کتاب مناجاتنامه و الهینامه اثر خواجه عبدالله انصاری، انتشارات جمهوری

کتاب مناجاتنامه و الهینامه اثر خواجه عبدالله انصاری، انتشارات جمهوری
ناشر : جمهوری

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
وزیریقطع
۲۴۰تعداد صفحه
1391سال انتشار شمسی
کتاب «مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری» بازتاب جان سوخته و زبان نیازمند مردی است که عمر خویش را در راه سلوک، عشق و معرفت سپری کرد. این اثر ارزشمند، مجموعهای از نیایشها و مناجاتهای کوتاه و بلند است که در آن خواجه عبدالله، با بیانی آهنگین و آمیخته به ترکیبات و واژگان عربی، در گفتوگویی عاشقانه و صمیمی با خدای خویش مینشیند؛ گفتوگویی آکنده از عشق و توبه، بیم و امید، شکایت و رضا.
خواجه عبدالله انصاری، مشهور به پیر هرات و از بزرگترین عارفان قرن پنجم هجری، در این کتاب نه به قصد تعلیم و ارشاد، بلکه از دل اضطراب، اشتیاق و نیاز سخن میگوید. او نیایشگری است که در برابر معشوق ازلی، همواره میان خوف و رجا در حرکت است: بیم از عظمت خدا و امید به بخشش و رحمت او. این دوگانهی خوف و امید، در سراسر مناجاتها به چشم میخورد؛ گاه با زبانی لرزان از خشیت زمزمه میکند: «الهی، بیم آن دارم که مرا به خود واگذاری»، و گاه با لحنی پرامید میگوید: «الهی، اگر چه از طاعت خالیام، اما دل به امید تو بستهام.»
مضامین کتاب، گسترهای وسیع از موضوعات و مفاهیم معنوی و عرفانی را در بر میگیرد: توبه و بازگشت به آغوش رحمت، شکرگزاری و ستایش، اعتراف به درماندگی انسان، ستودن جمال و جلال الهی، نالیدن از وسوسههای نفس و شیطان، و نیایش برای هدایت و رحمت. در همهی این موضوعات، خواجه عبدالله از زبانی مسجع، دلنشین و روان بهره میگیرد؛ بینیاز از پیچیدگیهای خشک فلسفی، چرا که سخنش از دل برمیآید و بر دل نیز مینشیند.
در میان این مناجاتها، برخی قطعات چنان سرشار از لطافت، عشق و معنویتاند که هر خوانندهای را در خاطر میمانند. برای نمونه، وقتی مینویسد: «الهی، دل در گرو تو نهادهام، جان در هوای تو دادهام، چشم به راه تو دوختهام و تن به بلاهای تو سپردهام»، تصویری روشن از تسلیم کامل یک عارف در برابر معشوق ازلی ترسیم میشود. این جملات تنها نثر ادبی نیستند، بلکه انعکاس حال و مقام سالکیاند که در کلمهبهکلمهی سخن خود، حضور الهی را لمس کرده است.
ساختار «مناجاتنامه»، همچون بسیاری از آثار تعلیمی و آموزشی، انسجام بیرونی و ترتیبی خطی ندارد. نیایشها گاه پیوسته و گاه پراکندهاند، اما همین پراکندگی درونی نظمی پنهان دارد؛ نظمی که از بطن تجربه عرفانی و حال و هوای شبانهی خواجه برمیخیزد. خواننده، در حقیقت، گویی به زمزمههای مردی گوش میسپارد که در خلوت و سکوت شب، دل به دریا زده و با خدای خویش راز دل میگوید.
کتاب «مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری» بیش از آنکه برای خواندن خاموش نوشته شده باشد، برای زمزمهکردن و همراهی دل است. هر سطر آن میتواند زبان دلهایی شود که در جستوجوی کلماتی برای گفتوگو با پروردگارشاناند. خواجه در این اثر، راه ارتباط مستقیم و عاشقانه با خدا را نشان میدهد؛ نه با وعظ و پند خشک، بلکه با اشک و آه، با صداقت دل و نیاز روح.
