کتاب مگافونیا و دو نمایشنامه دیگر اثر میلاد حسینی، انتشارات قطره

کتاب مگافونیا و دو نمایشنامه دیگر اثر میلاد حسینی، انتشارات قطره
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
در ۲۸ سالگی، داریوش در مصر تنها یک نیزهدار بود؛ اما در ۲۹ سپتامبر سال ۵۲۲ پیش از میلاد، پس از سلسلهای از رویدادهای پرابهام، پیش از پایان همان سال بر تخت پادشاهی نشست. پرسش اساسی این است که چگونه مردی به این جوانی توانست به چنین جایگاه بلندی برسد، در حالی که هم پدر و هم پدربزرگش هنوز در قید حیات بودند و از نظر سلسلهمراتبی بر او تقدم داشتند.
آلبرت تن آیک اومستد در کتاب «تاریخ شاهنشاهی هخامنشی»، فصل هشتم با عنوان «داریوش ربایندهٔ تاج و تخت»، بر پایهٔ اسناد تازه کشفشده، روایت تاریخنگاران و بهویژه کتیبهٔ بیستون، به تناقضهای فراوان در ماجرای گئومات در ماد اشاره میکند و نظریهای مبنی بر کودتای داریوش علیه فرزندان کوروش ارائه میدهد. البته این دیدگاه تنها یک نظریه است و به هیچ وجه قطعیت تاریخی ندارد. بسیاری از مورخان آن را رد کردهاند و همچنان دیدگاههای مخالف و متفاوتی دربارهٔ این رخداد وجود دارد.
سال ۵۲۲ پیش از میلاد، پاییزی پرآشوب را در تاریخ ایران رقم میزند. در این زمان، پارس بیپادشاه است. کمبوجیه در مصر به سر میبرد، بردیا فرماندار ماد است و دیگر فرزندان کوروش، از جمله آتوسا و آرتیستون، در شوش زندگی میکنند. بنا به روایتهای تاریخی، ناگهان رویدادی مشکوک رخ میدهد: کمبوجیه یا بهگفتهٔ هرودوت بر اثر زخمی اتفاقی کشته میشود و یا بنا به نوشتهٔ داریوش در کتیبهٔ بیستون، دست به خودکشی میزند. از سوی دیگر، بردیا –بر اساس یک روایت– مخفیانه به دستور کمبوجیه کشته شده بود و مغی به نام گئومات ادعای پادشاهی میکند؛ اما به روایت دیگر، خودِ بردیا پس از مرگ مشکوک برادر، در ماد قیام مینماید.
بر پایهٔ منابع هخامنشی، مغی به نام گئومات که بعدها به «بردیای دروغین» شهرت یافت، با قتل بردیا هفت ماه در خفا بر ماد فرمان میراند. شباهت او به بردیا به اندازهای بود که بسیاری تا مدتی متوجه جابهجایی نشده بودند. در این میان، داریوش بنا بر آنچه در کتیبهٔ بیستون آمده است، با همدستی شش اشرافزادهٔ پارسی به نامهای آسپاتینس، گبریاس، اوتانس، اینتافرن، مگابیز و هیدارن، گئومات را در دژی در ماد ترور میکند. در آن روز، پیش از غروب آفتاب شمار زیادی از مغان کشته شدند. هرودوت این روز را «ماگوفونی» یا «مغکشی» مینامد و روایت میکند که این رویداد به جشنوارهای سالانه در تقویم پارسی تبدیل شد. در این جشن هیچ مغی اجازهٔ حضور علنی نداشت و ناچار بودند تمام روز را در خانه بمانند.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی این ماجرا بسیار گسترده بود. داریوش در سالهای بعد با نُه شاه و حاکم ماد که علیه او شورش کرده بودند، روبهرو شد و همانگونه که در کتیبهٔ بیستون بازگو میکند، چندین سال پس از ماگوفونی همچنان به سرکوب پادشاهان خودخوانده و معترضان میپرداخت. میتوان حدس زد بخشی از این شورشها بازتاب مستقیم نارضایتیها از رخدادهای خونین سال ۵۲۲ پیش از میلاد و سرنگونی بردیا یا گئومات بوده است.
