کتاب میخواهم اعتماد بهنفس داشته باشم اثر هریت گریفی، ترجمه محمدرضا آل یاسین، انتشارات هامون
کار، زندگی و روابط در پرتو اعتماد به نفس

کتاب میخواهم اعتماد بهنفس داشته باشم اثر هریت گریفی، ترجمه محمدرضا آل یاسین، انتشارات هامون
کار، زندگی و روابط در پرتو اعتماد به نفس
ناشر : هامون

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
146تعداد صفحه
اعتماد به نفس به معنای برخورداری از احساس اطمینان، امنیت و قدرت درونی و نیز رهایی از ترس و نگرانی است. داشتن اعتماد به نفس یعنی باور داشتن به تواناییها و استعدادهای خود و اطمینان از اینکه میتوانید هر کار دشواری را به سرانجام برسانید. در نگاه نخست ممکن است برخی افراد نسبت به دیگران دارای اعتماد به نفس بیشتری به نظر برسند، اما حقیقت این است که حتی قدرتمندترین اشخاص نیز در شرایطی خاص با کمبود این ویژگی روبهرو میشوند و همواره به راحتی قادر به اتکا بر آن نیستند. انسان ذاتاً در برابر موقعیتهای تازه احساس ناامنی میکند و ناگزیر باید با تجربه و تکرار بر این حس غلبه نماید.
واقعیت این است که اعتماد به نفس در شرایط دشوار زندگی بیش از هر زمان دیگری رشد و پرورش مییابد. مسیر هموار و بدون چالش، فرصتی برای تقویت این توانایی فراهم نمیکند؛ بلکه این شکستها، موانع و درسهای ناشی از سختیها هستند که شالوده اعتماد به نفس را میسازند. اعتماد به نفس در حقیقت همان اتکا به استعدادها و قابلیتهای نهفته در وجودمان است که بر پایه تجربههای موفقیتآمیز گذشته بنا شده است. هر بار که شکست خوردهاید و دوباره برخاستهاید، آجر دیگری بر بنای اعتماد به نفس خود افزودهاید؛ هرچند شاید اکنون آن لحظات را به یاد نیاورید. نخستین تلاش برای ایستادن، اولین تلاش برای شنا، یا تجربه اول در دوچرخهسواری، همگی با زمین خوردن و ناکامی آغاز شد، اما همین لغزشهای کوچک سنگریزههایی بودند که به یکدیگر پیوستند و سنگبنای اعتماد به نفس شما را تشکیل دادند.
این فرآیند همواره در طول زندگی ادامه دارد و شما بارها آن را در موقعیتهای مختلف تجربه کردهاید. ویکتور هانسن بهدرستی خاطرنشان میکند که لغزش و ناکامی عیب نیست و از دست دادن یک فرصت، پایان دنیا به شمار نمیرود. آنچه خطرناک است تسلیم شدن پس از شکست است؛ زیرا توقف، ما را در چرخه ناکامی اسیر میسازد. بنابراین پس از هر ناکامی باید دوباره برخاست، مسیر را بازنگری کرد و با رویکردی تازه گام برداشت. به جای آنکه بلافاصله خود را «شکستخورده» بدانید، عملکردتان را از زوایای مختلف بررسی کنید، کاستیها را بشناسید و سپس با راهبردی تازه به میدان بازگردید؛ این بار نهتنها نیرومندتر از گذشته، بلکه متفاوتتر و هوشمندانهتر.
اعتماد به نفس زمانی پایدار میشود که انصراف از مسیر را ناممکن بدانیم و با هر مانعی که پیش آید، شجاعانه رویارو شویم. چه در یادگیری مهارت سادهای مانند دوچرخهسواری و چه در انجام کاری بزرگ همچون سخنرانی در برابر جمع، اصل بر این است که با تمرین مستمر و تکرار، مهارتها در ذهن و جان ما نهادینه شوند و به واقعیتهای مسلم بدل گردند. شکست همیشه به معنای بنبست نیست، درست همانگونه که تلاش همواره با ناکامی همراه نخواهد بود.
هرگاه باور کنید که در ژرفای وجودتان گنجینهای از استعداد و توانایی نهفته است و این باور در روح شما ریشه بدواند، بهطور حتم برای دستیابی به اهداف خود هر مانعی را به چالش خواهید کشید. پاداش این تلاش، کامیابی، آرامش درونی و کامیابی کامل در زندگی خواهد بود؛ همان اوج سعادت و موفقیتی که نتیجه اعتماد به نفس راستین است.
