کتاب مقنع و سپیدجامگان اثر پاتریشیا کرون، ترجمه مسعود جعفری جزی، انتشارات ماهی

کتاب مقنع و سپیدجامگان اثر پاتریشیا کرون، ترجمه مسعود جعفری جزی، انتشارات ماهی
ناشر : ماهی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نام «مقنّع» در منابع تاریخی عموماً به صورت «هاشم بن حکیم» ذکر شده است، اما در برخی منابع «حکیم» را نام خود او نیز دانستهاند. در واقع، قرائت فارسی این نام یعنی «هاشم حکیم» گاه به معنای «هاشم پسر حکیم» و گاه به مفهوم «هاشمِ فرزانه و دانا» تلقی شده است. جاحظ در کتاب *البیان و التبیین* (جلد ۲، صفحات ۱۰۲ تا ۱۰۳) نام او را «عطا» آورده است.
بر پایه روایتهای مشهور، اصل و نسب مقنّع از بلخ بوده و سپس به ناحیه سُغد کوچ کرده است. او در دوران انقلاب عباسی و قیام بر ضدّ بنیامیه نقش فعالی داشت و پس از پیروزی عباسیان، در زمان حکومت ابوداوود خالد بن ابراهیم الأهلی، حاکم خراسان در سالهای ۱۳۷ تا ۱۴۰ هجری قمری (۷۵۵ تا ۷۵۷ میلادی)، و نیز در دوران جانشین او عبدالجبار بن عبدالرحمان الأَزدی (سالهای ۱۴۰ تا ۱۴۱ هجری قمری / ۷۵۷ تا ۷۵۸ میلادی)، در مرو مناصب مهم نظامی و اداری بر عهده داشت.
مقنّع به عنوان صاحبمنصبی نظامی و اداری، به احتمال فراوان به زبان فارسی سخن میگفته است، اما جاحظ با لحنی تحقیرآمیز او را «الکن» توصیف کرده است؛ ظاهراً بدین معنا که وی علاوه بر فارسی، به زبان عربی نیز سخن میگفته و در بیان عربی روانی کامل نداشته است.
مقنّع، که در آغاز از یاران و همراهان ابومسلم خراسانی بود، پس از کشته شدن او از عباسیان کناره گرفت و ادعای پیامبری کرد. او جنبشی تازه را بنیان گذاشت که پیروانش به «سپیدجامگان» شهرت یافتند.
کتاب *مقنّع و سپیدجامگان* مشتمل بر چهار گفتار است و کوشیده زندگی و شخصیت رازآلود این «پیامبر نقابدار» را بازشناساند. گفتار نخست به معرفی سیمای کلی مقنّع، چگونگی قیام او و سرانجام کارش میپردازد. گفتار دوم دربرگیرنده تصحیح انتقادی داستان مقنّع بر پایه روایت *تاریخ بلعمی* است. گفتار سوم دیدگاههای یکی از فرقهنگاران کهن درباره سپیدجامگان را بازمینماید و گفتار چهارم به تحلیل و بررسی این دیدگاهها اختصاص دارد.
نام «مقنّع» در منابع تاریخی عموماً به صورت «هاشم بن حکیم» ذکر شده است، اما در برخی منابع «حکیم» را نام خود او نیز دانستهاند. در واقع، قرائت فارسی این نام یعنی «هاشم حکیم» گاه به معنای «هاشم پسر حکیم» و گاه به مفهوم «هاشمِ فرزانه و دانا» تلقی شده است. جاحظ در کتاب *البیان و التبیین* (جلد ۲، صفحات ۱۰۲ تا ۱۰۳) نام او را «عطا» آورده است.
بر پایه روایتهای مشهور، اصل و نسب مقنّع از بلخ بوده و سپس به ناحیه سُغد کوچ کرده است. او در دوران انقلاب عباسی و قیام بر ضدّ بنیامیه نقش فعالی داشت و پس از پیروزی عباسیان، در زمان حکومت ابوداوود خالد بن ابراهیم الأهلی، حاکم خراسان در سالهای ۱۳۷ تا ۱۴۰ هجری قمری (۷۵۵ تا ۷۵۷ میلادی)، و نیز در دوران جانشین او عبدالجبار بن عبدالرحمان الأَزدی (سالهای ۱۴۰ تا ۱۴۱ هجری قمری / ۷۵۷ تا ۷۵۸ میلادی)، در مرو مناصب مهم نظامی و اداری بر عهده داشت.
مقنّع به عنوان صاحبمنصبی نظامی و اداری، به احتمال فراوان به زبان فارسی سخن میگفته است، اما جاحظ با لحنی تحقیرآمیز او را «الکن» توصیف کرده است؛ ظاهراً بدین معنا که وی علاوه بر فارسی، به زبان عربی نیز سخن میگفته و در بیان عربی روانی کامل نداشته است.
مقنّع، که در آغاز از یاران و همراهان ابومسلم خراسانی بود، پس از کشته شدن او از عباسیان کناره گرفت و ادعای پیامبری کرد. او جنبشی تازه را بنیان گذاشت که پیروانش به «سپیدجامگان» شهرت یافتند.
کتاب *مقنّع و سپیدجامگان* مشتمل بر چهار گفتار است و کوشیده زندگی و شخصیت رازآلود این «پیامبر نقابدار» را بازشناساند. گفتار نخست به معرفی سیمای کلی مقنّع، چگونگی قیام او و سرانجام کارش میپردازد. گفتار دوم دربرگیرنده تصحیح انتقادی داستان مقنّع بر پایه روایت *تاریخ بلعمی* است. گفتار سوم دیدگاههای یکی از فرقهنگاران کهن درباره سپیدجامگان را بازمینماید و گفتار چهارم به تحلیل و بررسی این دیدگاهها اختصاص دارد.
دستههای مرتبط
کتابتاریختاریخ اسلامزندگینامه و خاطراتزندگینامهتاریختاریخ اسلامزندگینامه و خاطراتزندگینامهتاریخ اسلامزندگینامه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب مقنع و سپیدجامگان اثر پاتریشیا کرون، ترجمه مسعود جعفری جزی، انتشارات ماهی