کتاب کاسپار اثر پیتر هاندکه، ترجمه علی اصغر حداد، انتشارات ماهی

کتاب کاسپار اثر پیتر هاندکه، ترجمه علی اصغر حداد، انتشارات ماهی
ناشر : ماهی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
پیتر هاندکه در نمایشنامهی خود ماجرای پسری شگفتانگیز به نام «کاسپار» را به تصویر میکشد؛ پسری که گویی هرگز در شرایط عادی زندگی نکرده است. آنچه نویسنده در این اثر به نمایش میگذارد، تأثیر سخن گفتن بر دیگری و نقش تعیینکنندهی زبان در جوامع انسانی است. او داستانی دربارهی حقیقت وجود آدمی روایت میکند و بهنوعی «شکنجهی گفتاری» را عیان میسازد.
نمایشنامهی «کاسپار» که ساختاری پستمدرن دارد، از سرگذشت مرموز «کاسپار هاوزر» الهام گرفته است؛ پسر جوانی آلمانی که با هیئتی عجیب در شهری پیدا میشود. نامهای در دست دارد که از آن برمیآید وی از بدو تولد در مکانی تنگ و تاریک نگهداری شده است. پس از یافتن او، افراد گوناگونی مسئولیت تعلیم و تربیتش را برعهده میگیرند، اما این آموزشها نه تنها یاریگر او نیست، بلکه سبب آسیبهای جسمی و روانیاش میشود.
هاندکه در اغلب نمایشنامههایش به مقولهی زبان میپردازد. از دیدگاه او، زبان صرفاً وسیلهای برای انتقال اندیشهها، احساسات و تجربیات فردی نیست، بلکه نظامی ساختارمند و منسجم است که کیفیت درونی آن در شکلگیری تصورات، دریافتها و ادراکات انسانی نقشی مستقیم ایفا میکند. او هشدار میدهد که در جوامع صنعتی، جایی که فرد خود را رها و آزاد از قیود میپندارد، رسانههای جمعی میتوانند با بهرهبرداری ماهرانه از زبان، افکار عمومی را به گونهای شکل دهند که افراد، ایدئولوژی حاکم را باور شخصی خود تلقی کنند.
نمایشنامهی «کاسپار» در پی آن نیست که حقیقت ماجرای کاسپار هاوزر را بازگو کند یا روایت تاریخی دقیقی از سرگذشت او ارائه دهد. هدف این اثر نشان دادن این نکته است که «قضیهی یک انسان» چگونه میتواند باشد. نمایش بهوضوح بیان میکند که چگونه میتوان فردی را با سخن گفتن واداشت تا به سخن گفتن بیفتد. از همین رو، این اثر را میتوان نمونهای از «شکنجهی گفتاری» دانست.
برای تجسم عینی این شکنجه، پیشنهاد شده است که بالای دهنهی صحنه «چشمی جادویی» نصب شود تا همهی تماشاگران آن را مشاهده کنند. این چشم با پلکزدنهای عصبی، شدت تلقینهایی را که به قهرمان نمایش وارد میشود نمایان میکند. هرچه مقاومت شخصیت نمایش در برابر این تلقینها بیشتر گردد، دفعات و شدت پلکزدنهای چشم جادویی افزایش مییابد. با این حال، حضور این چشم نباید به گونهای باشد که مانع توجه تماشاگران به جریان وقایع روی صحنه شود.
«کاسپار» نمایشی است دربارهی قدرت زبان؛ زبانی که میتواند هم ابزار شناخت باشد و هم ابزاری برای تحمیل و سلطه، و این همان نقطهی حساس و محوری نمایشنامهی هاندکه است.
پیتر هاندکه در نمایشنامهی خود ماجرای پسری شگفتانگیز به نام «کاسپار» را به تصویر میکشد؛ پسری که گویی هرگز در شرایط عادی زندگی نکرده است. آنچه نویسنده در این اثر به نمایش میگذارد، تأثیر سخن گفتن بر دیگری و نقش تعیینکنندهی زبان در جوامع انسانی است. او داستانی دربارهی حقیقت وجود آدمی روایت میکند و بهنوعی «شکنجهی گفتاری» را عیان میسازد.
نمایشنامهی «کاسپار» که ساختاری پستمدرن دارد، از سرگذشت مرموز «کاسپار هاوزر» الهام گرفته است؛ پسر جوانی آلمانی که با هیئتی عجیب در شهری پیدا میشود. نامهای در دست دارد که از آن برمیآید وی از بدو تولد در مکانی تنگ و تاریک نگهداری شده است. پس از یافتن او، افراد گوناگونی مسئولیت تعلیم و تربیتش را برعهده میگیرند، اما این آموزشها نه تنها یاریگر او نیست، بلکه سبب آسیبهای جسمی و روانیاش میشود.
هاندکه در اغلب نمایشنامههایش به مقولهی زبان میپردازد. از دیدگاه او، زبان صرفاً وسیلهای برای انتقال اندیشهها، احساسات و تجربیات فردی نیست، بلکه نظامی ساختارمند و منسجم است که کیفیت درونی آن در شکلگیری تصورات، دریافتها و ادراکات انسانی نقشی مستقیم ایفا میکند. او هشدار میدهد که در جوامع صنعتی، جایی که فرد خود را رها و آزاد از قیود میپندارد، رسانههای جمعی میتوانند با بهرهبرداری ماهرانه از زبان، افکار عمومی را به گونهای شکل دهند که افراد، ایدئولوژی حاکم را باور شخصی خود تلقی کنند.
نمایشنامهی «کاسپار» در پی آن نیست که حقیقت ماجرای کاسپار هاوزر را بازگو کند یا روایت تاریخی دقیقی از سرگذشت او ارائه دهد. هدف این اثر نشان دادن این نکته است که «قضیهی یک انسان» چگونه میتواند باشد. نمایش بهوضوح بیان میکند که چگونه میتوان فردی را با سخن گفتن واداشت تا به سخن گفتن بیفتد. از همین رو، این اثر را میتوان نمونهای از «شکنجهی گفتاری» دانست.
برای تجسم عینی این شکنجه، پیشنهاد شده است که بالای دهنهی صحنه «چشمی جادویی» نصب شود تا همهی تماشاگران آن را مشاهده کنند. این چشم با پلکزدنهای عصبی، شدت تلقینهایی را که به قهرمان نمایش وارد میشود نمایان میکند. هرچه مقاومت شخصیت نمایش در برابر این تلقینها بیشتر گردد، دفعات و شدت پلکزدنهای چشم جادویی افزایش مییابد. با این حال، حضور این چشم نباید به گونهای باشد که مانع توجه تماشاگران به جریان وقایع روی صحنه شود.
«کاسپار» نمایشی است دربارهی قدرت زبان؛ زبانی که میتواند هم ابزار شناخت باشد و هم ابزاری برای تحمیل و سلطه، و این همان نقطهی حساس و محوری نمایشنامهی هاندکه است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب کاسپار اثر پیتر هاندکه، ترجمه علی اصغر حداد، انتشارات ماهی

