کتاب دختری بهنام بوف اثر امی ویلسون، ترجمه شهلا انتظاریان، انتشارات ایران بان

کتاب دختری بهنام بوف اثر امی ویلسون، ترجمه شهلا انتظاریان، انتشارات ایران بان
ناشر : ایران بان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
292تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
دختری سیزدهساله به نام «بوف» در یک شهر آرام و مهآلود زندگی میکند؛ دختری با چهرهای عجیب که شباهتی شگفتانگیز به جغد دارد. نگاه نافذ، چشمان درشت و حال و هوایی مرموز، او را از همسالانش جدا کرده است. بوف اغلب احساس میکند چیزی در درونش پنهان است؛ نیرویی ناشناخته که گاه با دیدن موجوداتی از جنس سایهها بیدار میشود. هر بار که این موجودات در نزدیکی او ظاهر میشوند، بر پوست لطیفش کریستالهای یخی نازک و درخشان شکل میگیرد؛ بلورهایی مانند شیشه، زیبا و در عین حال هراسانگیز.
راز این پدیده ذهن بوف را به شدت درگیر کرده است. چرا چنین چیزهایی تنها برای او رخ میدهد؟ چرا نامی به این غریبگی دارد؟ بوف هیچگاه تصویری از پدر خود ندیده و همیشه از این موضوع دلآزرده بوده است. مادرش درباره او سکوت میکرد و تنها قصههایی از پریان و موجودات جادویی برای دختر میخواند؛ قصههایی که بیشتر به افسانه میمانست تا حقیقت.
اما شبی سرنوشتساز، مادر ناخواسته نام پدر را بر زبان آورد: «جک فراست». همین یک کلمه کافی بود تا تمام داستانهای شنیدهشده، رنگ حقیقت به خود بگیرند. بوف دریافت که پدرش نماد زمستان است؛ پریای که سرمای جاودانه را در جهان میپراکند و با هر دمش زمین را به جامهای از یخ و برف میپوشاند.
از همان لحظه، زندگی بوف دگرگون شد. او آگاه شد که آن بلورهای یخی روی پوستش میراثی از پدر است و موجودات سایه که او میبیند، نشانههایی از عالمی پنهاناند. اکنون تنها پرسشی که ذهن دخترک را میسوزاند این است: آیا او نیز باید راه پدرش را ادامه دهد و در پیوندی شوم یا شکوهمند با سرنوشت زمستان قرار گیرد، یا اینکه میتواند تقدیری تازه و متفاوت برای خود رقم بزند؟
راز بوف تازه آغاز شده بود؛ رازی یخبندان و پر از جادو، میان تاریکی سایهها و درخشش بلورهای زمستانی.
دختری سیزدهساله به نام «بوف» در یک شهر آرام و مهآلود زندگی میکند؛ دختری با چهرهای عجیب که شباهتی شگفتانگیز به جغد دارد. نگاه نافذ، چشمان درشت و حال و هوایی مرموز، او را از همسالانش جدا کرده است. بوف اغلب احساس میکند چیزی در درونش پنهان است؛ نیرویی ناشناخته که گاه با دیدن موجوداتی از جنس سایهها بیدار میشود. هر بار که این موجودات در نزدیکی او ظاهر میشوند، بر پوست لطیفش کریستالهای یخی نازک و درخشان شکل میگیرد؛ بلورهایی مانند شیشه، زیبا و در عین حال هراسانگیز.
راز این پدیده ذهن بوف را به شدت درگیر کرده است. چرا چنین چیزهایی تنها برای او رخ میدهد؟ چرا نامی به این غریبگی دارد؟ بوف هیچگاه تصویری از پدر خود ندیده و همیشه از این موضوع دلآزرده بوده است. مادرش درباره او سکوت میکرد و تنها قصههایی از پریان و موجودات جادویی برای دختر میخواند؛ قصههایی که بیشتر به افسانه میمانست تا حقیقت.
اما شبی سرنوشتساز، مادر ناخواسته نام پدر را بر زبان آورد: «جک فراست». همین یک کلمه کافی بود تا تمام داستانهای شنیدهشده، رنگ حقیقت به خود بگیرند. بوف دریافت که پدرش نماد زمستان است؛ پریای که سرمای جاودانه را در جهان میپراکند و با هر دمش زمین را به جامهای از یخ و برف میپوشاند.
از همان لحظه، زندگی بوف دگرگون شد. او آگاه شد که آن بلورهای یخی روی پوستش میراثی از پدر است و موجودات سایه که او میبیند، نشانههایی از عالمی پنهاناند. اکنون تنها پرسشی که ذهن دخترک را میسوزاند این است: آیا او نیز باید راه پدرش را ادامه دهد و در پیوندی شوم یا شکوهمند با سرنوشت زمستان قرار گیرد، یا اینکه میتواند تقدیری تازه و متفاوت برای خود رقم بزند؟
راز بوف تازه آغاز شده بود؛ رازی یخبندان و پر از جادو، میان تاریکی سایهها و درخشش بلورهای زمستانی.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانفانتزیداستان کودک و نوجوانان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب دختری بهنام بوف اثر امی ویلسون، ترجمه شهلا انتظاریان، انتشارات ایران بان
