کتاب چشمهای ذاتا مشکی اثر محمود درویش، ترجمه قاسم ساجدی، انتشارات فصل پنجم

کتاب چشمهای ذاتا مشکی اثر محمود درویش، ترجمه قاسم ساجدی، انتشارات فصل پنجم
ناشر : فصل پنجم

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
محمود درویش، شاعر و نویسنده برجسته فلسطینی، به عنوان شاعر ملی فلسطین شناخته میشد و چهرهای تأثیرگذار در ادبیات معاصر عرب بود. او در طول زندگی خود جوایز متعددی برای آثار ارزشمندش دریافت کرد و نامش به عنوان نماد شعر مقاومت و هویت فلسطینی در جهان ادبیات ماندگار شد.
درویش در اشعار خود از «فلسطین» به عنوان استعارهای از ازدستدادن بهشت عدن، تولد دوباره، رستاخیز، و رنج خلع ید و تبعید بهره میبرد. او را «تجسم سنت شاعر سیاسی در جهان اسلام» میدانند؛ شاعری که کنش او در عرصه عمل، همان شعرش بود. علاوه بر فعالیت شعری، درویش به عنوان سردبیر چندین مجلهی ادبی در فلسطین نیز خدمت میکرد و نقش مؤثری در ترویج ادبیات فلسطینی داشت.
نوشتههای اولیهی محمود درویش به سبک کلاسیک شعر عربی سروده شده بود. اما در دههی ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰ میلادی) از قالبهای سنتی فاصله گرفت و به سوی شعر آزاد روی آورد؛ سبکی که از قواعد و هنجارهای شعر کلاسیک تبعیت کامل نمیکرد. زبان آثار اولیهی او که متأثر از ادبیات شبه رمانتیک بود، به تدریج جای خود را به زبانی شخصیتر، انعطافپذیرتر و عمیقتر داد. شعارها و زبان اعلانی شعرهای نخستینش نیز رفتهرفته به بیان غیرمستقیمتر و ظاهراً غیرسیاسی تبدیل شد.
پیش از پیوستن به سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در بیروت، درویش عضو حزب کمونیست اسرائیل به نام «راکه» بود. او در سال ۱۳۴۹ به مسکو رفت و یک سال بعد، در ۱۳۵۰، به قاهره نقل مکان کرد و در روزنامهی الاهرام مشغول به کار شد. در بیروت، در سال ۱۳۵۲، سردبیری ماهنامهی «شؤون فلسطینیه» (امور فلسطین) را بر عهده گرفت و به عنوان مدیر مرکز تحقیقات فلسطینِ ساف فعالیت کرد و رسماً به این سازمان پیوست.
پس از جنگ لبنان، درویش دو اثر برجستهی سیاسی خود با عنوان «قصیدات بیروت» (۱۳۶۱/۱۹۸۲) و «مدیح الذل العالی» (۱۳۶۲/۱۹۸۳) را سرود که بازتاب عمیق رنج و مقاومت بود. او در سال ۱۳۶۶ به عضویت کمیتهی اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین درآمد و در ۱۳۶۷، متن «اعلامیهی استقلال مردم فلسطین» را نگاشت؛ متنی که به عنوان سندی تاریخی در مسیر جنبش ملی فلسطین شناخته میشود. درویش سرانجام پس از توافق اسلو در سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳ میلادی) از این کمیته کنارهگیری کرد و تا پایان عمر به شعر و ادبیات پرداخت.
محمود درویش، شاعر و نویسنده برجسته فلسطینی، به عنوان شاعر ملی فلسطین شناخته میشد و چهرهای تأثیرگذار در ادبیات معاصر عرب بود. او در طول زندگی خود جوایز متعددی برای آثار ارزشمندش دریافت کرد و نامش به عنوان نماد شعر مقاومت و هویت فلسطینی در جهان ادبیات ماندگار شد.
درویش در اشعار خود از «فلسطین» به عنوان استعارهای از ازدستدادن بهشت عدن، تولد دوباره، رستاخیز، و رنج خلع ید و تبعید بهره میبرد. او را «تجسم سنت شاعر سیاسی در جهان اسلام» میدانند؛ شاعری که کنش او در عرصه عمل، همان شعرش بود. علاوه بر فعالیت شعری، درویش به عنوان سردبیر چندین مجلهی ادبی در فلسطین نیز خدمت میکرد و نقش مؤثری در ترویج ادبیات فلسطینی داشت.
نوشتههای اولیهی محمود درویش به سبک کلاسیک شعر عربی سروده شده بود. اما در دههی ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰ میلادی) از قالبهای سنتی فاصله گرفت و به سوی شعر آزاد روی آورد؛ سبکی که از قواعد و هنجارهای شعر کلاسیک تبعیت کامل نمیکرد. زبان آثار اولیهی او که متأثر از ادبیات شبه رمانتیک بود، به تدریج جای خود را به زبانی شخصیتر، انعطافپذیرتر و عمیقتر داد. شعارها و زبان اعلانی شعرهای نخستینش نیز رفتهرفته به بیان غیرمستقیمتر و ظاهراً غیرسیاسی تبدیل شد.
پیش از پیوستن به سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در بیروت، درویش عضو حزب کمونیست اسرائیل به نام «راکه» بود. او در سال ۱۳۴۹ به مسکو رفت و یک سال بعد، در ۱۳۵۰، به قاهره نقل مکان کرد و در روزنامهی الاهرام مشغول به کار شد. در بیروت، در سال ۱۳۵۲، سردبیری ماهنامهی «شؤون فلسطینیه» (امور فلسطین) را بر عهده گرفت و به عنوان مدیر مرکز تحقیقات فلسطینِ ساف فعالیت کرد و رسماً به این سازمان پیوست.
پس از جنگ لبنان، درویش دو اثر برجستهی سیاسی خود با عنوان «قصیدات بیروت» (۱۳۶۱/۱۹۸۲) و «مدیح الذل العالی» (۱۳۶۲/۱۹۸۳) را سرود که بازتاب عمیق رنج و مقاومت بود. او در سال ۱۳۶۶ به عضویت کمیتهی اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین درآمد و در ۱۳۶۷، متن «اعلامیهی استقلال مردم فلسطین» را نگاشت؛ متنی که به عنوان سندی تاریخی در مسیر جنبش ملی فلسطین شناخته میشود. درویش سرانجام پس از توافق اسلو در سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳ میلادی) از این کمیته کنارهگیری کرد و تا پایان عمر به شعر و ادبیات پرداخت.
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب چشمهای ذاتا مشکی اثر محمود درویش، ترجمه قاسم ساجدی، انتشارات فصل پنجم