کتاب من خانهم اثر عباس کیارستمی، انتشارات نشر نظر
پارهنامههایی از عباس کیارستمی

کتاب من خانهم اثر عباس کیارستمی، انتشارات نشر نظر
پارهنامههایی از عباس کیارستمی
ناشر : نشر نظر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
خشتیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «من خانهم» در حقیقت مجموعهای از خاطرات، اندیشهها و روایتهایی از زندگی عباس کیارستمی است که در میان نامههای شخصی او جای گرفته و بهگونهای غیرمستقیم تصویری از درونمایه احساسی و نگاه انسانی این فیلمساز برجسته ارائه میدهد. انتشار این اثر بیحاشیه نبوده و گفتوگوهای فراوانی را میان علاقهمندان سینما و ادبیات برانگیخته است. مطالعهی کتاب «من خانهم» فرصتی فراهم میآورد تا خواننده بتواند با روحیات، دغدغهها و جنبههای کمتر دیدهشدهی زندگی خصوصی کیارستمی از نزدیک آشنا شود و نگاهی تازه به جهان درونی او بیفکند. بهمن کیارستمی در مقدمه مینویسد: «در دادگاه نشستهام و خون خونم را میخورد. سعی کرده بودم که درگیر دعواهای حقوقی بر سر مالکیت آثار پدرم نشوم و دور بایستم، ولی بالاخره برای من هم احضاریه آمده و ساعت هشت صبح در اتاق قاضی نشستهام و او دارد با دقت پرونده را میخواند. منتظرم تا نگاهش را از روی پوشه قطور بردارد تا اظهارات کتبیام را که روی دو صفحه کاغذ A۴ نوشتهام روی میزش بگذارم و بزنم به چاک، اما غافلگیرم میکند و همانطور که چشمش روی پرونده است با لهجهی مازندرانی میگوید «هنرمندها و ورزشکارها باید الگوی جامعه باشند، ولی از قرار معلوم پدر شما....» جملهاش را نیمه کاره میگذارد و باز به خواندن پرونده ادامه میدهد. میپرسم: «پدر من چی آقای قاضی؟» چند خط دیگر می خواند و ادامه میدهد «انگار اهمیت چندانی برای خانه و خانواده قائل نبوده...». صبحِ اول صبح است و فَکَم درست کار نمیکند و جمله سازیام نمی آید. میگویم «چرا بوده» از بالای عینکش طوری نگاه میکند که یعنی ادامه بده. میگویم «مدارک و مستنداتش هست، اگه اجازه بدین برم بیارمشون.» چیزی نمیگوید و باز به خواندن پرونده ادامه میدهد و من فکر میکنم پوشههایی که رویشان با ماژیک نوشتهام «نامههای لندن»، «اخوت»، «یادداشتهای یخچال» کجا هستند و چقدر طول میکشد تا بروم و بیارمشان. قاضی که هنوز سرش روی پرونده است دستش را دراز میکند و کاغذها را از من میگیرد:« امضا، اثر انگشت». امضا میکنم اثر انگشت میگذارم. میگوید: «به سلامت»
کتاب «من خانهم» در حقیقت مجموعهای از خاطرات، اندیشهها و روایتهایی از زندگی عباس کیارستمی است که در میان نامههای شخصی او جای گرفته و بهگونهای غیرمستقیم تصویری از درونمایه احساسی و نگاه انسانی این فیلمساز برجسته ارائه میدهد. انتشار این اثر بیحاشیه نبوده و گفتوگوهای فراوانی را میان علاقهمندان سینما و ادبیات برانگیخته است. مطالعهی کتاب «من خانهم» فرصتی فراهم میآورد تا خواننده بتواند با روحیات، دغدغهها و جنبههای کمتر دیدهشدهی زندگی خصوصی کیارستمی از نزدیک آشنا شود و نگاهی تازه به جهان درونی او بیفکند. بهمن کیارستمی در مقدمه مینویسد: «در دادگاه نشستهام و خون خونم را میخورد. سعی کرده بودم که درگیر دعواهای حقوقی بر سر مالکیت آثار پدرم نشوم و دور بایستم، ولی بالاخره برای من هم احضاریه آمده و ساعت هشت صبح در اتاق قاضی نشستهام و او دارد با دقت پرونده را میخواند. منتظرم تا نگاهش را از روی پوشه قطور بردارد تا اظهارات کتبیام را که روی دو صفحه کاغذ A۴ نوشتهام روی میزش بگذارم و بزنم به چاک، اما غافلگیرم میکند و همانطور که چشمش روی پرونده است با لهجهی مازندرانی میگوید «هنرمندها و ورزشکارها باید الگوی جامعه باشند، ولی از قرار معلوم پدر شما....» جملهاش را نیمه کاره میگذارد و باز به خواندن پرونده ادامه میدهد. میپرسم: «پدر من چی آقای قاضی؟» چند خط دیگر می خواند و ادامه میدهد «انگار اهمیت چندانی برای خانه و خانواده قائل نبوده...». صبحِ اول صبح است و فَکَم درست کار نمیکند و جمله سازیام نمی آید. میگویم «چرا بوده» از بالای عینکش طوری نگاه میکند که یعنی ادامه بده. میگویم «مدارک و مستنداتش هست، اگه اجازه بدین برم بیارمشون.» چیزی نمیگوید و باز به خواندن پرونده ادامه میدهد و من فکر میکنم پوشههایی که رویشان با ماژیک نوشتهام «نامههای لندن»، «اخوت»، «یادداشتهای یخچال» کجا هستند و چقدر طول میکشد تا بروم و بیارمشان. قاضی که هنوز سرش روی پرونده است دستش را دراز میکند و کاغذها را از من میگیرد:« امضا، اثر انگشت». امضا میکنم اثر انگشت میگذارم. میگوید: «به سلامت»
دستههای مرتبط
کتابزندگینامه و خاطراتزندگینامههنرسینما و تئاترزندگینامه و خاطراتزندگینامهزندگینامههنرسینما و تئاترسینما و تئاتر
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب من خانهم اثر عباس کیارستمی، انتشارات نشر نظر
پارهنامههایی از عباس کیارستمی
