کتاب بامعنا زیستن اثر تاد می، ترجمه فریده گوینده، انتشارات لگا
معنای انسانی در جهانی خاموش

کتاب بامعنا زیستن اثر تاد می، ترجمه فریده گوینده، انتشارات لگا
معنای انسانی در جهانی خاموش
ناشر : لگا

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
180تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
دوستی روایت میکرد که شبی دیرهنگام، در واگن مترو متوجه شد مردی با خشم و نفرت به زنی خیره شده است؛ زنی که چند صندلی دورتر نشسته بود. میگفت: «بلند شدم، کتابی در دست داشتم و روبهروی آن مرد ایستادم تا جلوی دید او را بگیرم. این کار را آنقدر ادامه دادم تا زن به ایستگاه مقصدش رسید و پیاده شد.» او از این رفتار ساده شعفی عمیق داشت؛ گویی معنایی تازه یافته بود: ایستادن در برابر شر، برای دفاع از شأن حضور انسانی.
خاطرهی این دوست، مرا به یاد روایت «تاد می» در مقدمهی کتاب *بامعنا زیستن* انداخت؛ جایی که او تجربهی دوران نوجوانیاش در مترو و احساس عمیق پوچی و بیمعنایی در آن روز را شرح میدهد. این همنشینی خاطرهها پرسشی جدی را برمیانگیزد: اگر تاد می همان روز با وضعیتی شبیه به آنچه دوستم تجربه کرد مواجه میشد، آیا باز هم گرفتار حس بیمعنایی میشد؟ یا شاید معنای زندگی، به تمامی در درون خود زندگی جریان دارد؛ در لحظهبهلحظهی آن و در رخدادهایی که هنوز از راه نرسیدهاند، و برای هر کس شکلی یگانه و شخصی میگیرند.
به تعبیر آلبر کامو، «ما باید در دل بیاعتنایی جهان زندگی کنیم؛ یا بهتر بگوییم، در دل کشاکش همیشگی میان نیاز ما به معنا و سکوت همیشگی عالم.» پاسخ دقیق شاید دستنیافتنی باشد، اما تاد می، فیلسوف و جستارنویس آمریکایی، در کتاب کوتاه و تأملبرانگیزش *بامعنا زیستن: معنای انسانی در جهانی خاموش* میکوشد با نگاهی جستوجوگرانه، میان شناخت و شهود پلی بزند و راهی برای اندیشیدن به این پرسش بنیادین بیابد: چه چیز زندگی را بامعنا میسازد؟
دوستی روایت میکرد که شبی دیرهنگام، در واگن مترو متوجه شد مردی با خشم و نفرت به زنی خیره شده است؛ زنی که چند صندلی دورتر نشسته بود. میگفت: «بلند شدم، کتابی در دست داشتم و روبهروی آن مرد ایستادم تا جلوی دید او را بگیرم. این کار را آنقدر ادامه دادم تا زن به ایستگاه مقصدش رسید و پیاده شد.» او از این رفتار ساده شعفی عمیق داشت؛ گویی معنایی تازه یافته بود: ایستادن در برابر شر، برای دفاع از شأن حضور انسانی.
خاطرهی این دوست، مرا به یاد روایت «تاد می» در مقدمهی کتاب *بامعنا زیستن* انداخت؛ جایی که او تجربهی دوران نوجوانیاش در مترو و احساس عمیق پوچی و بیمعنایی در آن روز را شرح میدهد. این همنشینی خاطرهها پرسشی جدی را برمیانگیزد: اگر تاد می همان روز با وضعیتی شبیه به آنچه دوستم تجربه کرد مواجه میشد، آیا باز هم گرفتار حس بیمعنایی میشد؟ یا شاید معنای زندگی، به تمامی در درون خود زندگی جریان دارد؛ در لحظهبهلحظهی آن و در رخدادهایی که هنوز از راه نرسیدهاند، و برای هر کس شکلی یگانه و شخصی میگیرند.
به تعبیر آلبر کامو، «ما باید در دل بیاعتنایی جهان زندگی کنیم؛ یا بهتر بگوییم، در دل کشاکش همیشگی میان نیاز ما به معنا و سکوت همیشگی عالم.» پاسخ دقیق شاید دستنیافتنی باشد، اما تاد می، فیلسوف و جستارنویس آمریکایی، در کتاب کوتاه و تأملبرانگیزش *بامعنا زیستن: معنای انسانی در جهانی خاموش* میکوشد با نگاهی جستوجوگرانه، میان شناخت و شهود پلی بزند و راهی برای اندیشیدن به این پرسش بنیادین بیابد: چه چیز زندگی را بامعنا میسازد؟
دستههای مرتبط
کتابروانشناسی و موفقیتروانشناسی عمومیموفقیت و خودیاریفلسفه و منطقهستیشناسیروانشناسی و موفقیتروانشناسی عمومیموفقیت و خودیاریفلسفه و منطقهستیشناسیروانشناسی عمومیموفقیت و خودیاریهستیشناسی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب بامعنا زیستن اثر تاد می، ترجمه فریده گوینده، انتشارات لگا
معنای انسانی در جهانی خاموش