در ۲۸ سالگی، داریوش در مصر تنها یک نیزهدار بود؛ اما در ۲۹ سپتامبر سال ۵۲۲ پیش از میلاد، پس از سلسلهای از رویدادهای پرابهام، پیش از پایان همان سال بر تخت پادشاهی نشست. پرسش اساسی این است که چگونه مردی به این جوانی توانست به چنین جایگاه بلندی برسد، در حالی که هم پدر و هم پدربزرگش هنوز در قید حیات بودند و از نظر سلسلهمراتبی بر او تقدم داشتند.
آلبرت تن آیک اومستد در کتاب «تاریخ شاهنشاهی هخامنشی»، فصل هشتم با عنوان «داریوش ربایندهٔ تاج و تخت»، بر پایهٔ اسناد تازه کشفشده، روایت تاریخنگاران و بهویژه کتیبهٔ بیستون، به تناقضهای فراوان در ماجرای گئومات در ماد اشاره میکند و نظریهای مبنی بر کودتای داریوش علیه فرزندان کوروش ارائه میدهد. البته این دیدگاه تنها یک نظریه است و به هیچ وجه قطعیت تاریخی ندارد. بسیاری از مورخان آن را رد کردهاند و همچنان دیدگاههای مخالف و متفاوتی دربارهٔ این رخداد وجود دارد.
سال ۵۲۲ پیش از میلاد، پاییزی پرآشوب را در تاریخ ایران رقم میزند. در این زمان، پارس بیپادشاه است. کمبوجیه در مصر به سر میبرد، بردیا فرماندار ماد است و دیگر فرزندان کوروش، از جمله آتوسا و آرتیستون، در شوش زندگی میکنند. بنا به روایتهای تاریخی، ناگهان رویدادی مشکوک رخ میدهد: کمبوجیه یا بهگفتهٔ هرودوت بر اثر زخمی اتفاقی کشته میشود و یا بنا به نوشتهٔ داریوش در کتیبهٔ بیستون، دست به خودکشی میزند. از سوی دیگر، بردیا –بر اساس یک روایت– مخفیانه به دستور کمبوجیه کشته شده بود و مغی به نام گئومات ادعای پادشاهی میکند؛ اما به روایت دیگر، خودِ بردیا پس از مرگ مشکوک برادر، در ماد قیام مینماید.
بر پایهٔ منابع هخامنشی، مغی به نام گئومات که بعدها به «بردیای دروغین» شهرت یافت، با قتل بردیا هفت ماه در خفا بر ماد فرمان میراند. شباهت او به بردیا به اندازهای بود که بسیاری تا مدتی متوجه جابهجایی نشده بودند. در این میان، داریوش بنا بر آنچه در کتیبهٔ بیستون آمده است، با همدستی شش اشرافزادهٔ پارسی به نامهای آسپاتینس، گبریاس، اوتانس، اینتافرن، مگابیز و هیدارن، گئومات را در دژی در ماد ترور میکند. در آن روز، پیش از غروب آفتاب شمار زیادی از مغان کشته شدند. هرودوت این روز را «ماگوفونی» یا «مغکشی» مینامد و روایت میکند که این رویداد به جشنوارهای سالانه در تقویم پارسی تبدیل شد. در این جشن هیچ مغی اجازهٔ حضور علنی نداشت و ناچار بودند تمام روز را در خانه بمانند.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی این ماجرا بسیار گسترده بود. داریوش در سالهای بعد با نُه شاه و حاکم ماد که علیه او شورش کرده بودند، روبهرو شد و همانگونه که در کتیبهٔ بیستون بازگو میکند، چندین سال پس از ماگوفونی همچنان به سرکوب پادشاهان خودخوانده و معترضان میپرداخت. میتوان حدس زد بخشی از این شورشها بازتاب مستقیم نارضایتیها از رخدادهای خونین سال ۵۲۲ پیش از میلاد و سرنگونی بردیا یا گئومات بوده است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب مگافونیا و دو نمایشنامه دیگر اثر میلاد حسینی، انتشارات قطره
