کتاب شهر معمولی اثر ناتالی لید، ترجمه نیلوفر امن زاده، انتشارات پرتقال

کتاب شهر معمولی اثر ناتالی لید، ترجمه نیلوفر امن زاده، انتشارات پرتقال
ناشر : پرتقال

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۲۷۸تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
رمان «شهر معمولی» اثر ناتالی لید، داستانی خیالانگیز و سرگرمکننده است که زندگی دختری دوازدهساله بهنام فلیسیتی را روایت میکند. ماجرا در شهر افسونگر و اسرارآمیز «میدنایت گولچ» رخ میدهد؛ جایی که روزگاری سرشار از جادو بود. مردم این شهر توانایی داشتند بر فراز طوفانها آواز بخوانند و بر بالای گلهای آفتابگردان برقصند. اما این روزهای پرشور و سحرآمیز مدتهاست از میان رفته و با نفرینی قدیمی، تمامی جادوها از شهر کوچ کردهاند.
فلیسیتی، دختر ۱۲ ساله، بهخوبی از این راز آگاه است. قلب مادرش در بند نفرینی سنگین گرفتار شده و او را به سرگردانی ابدی کشانده است؛ نفرینی که اجازه نمیدهد در هیچجا آرام بگیرد. با این حال، وقتی مادر و دختر به میدنایت گولچ میرسند، صدایی در گوش فلیسیتی نوید میدهد که خوششانسی بهزودی در انتظار اوست.
وی دختری متفاوت است؛ زیرا کلمهها را جمعآوری میکند. برای او کلمهها همچون جرقههایی جادویی در هر گوشهای پدیدار میشوند: گاهی بالای سر آدمهای ناشناس میدرخشند، گاهی در مراسم عید در گوشهای دنج از کلیسا پنهان میشوند و حتی ممکن است در لابهلای موهای نرم سگ فلیسیتی جا خوش کنند.
در این میان، جونا وارد زندگی او میشود؛ پسری مرموز با موهای سیخسیخی که سراپا مهربانی و کارهای نیک است. کلمههایی که همراه جونا میآیند، برای فلیسیتی تازگی دارند و باعث میشوند قلبش تندتر بتپد. این همراهی مرموز نهتنها زندگی او را دگرگون میکند، بلکه مسیر رسیدن به حقیقت نفرین شهر را نیز روشنتر میسازد.
با وجود تمام سختیها، تنها آرزوی فلیسیتی ماندن در میدنایت گولچ است. اما برای رسیدن به این خواسته، او باید راهی بیابد تا جادوی از دسترفته را به شهر بازگرداند، نفرین دیرینه را بشکند و در نهایت، قلب شکسته مادرش را درمان کند.
«شهر معمولی» روایتی سرشار از جادو، راز، دوستی و امید است؛ داستانی که نشان میدهد حتی در تاریکترین لحظات نیز کلمهها میتوانند قدرتی شفابخش و نجاتبخش داشته باشند.
رمان «شهر معمولی» اثر ناتالی لید، داستانی خیالانگیز و سرگرمکننده است که زندگی دختری دوازدهساله بهنام فلیسیتی را روایت میکند. ماجرا در شهر افسونگر و اسرارآمیز «میدنایت گولچ» رخ میدهد؛ جایی که روزگاری سرشار از جادو بود. مردم این شهر توانایی داشتند بر فراز طوفانها آواز بخوانند و بر بالای گلهای آفتابگردان برقصند. اما این روزهای پرشور و سحرآمیز مدتهاست از میان رفته و با نفرینی قدیمی، تمامی جادوها از شهر کوچ کردهاند.
فلیسیتی، دختر ۱۲ ساله، بهخوبی از این راز آگاه است. قلب مادرش در بند نفرینی سنگین گرفتار شده و او را به سرگردانی ابدی کشانده است؛ نفرینی که اجازه نمیدهد در هیچجا آرام بگیرد. با این حال، وقتی مادر و دختر به میدنایت گولچ میرسند، صدایی در گوش فلیسیتی نوید میدهد که خوششانسی بهزودی در انتظار اوست.
وی دختری متفاوت است؛ زیرا کلمهها را جمعآوری میکند. برای او کلمهها همچون جرقههایی جادویی در هر گوشهای پدیدار میشوند: گاهی بالای سر آدمهای ناشناس میدرخشند، گاهی در مراسم عید در گوشهای دنج از کلیسا پنهان میشوند و حتی ممکن است در لابهلای موهای نرم سگ فلیسیتی جا خوش کنند.
در این میان، جونا وارد زندگی او میشود؛ پسری مرموز با موهای سیخسیخی که سراپا مهربانی و کارهای نیک است. کلمههایی که همراه جونا میآیند، برای فلیسیتی تازگی دارند و باعث میشوند قلبش تندتر بتپد. این همراهی مرموز نهتنها زندگی او را دگرگون میکند، بلکه مسیر رسیدن به حقیقت نفرین شهر را نیز روشنتر میسازد.
با وجود تمام سختیها، تنها آرزوی فلیسیتی ماندن در میدنایت گولچ است. اما برای رسیدن به این خواسته، او باید راهی بیابد تا جادوی از دسترفته را به شهر بازگرداند، نفرین دیرینه را بشکند و در نهایت، قلب شکسته مادرش را درمان کند.
«شهر معمولی» روایتی سرشار از جادو، راز، دوستی و امید است؛ داستانی که نشان میدهد حتی در تاریکترین لحظات نیز کلمهها میتوانند قدرتی شفابخش و نجاتبخش داشته باشند.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانفانتزیداستان کودک و نوجوانان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب شهر معمولی اثر ناتالی لید، ترجمه نیلوفر امن زاده، انتشارات پرتقال
