کتاب روضه عقل؛ فرهنگ جنون اثر محسن عباسی ولدی

کتاب روضه عقل؛ فرهنگ جنون اثر محسن عباسی ولدی
ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1398سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
گمان نمیکنم در میان واژهها، واژهای مظلومتر از «عقل» بتوان یافت. آنکه از انجام هیچ کار زشتی اِبا ندارد و جان خود را به هر لکهای از ننگ میآلاید، مدعی عقل است؛ و آنکه در نیرنگورزی رقیبی ندارد، خود را عاقل مینامد. کسی که به نام «فهم زمان»، هر آنچه را رنگ سنت دارد با مُهر جهالت میزند، ادعا میکند که عقل چنین حکمی صادر کرده است؛ و آنکه زمان را نمیفهمد و هر تغییری را شعبهای از کفر میداند، خود را بهرهمند از عقل میخواند.
در کنار اینان، گروهی نیز هستند که دست طاعت بر سینه نهاده و مُهر بندگی بر دل زدهاند و میگویند چون عقل داریم، در برابر فرمان او جز «چشم» نمیگوییم و امرش را بر دیده مینهیم. اما عقل، آنگاه به قلۀ مظلومیت میرسد که درمییابی در میان همهٔ این گروهها، تنها همین دستهاند که مردمانی دیوانه و محروم از عقل نامیده میشوند. چه مظلومیتی از این بالاتر که هرکه فرمان خدای عقل را میبرد، دیوانه خوانده شود و آنکه قوّۀ مکارۀ خویش را فرمانروای وجود خود میسازد، طوق بندگی نفس بر گردن میافکند و حلقۀ غلامی شیطان را بر گوش میآویزد، عاقل نام گیرد!
امروز باید برای عقل روضه خواند و بر غربت او گریست. اما در میانهٔ این میدان، آنان که خود را سربازان عقل میدانند، از حصار واژهها بیرون آمدهاند و بیآنکه با این قوم بر سر الفاظ درگیر شوند، به ژرفای مفهوم عقل راه یافتهاند. آنان دیوانگی را چنان تفسیر کردهاند که در باطن، چیزی جز خودِ عقل نباشد. دیوانه در این نگاه، بندهای است که با «عقل حسابگر» بیگانه است و تنها در پی طاعت خداوند است؛ از همین رو اهل دنیا او را دیوانه میخوانند. در مقابل، عاقل در این بیان کسی است که حسابگریهای دنیوی را نشانهٔ عقل خود میداند و با «عقل طاعت» بیگانه مانده است.
این نوشتار، نثری ادبی و شاعرانه دربارۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام است؛ حدیثی از عقل، طاعت و دیوانگی عاشقانه در مکتب او.
گمان نمیکنم در میان واژهها، واژهای مظلومتر از «عقل» بتوان یافت. آنکه از انجام هیچ کار زشتی اِبا ندارد و جان خود را به هر لکهای از ننگ میآلاید، مدعی عقل است؛ و آنکه در نیرنگورزی رقیبی ندارد، خود را عاقل مینامد. کسی که به نام «فهم زمان»، هر آنچه را رنگ سنت دارد با مُهر جهالت میزند، ادعا میکند که عقل چنین حکمی صادر کرده است؛ و آنکه زمان را نمیفهمد و هر تغییری را شعبهای از کفر میداند، خود را بهرهمند از عقل میخواند.
در کنار اینان، گروهی نیز هستند که دست طاعت بر سینه نهاده و مُهر بندگی بر دل زدهاند و میگویند چون عقل داریم، در برابر فرمان او جز «چشم» نمیگوییم و امرش را بر دیده مینهیم. اما عقل، آنگاه به قلۀ مظلومیت میرسد که درمییابی در میان همهٔ این گروهها، تنها همین دستهاند که مردمانی دیوانه و محروم از عقل نامیده میشوند. چه مظلومیتی از این بالاتر که هرکه فرمان خدای عقل را میبرد، دیوانه خوانده شود و آنکه قوّۀ مکارۀ خویش را فرمانروای وجود خود میسازد، طوق بندگی نفس بر گردن میافکند و حلقۀ غلامی شیطان را بر گوش میآویزد، عاقل نام گیرد!
امروز باید برای عقل روضه خواند و بر غربت او گریست. اما در میانهٔ این میدان، آنان که خود را سربازان عقل میدانند، از حصار واژهها بیرون آمدهاند و بیآنکه با این قوم بر سر الفاظ درگیر شوند، به ژرفای مفهوم عقل راه یافتهاند. آنان دیوانگی را چنان تفسیر کردهاند که در باطن، چیزی جز خودِ عقل نباشد. دیوانه در این نگاه، بندهای است که با «عقل حسابگر» بیگانه است و تنها در پی طاعت خداوند است؛ از همین رو اهل دنیا او را دیوانه میخوانند. در مقابل، عاقل در این بیان کسی است که حسابگریهای دنیوی را نشانهٔ عقل خود میداند و با «عقل طاعت» بیگانه مانده است.
این نوشتار، نثری ادبی و شاعرانه دربارۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام است؛ حدیثی از عقل، طاعت و دیوانگی عاشقانه در مکتب او.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتپژوهش ادبیمذهباسلامکلام و عقایداخلاق اسلامیادبیاتپژوهش ادبیمذهباسلامکلام و عقایداخلاق اسلامیپژوهش ادبیاسلامکلام و عقایداخلاق اسلامیکلام و عقایداخلاق اسلامی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب روضه عقل؛ فرهنگ جنون اثر محسن عباسی ولدی
