کتاب یکی بود یکی نبود اثر محمد علی جمال زاده، انتشارات علم

کتاب یکی بود یکی نبود اثر محمد علی جمال زاده، انتشارات علم
ناشر : علم

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
کتاب «یکی بود یکی نبود» نوشته محمدعلی جمالزاده، نقطه عطفی در ادبیات داستانی مدرن ایران بهشمار میآید. این مجموعه ارزشمند شامل یک دیباچه، شش داستان کوتاه و بخشی با عنوان «مجموعه عوامانه کلمات فارسی» است. نویسنده با بهرهگیری از زبانی ساده، طنزآمیز و در عینحال انتقادی، جامعه ایران آن دوران را به چالش میکشد و تصویری روشن از دغدغهها، رنجها و ویژگیهای مردم ارائه میدهد. اهمیت این اثر آنجاست که نخستین مجموعه داستان کوتاه به سبک جدید در ادبیات فارسی محسوب میشود و توانست راهی تازه در داستاننویسی ایران بگشاید.
شخصیتهای داستانهای این کتاب نمادی از اقشار گوناگون جامعه هستند و جمالزاده با توصیفی دقیق از خوی و منش آنان، خواننده را به اندیشیدن درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی سوق میدهد.
در داستان «فارسی شکر است»، مردی پس از سالها غربت به ایران بازمیگردد؛ اما به اشتباه او را بهعنوان یک خارجی دستگیر میکنند. در زندان، با گروهی از افراد از طبقات مختلف جامعه روبهرو میشود؛ از جوان فرنگیمآبی که پر از واژگان بیگانه سخن میگوید تا شیخی که سخنش غرق در اصطلاحات عربی است. تنها راوی و جوانی روستایی قادرند با فارسی ساده با هم صحبت کنند؛ نکتهای که نقدی ظریف بر شکاف زبانی و طبقاتی جامعه به شمار میرود.
«رجل سیاسی» سرگذشت جعفر حلاج، مردی سادهدل است که به اصرار همسرش وارد عرصه سیاست میشود. او با وجود انتخاب بهعنوان نماینده، بهتدریج گرفتار فساد، رشوه و بیاخلاقی سیاسی میگردد. این داستان، پرده از زشتیهای سیاست و پیامد ناآگاهی مردم برمیدارد.
در «دوستی خالهخرسه» ماجرایی در دوران حضور نیروهای روس در ایران روایت میشود. راوی و یارانش به کرمانشاه سفر میکنند و یکی از آنان، حبیبالله، که جان یک قزاق روس را نجات داده است، به طمع همین سربازان کشته میشود. داستان، پیچیدگی روابط انسانی در شرایط بحرانی و خیانتهای برخاسته از منافع شخصی را آشکار میسازد.
«درد دل ملاقربانعلی» داستان مردی عامی است که به روضهخوانی روی میآورد و دلبسته دختری میشود؛ اما با مرگ دختر، او در لحظهای از اندوه و ضعف گرفتار گزمهها میگردد. این روایت، تضاد عاطفه انسانی با فشارهای اجتماعی و سنتی را پررنگ میکند.
در داستان «بیله دیگ بیله چغندر»، راوی به دیدار دلاکی فرنگی در خارج از ایران میرود. این دلاک که پیشتر در ایران سمت مستشاری داشته است، با لحنی آمیخته به طنز تلخ، خصوصیات رفتاری ایرانیان را به چالش میکشد، هرچند در برابر فرهنگ و باورهای مذهبی آنان احتیاط به خرج میدهد.
«ویلانالدوله» نیز سرگذشت سربازی بیهویت، بیهدف و متکی به دیگران است. او سرانجام از زندگی پوچ و بیثمر خود به ستوه آمده و دست به خودکشی میزند؛ روایتی تلخ از انزوای اجتماعی و فقدان معنا در زندگی.
در مجموع، «یکی بود یکی نبود» با نثری روان، طنزی ظریف و نگاهی انتقادی، آینهای تمامنما از جامعه ایران اوایل قرن چهاردهم هجری خورشیدی ارائه میدهد. این کتاب نهتنها اثری ماندگار در تاریخ ادبیات داستانی فارسی است، بلکه خواننده را به بازاندیشی در هویت، فرهنگ و چالشهای اجتماعی کشور فرا میخواند.
