنامهنویسان جهان است و ترجمهٔ فارسی آنها را حمید سمندریان، کارگردان برجستهٔ تئاتر ایران، انجام داده است. هرچند در نگاه اول این نمایشنامهها حالوهوای داستانی جنایی دارند، اما جذابیت اصلی آنها نه در تعقیب روایت جنایی، بلکه در نوع رویارویی شخصیتها با شرایط پیشآمده است. دورنمات با بهرهگیری از طنزی ظریف و تعلیقی هوشمندانه، مخاطب را تا شنیدن یا خواندن واپسین جمله درگیر خود میسازد و لحظهای مجال رهایی نمیدهد.
نمایشنامهٔ «غروب روزهای آخر پاییز» با حضور شخصیتهایی همچون نویسنده، مهمان، منشی، خانم جوان اول، خانم جوان دوم و رئیس هتل شکل میگیرد. آغاز نمایش با مونولوگ نویسنده همراه است؛ شخصیت اصلی که خود نویسندهای است، روبهروی مخاطب میایستد و سخن میگوید. در ادامه، مرز میان نویسندهٔ نمایش و نویسندهٔ درون اثر کمکم محو میشود و مخاطب با بازی هنرمندانهٔ دورنمات در نوشتار، وارد فضایی چندلایه میگردد. پس از آن دیالوگ میان شخصیتها آغاز میشود و نمایش از مونولوگ فردی به گفتوگویی پرچالش تغییر سطح میدهد. پایان این نمایش همانند آغازش با مونولوگ نویسنده خطاب به مخاطب بسته میشود تا چرخهٔ روایت تکمیل گردد.
در نمایشنامهٔ «پنچری» شخصیتها یا همان صداهای اصلی عبارتاند از آلفردو تراپس (Alfredo Traps)، گاراژدار، مهمانخانهچی، قاضی، دادستان، وکیل مدافع، پیلت (Pilet)، سیمون (Simone) و توبیاس (Tobias). روایت این نمایشنامه با پنچرشدن خودروی تراپس آغاز میشود؛ او بهدنبال سرپناهی برای گذراندن شب است تا صبح، خودرویش را از تعمیرگاه بازپس گیرد. بهدلیل پر بودن تمام اقامتگاهها، در نهایت خانهای به او معرفی میشود؛ خانهٔ پیرمردی متمول که با سخاوت اعلام میکند هیچ هزینهای از مهمانانش دریافت نمیکند. اما این تنها آغاز ماجرایی شگفتانگیز است. دوستان پیرمرد نیز در خانه حضور دارند و از مهمان تازهوارد میخواهند چنانچه تمایل دارد در بازی آنها شرکت کند؛ بازیای عجیب و مرموز که در ابتدا بیخطر بهنظر میرسد، اما رفتهرفته مرز میان سرگرمی و واقعیت را درمینوردد و ضرباهنگ نفسگیری به روایت میبخشد؛ روایتی که نفس خواننده را در سینه حبس کرده و او را تا پایان نمایشنامه همراه خود میکشد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری اثر فریدریش دورنمات، ترجمه حمید سمندریان، انتشارات قطره

