کتاب چلاق آینیشمان اثر مارتین مک دونا، ترجمه زهره جواهری، انتشارات افراز

کتاب چلاق آینیشمان اثر مارتین مک دونا، ترجمه زهره جواهری، انتشارات افراز
ناشر : افراز

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1398سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «چلاق آینیشمان» نمایشنامهای است نوشته مارتین مکدونا، نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس برجسته ایرلندی. این اثر درباره پسر جوانی به نام «بیلی کلاون» است که در جزیرهای دورافتاده در ایرلند به نام «آینیشمان» زندگی میکند. بیلی از بدو تولد لنگ است و همواره با لقب «چلاق» مورد تمسخر و تحقیر مردم جزیره قرار گرفته. او که از این وضعیت خسته شده، آرزوی رهایی از جزیره و زندگی یکنواختش را در سر میپروراند.
در یکی از روزها، بیلی بهطور اتفاقی درمییابد که «رابرت فلاهرتی»، مستندساز معروف، قصد دارد برای ساخت فیلمی مستند به منطقهای نزدیک آینیشمان برود و بازیگران خود را از میان اهالی جزایر انتخاب کند. این خبر، روزنه امیدی در دل بیلی ایجاد میکند تا شاید بتواند از جزیرهای که همیشه در آن طرد شده، بگریزد.
بیلی تصمیم میگیرد همراه دختری به نام «هلن» که او نیز از زندگی در آینیشمان دلزده است، به دیدار فلاهرتی برود. برادر هلن، آن دو را با قایق به جزیره همسایه میبرد؛ اما چند روز بعد، تنها هلن و برادرش بدون بیلی به آینیشمان بازمیگردند. آنها به عمههای بیلی ـ که سرپرستی او را بر عهده دارند ـ میگویند بیلی به همراه گروه فیلمبرداری برای بازی در فیلمی درباره پسری فلج به آمریکا رفته است.
برادر هلن نامهای از سوی بیلی به عمهها میدهد که در آن نوشته است چون در آمریکا خوشحال است و سخت مشغول کار است، فرصت نامهنویسی ندارد. با گذشت زمان و بیخبری طولانی، عمههای بیلی تصور میکنند او مرده است. با این حال، نمایش فیلمی در کلیسای جزیره، پایانی شگفتانگیز و متفاوت برای سرنوشت بیلی رقم میزند و حقیقت ماجرا را آشکار میسازد.
کتاب «چلاق آینیشمان» نمایشنامهای است نوشته مارتین مکدونا، نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس برجسته ایرلندی. این اثر درباره پسر جوانی به نام «بیلی کلاون» است که در جزیرهای دورافتاده در ایرلند به نام «آینیشمان» زندگی میکند. بیلی از بدو تولد لنگ است و همواره با لقب «چلاق» مورد تمسخر و تحقیر مردم جزیره قرار گرفته. او که از این وضعیت خسته شده، آرزوی رهایی از جزیره و زندگی یکنواختش را در سر میپروراند.
در یکی از روزها، بیلی بهطور اتفاقی درمییابد که «رابرت فلاهرتی»، مستندساز معروف، قصد دارد برای ساخت فیلمی مستند به منطقهای نزدیک آینیشمان برود و بازیگران خود را از میان اهالی جزایر انتخاب کند. این خبر، روزنه امیدی در دل بیلی ایجاد میکند تا شاید بتواند از جزیرهای که همیشه در آن طرد شده، بگریزد.
بیلی تصمیم میگیرد همراه دختری به نام «هلن» که او نیز از زندگی در آینیشمان دلزده است، به دیدار فلاهرتی برود. برادر هلن، آن دو را با قایق به جزیره همسایه میبرد؛ اما چند روز بعد، تنها هلن و برادرش بدون بیلی به آینیشمان بازمیگردند. آنها به عمههای بیلی ـ که سرپرستی او را بر عهده دارند ـ میگویند بیلی به همراه گروه فیلمبرداری برای بازی در فیلمی درباره پسری فلج به آمریکا رفته است.
برادر هلن نامهای از سوی بیلی به عمهها میدهد که در آن نوشته است چون در آمریکا خوشحال است و سخت مشغول کار است، فرصت نامهنویسی ندارد. با گذشت زمان و بیخبری طولانی، عمههای بیلی تصور میکنند او مرده است. با این حال، نمایش فیلمی در کلیسای جزیره، پایانی شگفتانگیز و متفاوت برای سرنوشت بیلی رقم میزند و حقیقت ماجرا را آشکار میسازد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب چلاق آینیشمان اثر مارتین مک دونا، ترجمه زهره جواهری، انتشارات افراز