اعتماد به نفس به معنای برخورداری از احساس اطمینان، امنیت و قدرت درونی و نیز رهایی از ترس و نگرانی است. داشتن اعتماد به نفس یعنی باور داشتن به تواناییها و استعدادهای خود و اطمینان از اینکه میتوانید هر کار دشواری را به سرانجام برسانید. در نگاه نخست ممکن است برخی افراد نسبت به دیگران دارای اعتماد به نفس بیشتری به نظر برسند، اما حقیقت این است که حتی قدرتمندترین اشخاص نیز در شرایطی خاص با کمبود این ویژگی روبهرو میشوند و همواره به راحتی قادر به اتکا بر آن نیستند. انسان ذاتاً در برابر موقعیتهای تازه احساس ناامنی میکند و ناگزیر باید با تجربه و تکرار بر این حس غلبه نماید.
واقعیت این است که اعتماد به نفس در شرایط دشوار زندگی بیش از هر زمان دیگری رشد و پرورش مییابد. مسیر هموار و بدون چالش، فرصتی برای تقویت این توانایی فراهم نمیکند؛ بلکه این شکستها، موانع و درسهای ناشی از سختیها هستند که شالوده اعتماد به نفس را میسازند. اعتماد به نفس در حقیقت همان اتکا به استعدادها و قابلیتهای نهفته در وجودمان است که بر پایه تجربههای موفقیتآمیز گذشته بنا شده است. هر بار که شکست خوردهاید و دوباره برخاستهاید، آجر دیگری بر بنای اعتماد به نفس خود افزودهاید؛ هرچند شاید اکنون آن لحظات را به یاد نیاورید. نخستین تلاش برای ایستادن، اولین تلاش برای شنا، یا تجربه اول در دوچرخهسواری، همگی با زمین خوردن و ناکامی آغاز شد، اما همین لغزشهای کوچک سنگریزههایی بودند که به یکدیگر پیوستند و سنگبنای اعتماد به نفس شما را تشکیل دادند.
این فرآیند همواره در طول زندگی ادامه دارد و شما بارها آن را در موقعیتهای مختلف تجربه کردهاید. ویکتور هانسن بهدرستی خاطرنشان میکند که لغزش و ناکامی عیب نیست و از دست دادن یک فرصت، پایان دنیا به شمار نمیرود. آنچه خطرناک است تسلیم شدن پس از شکست است؛ زیرا توقف، ما را در چرخه ناکامی اسیر میسازد. بنابراین پس از هر ناکامی باید دوباره برخاست، مسیر را بازنگری کرد و با رویکردی تازه گام برداشت. به جای آنکه بلافاصله خود را «شکستخورده» بدانید، عملکردتان را از زوایای مختلف بررسی کنید، کاستیها را بشناسید و سپس با راهبردی تازه به میدان بازگردید؛ این بار نهتنها نیرومندتر از گذشته، بلکه متفاوتتر و هوشمندانهتر.
اعتماد به نفس زمانی پایدار میشود که انصراف از مسیر را ناممکن بدانیم و با هر مانعی که پیش آید، شجاعانه رویارو شویم. چه در یادگیری مهارت سادهای مانند دوچرخهسواری و چه در انجام کاری بزرگ همچون سخنرانی در برابر جمع، اصل بر این است که با تمرین مستمر و تکرار، مهارتها در ذهن و جان ما نهادینه شوند و به واقعیتهای مسلم بدل گردند. شکست همیشه به معنای بنبست نیست، درست همانگونه که تلاش همواره با ناکامی همراه نخواهد بود.
هرگاه باور کنید که در ژرفای وجودتان گنجینهای از استعداد و توانایی نهفته است و این باور در روح شما ریشه بدواند، بهطور حتم برای دستیابی به اهداف خود هر مانعی را به چالش خواهید کشید. پاداش این تلاش، کامیابی، آرامش درونی و کامیابی کامل در زندگی خواهد بود؛ همان اوج سعادت و موفقیتی که نتیجه اعتماد به نفس راستین است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب میخواهم اعتماد بهنفس داشته باشم اثر هریت گریفی، ترجمه محمدرضا آل یاسین، انتشارات هامون
کار، زندگی و روابط در پرتو اعتماد به نفس