کتاب «مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری» بازتاب جان سوخته و زبان نیازمند مردی است که عمر خویش را در راه سلوک، عشق و معرفت سپری کرد. این اثر ارزشمند، مجموعهای از نیایشها و مناجاتهای کوتاه و بلند است که در آن خواجه عبدالله، با بیانی آهنگین و آمیخته به ترکیبات و واژگان عربی، در گفتوگویی عاشقانه و صمیمی با خدای خویش مینشیند؛ گفتوگویی آکنده از عشق و توبه، بیم و امید، شکایت و رضا.
خواجه عبدالله انصاری، مشهور به پیر هرات و از بزرگترین عارفان قرن پنجم هجری، در این کتاب نه به قصد تعلیم و ارشاد، بلکه از دل اضطراب، اشتیاق و نیاز سخن میگوید. او نیایشگری است که در برابر معشوق ازلی، همواره میان خوف و رجا در حرکت است: بیم از عظمت خدا و امید به بخشش و رحمت او. این دوگانهی خوف و امید، در سراسر مناجاتها به چشم میخورد؛ گاه با زبانی لرزان از خشیت زمزمه میکند: «الهی، بیم آن دارم که مرا به خود واگذاری»، و گاه با لحنی پرامید میگوید: «الهی، اگر چه از طاعت خالیام، اما دل به امید تو بستهام.»
مضامین کتاب، گسترهای وسیع از موضوعات و مفاهیم معنوی و عرفانی را در بر میگیرد: توبه و بازگشت به آغوش رحمت، شکرگزاری و ستایش، اعتراف به درماندگی انسان، ستودن جمال و جلال الهی، نالیدن از وسوسههای نفس و شیطان، و نیایش برای هدایت و رحمت. در همهی این موضوعات، خواجه عبدالله از زبانی مسجع، دلنشین و روان بهره میگیرد؛ بینیاز از پیچیدگیهای خشک فلسفی، چرا که سخنش از دل برمیآید و بر دل نیز مینشیند.
در میان این مناجاتها، برخی قطعات چنان سرشار از لطافت، عشق و معنویتاند که هر خوانندهای را در خاطر میمانند. برای نمونه، وقتی مینویسد: «الهی، دل در گرو تو نهادهام، جان در هوای تو دادهام، چشم به راه تو دوختهام و تن به بلاهای تو سپردهام»، تصویری روشن از تسلیم کامل یک عارف در برابر معشوق ازلی ترسیم میشود. این جملات تنها نثر ادبی نیستند، بلکه انعکاس حال و مقام سالکیاند که در کلمهبهکلمهی سخن خود، حضور الهی را لمس کرده است.
ساختار «مناجاتنامه»، همچون بسیاری از آثار تعلیمی و آموزشی، انسجام بیرونی و ترتیبی خطی ندارد. نیایشها گاه پیوسته و گاه پراکندهاند، اما همین پراکندگی درونی نظمی پنهان دارد؛ نظمی که از بطن تجربه عرفانی و حال و هوای شبانهی خواجه برمیخیزد. خواننده، در حقیقت، گویی به زمزمههای مردی گوش میسپارد که در خلوت و سکوت شب، دل به دریا زده و با خدای خویش راز دل میگوید.
کتاب «مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری» بیش از آنکه برای خواندن خاموش نوشته شده باشد، برای زمزمهکردن و همراهی دل است. هر سطر آن میتواند زبان دلهایی شود که در جستوجوی کلماتی برای گفتوگو با پروردگارشاناند. خواجه در این اثر، راه ارتباط مستقیم و عاشقانه با خدا را نشان میدهد؛ نه با وعظ و پند خشک، بلکه با اشک و آه، با صداقت دل و نیاز روح.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتشعرشعر کهنادبیات مذهبیمذهباسلامتصوف و عرفانادبیاتشعرشعر کهنادبیات مذهبیمذهباسلامتصوف و عرفانشعرشعر کهنادبیات مذهبیاسلامتصوف و عرفانشعر کهنتصوف و عرفان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب مناجاتنامه و الهینامه اثر خواجه عبدالله انصاری، انتشارات جمهوری
