کتاب بیسرنوشتی اثر ایمره کرتیس، ترجمه الهام کریمی بلان، انتشارات همان

کتاب بیسرنوشتی اثر ایمره کرتیس، ترجمه الهام کریمی بلان، انتشارات همان
ناشر : همان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
ایمره کرتیس بیش از هر چیز شهرت خود را مرهون برجستهترین و تحسینشدهترین رمانش، «بیسرنوشتی»، است. او نگارش این اثر را در میانه دهه ۱۳۴۰ به پایان رساند، اما انتشار آن نزدیک به یک دهه به تأخیر افتاد. با سقوط کمونیسم در سال ۱۹۸۹، کرتیس بار دیگر حضور فعال خود را در عرصه ادبیات از سر گرفت. پس از انتشار نخستین چاپ آلمانی «بیسرنوشتی»، آوازه او تدریجاً در سراسر اروپا گسترش یافت و این رمان به بیش از ده زبان ترجمه و منتشر شد.
رد پای تجربهها و مشاهدات او در اردوگاه بوخنوالد بهروشنی در این کتاب دیده میشود؛ اثری که مشهورترین و مهمترین نوشته او نیز به شمار میآید. کرتیس در مجموع ۱۳ سال از عمر خود را صرف نگارش این رمان کرد. «بیسرنوشتی» یکی از تأثیرگذارترین و تلخترین آثار ادبی درباره فاجعه هولوکاست است. این کتاب حالوهوایی شبیه زندگینامه دارد، اما نویسنده خود تأکید کرده است که «بیسرنوشتی» صرفاً یک زندگینامه نیست.
کرتیس که جوایز ادبی متعددی به دست آورده، در این رمان به دوره نوجوانی خویش بازمیگردد؛ بخشی از زندگی او که همزمان با اشغال مجارستان در جریان جنگ جهانی دوم و اقامت اجباری در اردوگاههای کار آلمان نازی سپری شد. او در آن زمان تنها ۱۵ سال داشت. کرتیس درباره تجربه زیست در نظام استالینیستی و سپس در نظام نازی چنین میگوید: «من در جهانی معلق زندگی میکردم که هر روز بدون امید به بهبود بیدار میشدم. در نظام استالینیستی امکان زندگی وجود داشت، البته به شرط آنکه استقامت میداشتی. اما در رژیم نازی، که ساختاری کاملاً ماشینی داشت، مفهوم بقا بیمعنا بود، چراکه نازیسم همه چیز را در خود میبلعید.»
او همانند بسیاری از مردم اروپای شرقی، سه دوره تاریخ معاصر را از سر گذراند: نخست دوران پیش از هولوکاست، سپس سالهای آتشافروزی هیتلر و شکلگیری اردوگاههای مرگ، و در نهایت اشغال مجارستان توسط نیروهای شوروی و استقرار نظام سوسیالیستی.
شخصیت محوری رمان، «جورج کووز»، نوجوانی ۱۴ ساله است که ناخواسته از خانه خود در محلهای یهودینشین در بوداپست جدا میشود و در نهایت با قطار به آشویتس میرود. او دلیل سرنوشت خود را درنمییابد و حتی خود را اساساً یهودی نمیپندارد. دیگر اسیران همسنوسال، به دلیل ناآشناییاش با زبان ییدیش او را سرزنش میکنند و میگویند «تو یهودی نیستی». بدین ترتیب، در پایینترین سطح ساختار هولوکاست، جورج بهعنوان فردی بیگانه جلوه میکند.
نبوغ ایمره کرتیس در این رمان تلخ، در پرهیز آگاهانه او از سادهسازی یا کاستن از شگفتی و هولناکبودن وقایع نهفته است. مهمترین جلوه این نبوغ، اصرار سرسختانه جورج بر بازگویی آن چیزی است که میبیند یا میپندارد که دیده است. «بیسرنوشتی» روایتی پیوسته، پرکشش و هراسانگیز است؛ اثری که بهطور جدی از برانگیختن احساسات مستقیم پرهیز میکند و از این جهت در کنار آثار درخشان نویسندگانی چون پریمو لوی، الی ویزل و تادئوش بوروفسکی جای میگیرد.
این کتاب بازتابی از زندگی نویسنده است، اما برخلاف آثار لوی یا ویزل، تلاشی برای ارائه تصویری جامع از ریشههای وحشت و ظلم نمیکند. جزئیات بهگونهای روایت میشوند که گویی همه چیز طبیعی و پذیرفتنی بوده است. حتی پس از آزادی، جورج در وضعیت پرمناقشهای از «عدم درک» باقی میماند؛ گویی زندگی او همواره در مرز بین واقعیت و بیمعنایی ادامه پیدا میکند.