کتاب «یکی بود یکی نبود» نوشته محمدعلی جمالزاده، نقطه عطفی در ادبیات داستانی مدرن ایران بهشمار میآید. این مجموعه ارزشمند شامل یک دیباچه، شش داستان کوتاه و بخشی با عنوان «مجموعه عوامانه کلمات فارسی» است. نویسنده با بهرهگیری از زبانی ساده، طنزآمیز و در عینحال انتقادی، جامعه ایران آن دوران را به چالش میکشد و تصویری روشن از دغدغهها، رنجها و ویژگیهای مردم ارائه میدهد. اهمیت این اثر آنجاست که نخستین مجموعه داستان کوتاه به سبک جدید در ادبیات فارسی محسوب میشود و توانست راهی تازه در داستاننویسی ایران بگشاید.
شخصیتهای داستانهای این کتاب نمادی از اقشار گوناگون جامعه هستند و جمالزاده با توصیفی دقیق از خوی و منش آنان، خواننده را به اندیشیدن درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی سوق میدهد.
در داستان «فارسی شکر است»، مردی پس از سالها غربت به ایران بازمیگردد؛ اما به اشتباه او را بهعنوان یک خارجی دستگیر میکنند. در زندان، با گروهی از افراد از طبقات مختلف جامعه روبهرو میشود؛ از جوان فرنگیمآبی که پر از واژگان بیگانه سخن میگوید تا شیخی که سخنش غرق در اصطلاحات عربی است. تنها راوی و جوانی روستایی قادرند با فارسی ساده با هم صحبت کنند؛ نکتهای که نقدی ظریف بر شکاف زبانی و طبقاتی جامعه به شمار میرود.
«رجل سیاسی» سرگذشت جعفر حلاج، مردی سادهدل است که به اصرار همسرش وارد عرصه سیاست میشود. او با وجود انتخاب بهعنوان نماینده، بهتدریج گرفتار فساد، رشوه و بیاخلاقی سیاسی میگردد. این داستان، پرده از زشتیهای سیاست و پیامد ناآگاهی مردم برمیدارد.
در «دوستی خالهخرسه» ماجرایی در دوران حضور نیروهای روس در ایران روایت میشود. راوی و یارانش به کرمانشاه سفر میکنند و یکی از آنان، حبیبالله، که جان یک قزاق روس را نجات داده است، به طمع همین سربازان کشته میشود. داستان، پیچیدگی روابط انسانی در شرایط بحرانی و خیانتهای برخاسته از منافع شخصی را آشکار میسازد.
«درد دل ملاقربانعلی» داستان مردی عامی است که به روضهخوانی روی میآورد و دلبسته دختری میشود؛ اما با مرگ دختر، او در لحظهای از اندوه و ضعف گرفتار گزمهها میگردد. این روایت، تضاد عاطفه انسانی با فشارهای اجتماعی و سنتی را پررنگ میکند.
در داستان «بیله دیگ بیله چغندر»، راوی به دیدار دلاکی فرنگی در خارج از ایران میرود. این دلاک که پیشتر در ایران سمت مستشاری داشته است، با لحنی آمیخته به طنز تلخ، خصوصیات رفتاری ایرانیان را به چالش میکشد، هرچند در برابر فرهنگ و باورهای مذهبی آنان احتیاط به خرج میدهد.
«ویلانالدوله» نیز سرگذشت سربازی بیهویت، بیهدف و متکی به دیگران است. او سرانجام از زندگی پوچ و بیثمر خود به ستوه آمده و دست به خودکشی میزند؛ روایتی تلخ از انزوای اجتماعی و فقدان معنا در زندگی.
در مجموع، «یکی بود یکی نبود» با نثری روان، طنزی ظریف و نگاهی انتقادی، آینهای تمامنما از جامعه ایران اوایل قرن چهاردهم هجری خورشیدی ارائه میدهد. این کتاب نهتنها اثری ماندگار در تاریخ ادبیات داستانی فارسی است، بلکه خواننده را به بازاندیشی در هویت، فرهنگ و چالشهای اجتماعی کشور فرا میخواند.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتادبیات عامیانه و محلیداستان و رمانداستان ایرانیداستان کوتاهادبیاتادبیات عامیانه و محلیداستان و رمانداستان ایرانیداستان کوتاهادبیات عامیانه و محلیداستان ایرانیداستان کوتاه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب یکی بود یکی نبود اثر محمد علی جمال زاده، انتشارات علم
