کتاب ملکان عذاب اثر ابوتراب خسروی، انتشارات نیماژ

کتاب ملکان عذاب اثر ابوتراب خسروی، انتشارات نیماژ
ناشر : نیماژ

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
320تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
بیتردید ابوتراب خسروی یکی از نویسندگانی است که در آثارش همواره کوشیده تا با واگویه کردن اتفاقات تاریخی، تاریخ را به شیوهای متفاوت و خلاقانه روایت کند. او استاد خلق روایتهای موازی و پیچیده است؛ بهگونهای که با تلفیق شخصیتها، زمان و بستر رویدادها، گذر زمان برای خواننده کمتر احساس میشود. خسروی با چیرهدستی، سه روایت موازی میآفریند؛ روایتهایی که همچون رشتههایی در هم تنیدهاند و با ایجاد تعلیق، اجازه گریزی به مخاطب برای مواجهه با تاریخ نمیدهند. این خطوط داستانی در کنار یکدیگر بستر ظهور شخصیتها و تیپهای اصلی را فراهم میکنند، بیآنکه به ساختار کلی رمان یا انسجام درونمتنی و برونمتنی آن خدشهای وارد شود.
رمان «ملکان عذاب»، پس از «اسفار کاتبان» و «رود راوی»، سومین اثر برجسته ابوتراب خسروی به شمار میرود. نویسنده در این رمان شخصیتپردازی را از همان آغاز با روایت کودکی زکریا شروع میکند و سپس مخاطب را با لایههای گوناگون داستان روبهرو میسازد. روایتهایی از ارباب و رعیت، از تاریخ معاصر، بهویژه کودتای ۲۸ مرداد، و نیز داستان زنی که در زندگیاش خانها و مردان بسیاری حضور مییابند، همه درهم تنیده میشوند. در ادامه، روایت کودکی زکریا با روایت پسرش و عشق هولناکی که او را تا مرز نابودی میکشاند درهم میآمیزد. همچنین ماجرای ژاندارمی که پدر حقیقی زکریا محسوب میشود و نگاه خود زکریا به پدر، در کنار روایت پسر زکریا از او، نسلی به نسل دیگر منتقل و بازخوانی میشود. این زنجیره روایی، همچون بافتی پیچیده، از قتل سرهنگ سلیمی گرفته تا لایههای مبهم و چندلایه معنایی رمان را در بر میگیرد.
«ملکان عذاب» در نگاه نخست یک رمان تاریخی و خانوادگی است که چند نسل را روایت میکند، اما در زیرمتن، دغدغه اصلی فراتر از تاریخ صرف است. خسروی در این رمان پرسشهایی فلسفی و هستیشناسانه مطرح میکند؛ پرسشهایی که ذهن راویان را دستخوش شک و تأمل میسازد و در روایتهای گوناگون بسط مییابد. او با ایجاد بینامتنیت، روایتی را در دل روایتی دیگر مینشاند و با دگردیسی متنی، معنایی مستقل اما درهمتنیده با ساختار کلی میآفریند. به این ترتیب، هر روایت نه تنها بخشی از کلیت اثر است، بلکه میتواند معنایی متفاوت و گاه متناقض با روایتهای دیگر خلق کند.
در «ملکان عذاب» هیچ معنای یگانه و مطلقی وجود ندارد. متن اصلی با خردهروایتهای درون خود چنان چفت و بست میشود که در نهایت یک هویت واحد به وجود میآید؛ هویتی چندلایه، باز و رها از هر معناپردازی قطعی. یکی از ویژگیهای بارز این رمان، استفاده از تکنیک «جریان سیال ذهن» است؛ شیوهای مدرن و پستمدرن که در آن ذهن آشفته برخی شخصیتها، روانی روایت را شکل میدهد. بهرهگیری از فلاشبکها، بازگشت به گذشته و نمایش ادراکات و تجربههای ذهنی شخصیتها، همگی منجر به شکستن نظم نحوی و زبانی روایت میشوند و واقعیتها را از زاویههای گوناگون بازتاب میدهند.
بیگمان ابوتراب خسروی با «ملکان عذاب» بار دیگر نشان میدهد که نه فقط یک رماننویس تاریخی، بلکه خالق جهانهایی فلسفی، پیچیده و چندوجهی است؛ جهانی که هم تاریخ را بازتاب میدهد و هم پرسشهای بنیادین هستی را با خواننده در میان میگذارد.