ایمره کرتیس بیش از هر چیز شهرت خود را مرهون برجستهترین و تحسینشدهترین رمانش، «بیسرنوشتی»، است. او نگارش این اثر را در میانه دهه ۱۳۴۰ به پایان رساند، اما انتشار آن نزدیک به یک دهه به تأخیر افتاد. با سقوط کمونیسم در سال ۱۹۸۹، کرتیس بار دیگر حضور فعال خود را در عرصه ادبیات از سر گرفت. پس از انتشار نخستین چاپ آلمانی «بیسرنوشتی»، آوازه او تدریجاً در سراسر اروپا گسترش یافت و این رمان به بیش از ده زبان ترجمه و منتشر شد.
رد پای تجربهها و مشاهدات او در اردوگاه بوخنوالد بهروشنی در این کتاب دیده میشود؛ اثری که مشهورترین و مهمترین نوشته او نیز به شمار میآید. کرتیس در مجموع ۱۳ سال از عمر خود را صرف نگارش این رمان کرد. «بیسرنوشتی» یکی از تأثیرگذارترین و تلخترین آثار ادبی درباره فاجعه هولوکاست است. این کتاب حالوهوایی شبیه زندگینامه دارد، اما نویسنده خود تأکید کرده است که «بیسرنوشتی» صرفاً یک زندگینامه نیست.
کرتیس که جوایز ادبی متعددی به دست آورده، در این رمان به دوره نوجوانی خویش بازمیگردد؛ بخشی از زندگی او که همزمان با اشغال مجارستان در جریان جنگ جهانی دوم و اقامت اجباری در اردوگاههای کار آلمان نازی سپری شد. او در آن زمان تنها ۱۵ سال داشت. کرتیس درباره تجربه زیست در نظام استالینیستی و سپس در نظام نازی چنین میگوید: «من در جهانی معلق زندگی میکردم که هر روز بدون امید به بهبود بیدار میشدم. در نظام استالینیستی امکان زندگی وجود داشت، البته به شرط آنکه استقامت میداشتی. اما در رژیم نازی، که ساختاری کاملاً ماشینی داشت، مفهوم بقا بیمعنا بود، چراکه نازیسم همه چیز را در خود میبلعید.»
او همانند بسیاری از مردم اروپای شرقی، سه دوره تاریخ معاصر را از سر گذراند: نخست دوران پیش از هولوکاست، سپس سالهای آتشافروزی هیتلر و شکلگیری اردوگاههای مرگ، و در نهایت اشغال مجارستان توسط نیروهای شوروی و استقرار نظام سوسیالیستی.
شخصیت محوری رمان، «جورج کووز»، نوجوانی ۱۴ ساله است که ناخواسته از خانه خود در محلهای یهودینشین در بوداپست جدا میشود و در نهایت با قطار به آشویتس میرود. او دلیل سرنوشت خود را درنمییابد و حتی خود را اساساً یهودی نمیپندارد. دیگر اسیران همسنوسال، به دلیل ناآشناییاش با زبان ییدیش او را سرزنش میکنند و میگویند «تو یهودی نیستی». بدین ترتیب، در پایینترین سطح ساختار هولوکاست، جورج بهعنوان فردی بیگانه جلوه میکند.
نبوغ ایمره کرتیس در این رمان تلخ، در پرهیز آگاهانه او از سادهسازی یا کاستن از شگفتی و هولناکبودن وقایع نهفته است. مهمترین جلوه این نبوغ، اصرار سرسختانه جورج بر بازگویی آن چیزی است که میبیند یا میپندارد که دیده است. «بیسرنوشتی» روایتی پیوسته، پرکشش و هراسانگیز است؛ اثری که بهطور جدی از برانگیختن احساسات مستقیم پرهیز میکند و از این جهت در کنار آثار درخشان نویسندگانی چون پریمو لوی، الی ویزل و تادئوش بوروفسکی جای میگیرد.
این کتاب بازتابی از زندگی نویسنده است، اما برخلاف آثار لوی یا ویزل، تلاشی برای ارائه تصویری جامع از ریشههای وحشت و ظلم نمیکند. جزئیات بهگونهای روایت میشوند که گویی همه چیز طبیعی و پذیرفتنی بوده است. حتی پس از آزادی، جورج در وضعیت پرمناقشهای از «عدم درک» باقی میماند؛ گویی زندگی او همواره در مرز بین واقعیت و بیمعنایی ادامه پیدا میکند.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانداستان تاریخیداستان خارجیرمان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب بیسرنوشتی اثر ایمره کرتیس، ترجمه الهام کریمی بلان، انتشارات همان
