کتاب من بیچاره بچهام و هیچکاره اثر یوتا ریشتر، ترجمه کتایون سلطانی، انتشارات افق
من بیچاره 1

کتاب من بیچاره بچهام و هیچکاره اثر یوتا ریشتر، ترجمه کتایون سلطانی، انتشارات افق
من بیچاره 1
ناشر : افق

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «من بیچاره بچهام و هیچکاره»، نوشتهی یوتا ریشتر، نخستین جلد از مجموعهی چهارجلدی «من بیچاره» است. این اثر با نگاهی عمیق، صمیمی و درعینحال کودکانه، داستان دختری به نام «هانا» را روایت میکند؛ دختری که در خانهای عجیب و میان روابط پیچیدهی خانوادگی، درگیر احساس نادیدهگرفتهشدن و بیقدرتی است.
هانا همراه با مادر و ناپدریاش در خانهای بزرگ زندگی میکند، اما این فضای وسیع برایش آرامش و امنیت به ارمغان نمیآورد. پدر واقعیاش از او دور مانده و هیچکس صدایش را نمیشنود. او از چیزهای زیادی ناراضی است: از خانهی ناآشنا و نامأنوسشان، از اتاقهایی که مادر با سلیقهی خودش طراحی کرده و از رفتارهای مادر در جمع که برایش شرمآور است. این نارضایتیها تنها به خانه محدود نمیشوند؛ هانا در مدرسه نیز با معلمها و همکلاسیهایش مشکل دارد. گاهی خشمگین میشود، گاهی دلخور، و همین تضادهای احساسی باعث میشوند بیش از پیش حس کند هیچ کنترلی بر زندگیاش ندارد.
بااینحال، روایت کتاب تنها آمیخته با غم و دلخوری نیست. هانا بهتدریج درمییابد که در درونش قدرتهایی نهفته است؛ نیروهایی که شاید از نگاه بزرگترها پنهان بمانند، اما برای یک کودک، معنا و اهمیت بسیاری دارند. او در مدرسه دوستی واقعی پیدا میکند؛ کسی که به سخنانش گوش میدهد و کمکش میکند تا جهان پیرامونش را بهتر درک کند. در لحظههای حساس، هانا شجاعت نشان میدهد؛ برای نمونه، زمانی که تصمیم میگیرد در برابر زورگویی برخی همسالانش بایستد و از خود دفاع کند.
این کتاب با نثری روان، صمیمی و گاه آمیخته با طنز، از نگاه یک کودک روایت میشود. نویسنده با مهارتی ظریف، احساساتی پیچیده همچون نادیدهگرفتهشدن، نیاز به دوست داشتن و دوست داشتهشدن، و تلاش برای یافتن جایگاهی در خانواده و جامعه را به تصویر میکشد. مخاطب، چه کودک و چه بزرگسال، میتواند با هانا همدل شود و در مسیر رشد و آگاهی او، خود را نیز بازشناسی کند.
کتاب «من بیچاره بچهام و هیچکاره»، نوشتهی یوتا ریشتر، نخستین جلد از مجموعهی چهارجلدی «من بیچاره» است. این اثر با نگاهی عمیق، صمیمی و درعینحال کودکانه، داستان دختری به نام «هانا» را روایت میکند؛ دختری که در خانهای عجیب و میان روابط پیچیدهی خانوادگی، درگیر احساس نادیدهگرفتهشدن و بیقدرتی است.
هانا همراه با مادر و ناپدریاش در خانهای بزرگ زندگی میکند، اما این فضای وسیع برایش آرامش و امنیت به ارمغان نمیآورد. پدر واقعیاش از او دور مانده و هیچکس صدایش را نمیشنود. او از چیزهای زیادی ناراضی است: از خانهی ناآشنا و نامأنوسشان، از اتاقهایی که مادر با سلیقهی خودش طراحی کرده و از رفتارهای مادر در جمع که برایش شرمآور است. این نارضایتیها تنها به خانه محدود نمیشوند؛ هانا در مدرسه نیز با معلمها و همکلاسیهایش مشکل دارد. گاهی خشمگین میشود، گاهی دلخور، و همین تضادهای احساسی باعث میشوند بیش از پیش حس کند هیچ کنترلی بر زندگیاش ندارد.
بااینحال، روایت کتاب تنها آمیخته با غم و دلخوری نیست. هانا بهتدریج درمییابد که در درونش قدرتهایی نهفته است؛ نیروهایی که شاید از نگاه بزرگترها پنهان بمانند، اما برای یک کودک، معنا و اهمیت بسیاری دارند. او در مدرسه دوستی واقعی پیدا میکند؛ کسی که به سخنانش گوش میدهد و کمکش میکند تا جهان پیرامونش را بهتر درک کند. در لحظههای حساس، هانا شجاعت نشان میدهد؛ برای نمونه، زمانی که تصمیم میگیرد در برابر زورگویی برخی همسالانش بایستد و از خود دفاع کند.
این کتاب با نثری روان، صمیمی و گاه آمیخته با طنز، از نگاه یک کودک روایت میشود. نویسنده با مهارتی ظریف، احساساتی پیچیده همچون نادیدهگرفتهشدن، نیاز به دوست داشتن و دوست داشتهشدن، و تلاش برای یافتن جایگاهی در خانواده و جامعه را به تصویر میکشد. مخاطب، چه کودک و چه بزرگسال، میتواند با هانا همدل شود و در مسیر رشد و آگاهی او، خود را نیز بازشناسی کند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب من بیچاره بچهام و هیچکاره اثر یوتا ریشتر، ترجمه کتایون سلطانی، انتشارات افق
من بیچاره 1