بیتردید ابوتراب خسروی یکی از نویسندگانی است که در آثارش همواره کوشیده تا با واگویه کردن اتفاقات تاریخی، تاریخ را به شیوهای متفاوت و خلاقانه روایت کند. او استاد خلق روایتهای موازی و پیچیده است؛ بهگونهای که با تلفیق شخصیتها، زمان و بستر رویدادها، گذر زمان برای خواننده کمتر احساس میشود. خسروی با چیرهدستی، سه روایت موازی میآفریند؛ روایتهایی که همچون رشتههایی در هم تنیدهاند و با ایجاد تعلیق، اجازه گریزی به مخاطب برای مواجهه با تاریخ نمیدهند. این خطوط داستانی در کنار یکدیگر بستر ظهور شخصیتها و تیپهای اصلی را فراهم میکنند، بیآنکه به ساختار کلی رمان یا انسجام درونمتنی و برونمتنی آن خدشهای وارد شود.
رمان «ملکان عذاب»، پس از «اسفار کاتبان» و «رود راوی»، سومین اثر برجسته ابوتراب خسروی به شمار میرود. نویسنده در این رمان شخصیتپردازی را از همان آغاز با روایت کودکی زکریا شروع میکند و سپس مخاطب را با لایههای گوناگون داستان روبهرو میسازد. روایتهایی از ارباب و رعیت، از تاریخ معاصر، بهویژه کودتای ۲۸ مرداد، و نیز داستان زنی که در زندگیاش خانها و مردان بسیاری حضور مییابند، همه درهم تنیده میشوند. در ادامه، روایت کودکی زکریا با روایت پسرش و عشق هولناکی که او را تا مرز نابودی میکشاند درهم میآمیزد. همچنین ماجرای ژاندارمی که پدر حقیقی زکریا محسوب میشود و نگاه خود زکریا به پدر، در کنار روایت پسر زکریا از او، نسلی به نسل دیگر منتقل و بازخوانی میشود. این زنجیره روایی، همچون بافتی پیچیده، از قتل سرهنگ سلیمی گرفته تا لایههای مبهم و چندلایه معنایی رمان را در بر میگیرد.
«ملکان عذاب» در نگاه نخست یک رمان تاریخی و خانوادگی است که چند نسل را روایت میکند، اما در زیرمتن، دغدغه اصلی فراتر از تاریخ صرف است. خسروی در این رمان پرسشهایی فلسفی و هستیشناسانه مطرح میکند؛ پرسشهایی که ذهن راویان را دستخوش شک و تأمل میسازد و در روایتهای گوناگون بسط مییابد. او با ایجاد بینامتنیت، روایتی را در دل روایتی دیگر مینشاند و با دگردیسی متنی، معنایی مستقل اما درهمتنیده با ساختار کلی میآفریند. به این ترتیب، هر روایت نه تنها بخشی از کلیت اثر است، بلکه میتواند معنایی متفاوت و گاه متناقض با روایتهای دیگر خلق کند.
در «ملکان عذاب» هیچ معنای یگانه و مطلقی وجود ندارد. متن اصلی با خردهروایتهای درون خود چنان چفت و بست میشود که در نهایت یک هویت واحد به وجود میآید؛ هویتی چندلایه، باز و رها از هر معناپردازی قطعی. یکی از ویژگیهای بارز این رمان، استفاده از تکنیک «جریان سیال ذهن» است؛ شیوهای مدرن و پستمدرن که در آن ذهن آشفته برخی شخصیتها، روانی روایت را شکل میدهد. بهرهگیری از فلاشبکها، بازگشت به گذشته و نمایش ادراکات و تجربههای ذهنی شخصیتها، همگی منجر به شکستن نظم نحوی و زبانی روایت میشوند و واقعیتها را از زاویههای گوناگون بازتاب میدهند.
بیگمان ابوتراب خسروی با «ملکان عذاب» بار دیگر نشان میدهد که نه فقط یک رماننویس تاریخی، بلکه خالق جهانهایی فلسفی، پیچیده و چندوجهی است؛ جهانی که هم تاریخ را بازتاب میدهد و هم پرسشهای بنیادین هستی را با خواننده در میان میگذارد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب ملکان عذاب اثر ابوتراب خسروی، انتشارات نیماژ
