کتاب درد قهوه اثر ماریو بندتی، ترجمه عطیه الحسینی، انتشارات فرهنگ جاوید

کتاب درد قهوه اثر ماریو بندتی، ترجمه عطیه الحسینی، انتشارات فرهنگ جاوید
ناشر : فرهنگ جاوید

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
رمان «درد قهوه» اثر درخشان ماریو بندتی، نویسنده نامآشنای اهل اروگوئه، نخستینبار در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. این اثر که در شهر مونتهویدئو میگذرد، ساختاری پارهپاره اما شاعرانه دارد و زندگی مردی به نام کلودیو را از کودکی تا بزرگسالی در قالب چهلوهشت قطعه کوتاه روایت میکند؛ قطعاتی از حافظه، فقدان، دلبستگی و راز.
کلودیو از پنجسالگی زندگی خود را به یاد میآورد؛ از نخستین کنجکاویهای کودکانهاش تا رویارویی با مرگ و عشق. او ماجرای کشف جسد ولگردی مرموز به نام ال دِندی، مرگ غمانگیز مادرش و عشق نافرجام و رمزآلودش به ریتا را بازمیگوید؛ دختری که بیهیچ توضیحی میآید و میرود و همواره نشانی از زمان با خود دارد: ساعت ۳:۱۰.
روایت کلودیو همچون مجموعهای از رؤیاها و تکههای حافظه شکل میگیرد و با تکرار نمادهایی آشنا تداوم مییابد: درخت انجیر، تفاله قهوه و لحظه توقف زمان. درخت انجیر، که در حیاط خانه کلودیو روییده، نهتنها یادگار دوران کودکی اوست بلکه پناهگاه خلوتهای عاشقانهاش با ریتا نیز بهشمار میآید. این درخت همچون حافظهای زنده، شاهد خاموش گذر زمان و تنشهای درونی شخصیتهاست.
ساعت ۳:۱۰ بارها در متن تکرار میشود؛ نه بهعنوان لحظهای تصادفی، بلکه مرزی نمادین میان گذشته و آینده، میان رخداد و بازاندیشی. این لحظه به نشانهای بدل میشود از ایست زمان، جایی که کلودیو با خود، با خاطرات و با مسیر زندگیاش روبهرو میگردد.
«درد قهوه» استعارهایست از خاطرات تهنشینشده؛ همانگونه که در آیینهای کهن از تهمانده قهوه، آینده را تعبیر میکنند، کلودیو نیز در ژرفای ذهن خود به جستوجوی معنا، نشانهها و شاید فرصتی برای بازنگری در زندگیاش میپردازد. بندتی در این رمان از ساختاری غیرخطی و قطعهوار بهره میگیرد که بازتابی از سازوکار حافظه انسان است: پراکنده، جهشی و آمیخته با احساس. او با نثری ساده و شفاف، اما آکنده از شاعرانگی، خواننده را دعوت میکند تا نهتنها داستان کلودیو، بلکه تجربه زیسته خویش را نیز مرور کند.
در نهایت، «درد قهوه» روایت آنچیزیست که در ذهن میماند؛ تهنشینهای حافظه، عشقهایی که هرگز به تمامی زیسته نمیشوند، مرگهایی بیتوضیح و لحظاتی که ناگهان در میانه روز به یاد میآیند. ماریو بندتی با ظرافت و تلخی خاص خود، خواننده را به مراقبهای آرام بر زندگی روزمره فرا میخواند؛ بر لحظات ساده، بیادعا و در عین حال سرنوشتساز.
رمان «درد قهوه» اثر درخشان ماریو بندتی، نویسنده نامآشنای اهل اروگوئه، نخستینبار در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. این اثر که در شهر مونتهویدئو میگذرد، ساختاری پارهپاره اما شاعرانه دارد و زندگی مردی به نام کلودیو را از کودکی تا بزرگسالی در قالب چهلوهشت قطعه کوتاه روایت میکند؛ قطعاتی از حافظه، فقدان، دلبستگی و راز.
کلودیو از پنجسالگی زندگی خود را به یاد میآورد؛ از نخستین کنجکاویهای کودکانهاش تا رویارویی با مرگ و عشق. او ماجرای کشف جسد ولگردی مرموز به نام ال دِندی، مرگ غمانگیز مادرش و عشق نافرجام و رمزآلودش به ریتا را بازمیگوید؛ دختری که بیهیچ توضیحی میآید و میرود و همواره نشانی از زمان با خود دارد: ساعت ۳:۱۰.
روایت کلودیو همچون مجموعهای از رؤیاها و تکههای حافظه شکل میگیرد و با تکرار نمادهایی آشنا تداوم مییابد: درخت انجیر، تفاله قهوه و لحظه توقف زمان. درخت انجیر، که در حیاط خانه کلودیو روییده، نهتنها یادگار دوران کودکی اوست بلکه پناهگاه خلوتهای عاشقانهاش با ریتا نیز بهشمار میآید. این درخت همچون حافظهای زنده، شاهد خاموش گذر زمان و تنشهای درونی شخصیتهاست.
ساعت ۳:۱۰ بارها در متن تکرار میشود؛ نه بهعنوان لحظهای تصادفی، بلکه مرزی نمادین میان گذشته و آینده، میان رخداد و بازاندیشی. این لحظه به نشانهای بدل میشود از ایست زمان، جایی که کلودیو با خود، با خاطرات و با مسیر زندگیاش روبهرو میگردد.
«درد قهوه» استعارهایست از خاطرات تهنشینشده؛ همانگونه که در آیینهای کهن از تهمانده قهوه، آینده را تعبیر میکنند، کلودیو نیز در ژرفای ذهن خود به جستوجوی معنا، نشانهها و شاید فرصتی برای بازنگری در زندگیاش میپردازد. بندتی در این رمان از ساختاری غیرخطی و قطعهوار بهره میگیرد که بازتابی از سازوکار حافظه انسان است: پراکنده، جهشی و آمیخته با احساس. او با نثری ساده و شفاف، اما آکنده از شاعرانگی، خواننده را دعوت میکند تا نهتنها داستان کلودیو، بلکه تجربه زیسته خویش را نیز مرور کند.
در نهایت، «درد قهوه» روایت آنچیزیست که در ذهن میماند؛ تهنشینهای حافظه، عشقهایی که هرگز به تمامی زیسته نمیشوند، مرگهایی بیتوضیح و لحظاتی که ناگهان در میانه روز به یاد میآیند. ماریو بندتی با ظرافت و تلخی خاص خود، خواننده را به مراقبهای آرام بر زندگی روزمره فرا میخواند؛ بر لحظات ساده، بیادعا و در عین حال سرنوشتساز.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب درد قهوه اثر ماریو بندتی، ترجمه عطیه الحسینی، انتشارات فرهنگ جاوید
