کتاب سرچشمههای دانایی و نادانی اثر کارل پوپر، ترجمه عباس باقری (1309)، انتشارات نشر نی

کتاب سرچشمههای دانایی و نادانی اثر کارل پوپر، ترجمه عباس باقری (1309)، انتشارات نشر نی
ناشر : نشر نی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
کتاب «سرچشمههای دانایی و نادانی» بر اساس متنی است که در تاریخ ۲۰ ژانویهٔ ۱۹۶۰، در کنفرانس سالانهٔ فلسفی آکادمی انگلیس توسط کارل پوپر خوانده شده است. نویسنده سخن خود را با اشاره به «مشاجرهای دیرینه» میان دو رویکرد معرفتشناختی آغاز میکند: خردگرایی و تجربهگرایی.
در رویکرد خردگرایی، فیلسوفانی چون دکارت و اسپینوزا، بر شهود ذهنی و توانایی عقل برای تشخیص درست از نادرست تأکید دارند. در مقابل، تجربهگرایانی چون هیوم و بیکن، بر مشاهدهٔ دقیق طبیعت و اتکا به تجربه بهعنوان اساس شناخت تأکید میورزند. پوپر با ارجاع به مبانی فلسفهٔ افلاطون و ارسطو و با نگاهی ژرف، نشان میدهد که هر دو رویکرد یادشده در نوعی «خوشبینی معرفتی» مشترکاند؛ خوشبینیای که مانع از به پرسش کشیدن مطلق منبع اصلی دانش میشود.
او با تأکید بر پیامدهای این نگرش، هشدار میدهد که چنین مطلقگرایی معرفتی میتواند به توجیه اقتدارگرایی یا حتی توتالیتاریسم بینجامد، در حالی که خودِ فلسفه و علم از آغاز، ابزار رهایی انسان از سنت و تعصب بودهاند.
پوپر پیشنهاد میکند به جای جستوجوی بیپایان یک «نظریهٔ کامل» یا «نظام مطلق»، باید روحیهٔ «پرسهزنی نقادانه» و «انتقاد آزاد» را سرلوحهٔ کار خود قرار دهیم؛ رویکردی که هدف آن به چالش کشیدن چارچوبهای پیشساخته و جستوجوی مداوم برای کشف خطاها و استثناهاست.
در نهایت، او یادآور میشود که سرچشمههای دانش، همچون سرچشمههای نادانی، نسبیاند و هر دو جنبهٔ مثبت و منفیِ شناخت انسانی را شکل میدهند.
کتاب «سرچشمههای دانایی و نادانی» بر اساس متنی است که در تاریخ ۲۰ ژانویهٔ ۱۹۶۰، در کنفرانس سالانهٔ فلسفی آکادمی انگلیس توسط کارل پوپر خوانده شده است. نویسنده سخن خود را با اشاره به «مشاجرهای دیرینه» میان دو رویکرد معرفتشناختی آغاز میکند: خردگرایی و تجربهگرایی.
در رویکرد خردگرایی، فیلسوفانی چون دکارت و اسپینوزا، بر شهود ذهنی و توانایی عقل برای تشخیص درست از نادرست تأکید دارند. در مقابل، تجربهگرایانی چون هیوم و بیکن، بر مشاهدهٔ دقیق طبیعت و اتکا به تجربه بهعنوان اساس شناخت تأکید میورزند. پوپر با ارجاع به مبانی فلسفهٔ افلاطون و ارسطو و با نگاهی ژرف، نشان میدهد که هر دو رویکرد یادشده در نوعی «خوشبینی معرفتی» مشترکاند؛ خوشبینیای که مانع از به پرسش کشیدن مطلق منبع اصلی دانش میشود.
او با تأکید بر پیامدهای این نگرش، هشدار میدهد که چنین مطلقگرایی معرفتی میتواند به توجیه اقتدارگرایی یا حتی توتالیتاریسم بینجامد، در حالی که خودِ فلسفه و علم از آغاز، ابزار رهایی انسان از سنت و تعصب بودهاند.
پوپر پیشنهاد میکند به جای جستوجوی بیپایان یک «نظریهٔ کامل» یا «نظام مطلق»، باید روحیهٔ «پرسهزنی نقادانه» و «انتقاد آزاد» را سرلوحهٔ کار خود قرار دهیم؛ رویکردی که هدف آن به چالش کشیدن چارچوبهای پیشساخته و جستوجوی مداوم برای کشف خطاها و استثناهاست.
در نهایت، او یادآور میشود که سرچشمههای دانش، همچون سرچشمههای نادانی، نسبیاند و هر دو جنبهٔ مثبت و منفیِ شناخت انسانی را شکل میدهند.
دستههای مرتبط
کتابفلسفه و منطقفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیفلسفه و منطقفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب سرچشمههای دانایی و نادانی اثر کارل پوپر، ترجمه عباس باقری (1309)، انتشارات نشر نی
