کتاب حد و مرزهای هنر اثر تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیم مدیسه، انتشارات بیدگل

کتاب حد و مرزهای هنر اثر تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیم مدیسه، انتشارات بیدگل
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
تسوتان تودوروف، از برجستهترین روشنفکران معاصر اروپا، در مجموعه مقالات خود با عنوان «حد و مرزهای هنر»، به بررسی و گسترش مباحث عمیق دربارهی نسبت میان هنر، سیاست و اخلاق میپردازد. او در این نوشتهها، پیوندهای پیچیدهای را میان خلاقیت هنری و ایدئولوژیهای سیاسی واکاوی میکند و دیدگاه تازهای از مسئولیت و نقش هنرمند در جهان معاصر ارائه میدهد.
در مقالهی معروف خود «هنرمندان و دیکتاتورها»، تودوروف رابطهی نزدیک میان هنر آوانگارد و سیاستهای رادیکال را در سه بستر تاریخی مهم ــ روسیهی پیش از انقلاب، ایتالیای پیشافاشیستی و آلمان پیش از ظهور نازیسم ــ دنبال میکند. او این ایدهی بنیادی را مطرح میسازد که پروژهی دیکتاتورهای تمامیتخواه و جنبشهای آوانگارد در اصل «از یک سرچشمه برآمدهاند». از نگاه او، چه هنرمندان و چه دیکتاتورها، هر دو در تلاش بودند جهانی نو پدید آورند؛ یکی در عرصهی زیباییشناسی و دیگری در عرصهی اجتماعی و سیاسی.
تودوروف در مقالهی دیگر خود با عنوان «هنر و اخلاق»، پرسشی دیرینه را دوباره مطرح میکند: از هنر چه میتوان انتظار داشت؟ آیا هنر باید از قید و بند اخلاق رهایی یابد یا در خدمت ارزشهای اخلاقی باشد؟ آیا رسالت هنر، آموزندگی و هدایت اخلاقی است یا باید خودبسنده و بیغرض از معنا باقی بماند؟ او همچون شارل بودلر بر این باور است که هنر، هم جنبهای شناختی دارد و هم جنبهای اخلاقی؛ حتی زمانی که صرفاً به عنوان هنرِ محض ارائه میشود، بازتابی از تجربهی انسانی و مسئولیت اخلاقی نیز در خود دارد.
در سراسر مقالات «حد و مرزهای هنر»، تودوروف بر ضرورت بنیادین هنرمند در شناخت، درک و حتی دوست داشتن دنیای بیرون تأکید میکند. از نگاه او، بیاعتنایی به واقعیت انسانی، هنر را تهی از معنا میسازد. در نهایت، همانگونه که تودوروف با نگاهی بردبار، فهمیده و خردمندانه به آثار نویسندگان و هنرمندان مینگرد، نوشتههایش نیز سرشار از درایت، توازن و بینشی عمیق نسبت به جایگاه هنر و اخلاق در زندگی بشر است.
تسوتان تودوروف، از برجستهترین روشنفکران معاصر اروپا، در مجموعه مقالات خود با عنوان «حد و مرزهای هنر»، به بررسی و گسترش مباحث عمیق دربارهی نسبت میان هنر، سیاست و اخلاق میپردازد. او در این نوشتهها، پیوندهای پیچیدهای را میان خلاقیت هنری و ایدئولوژیهای سیاسی واکاوی میکند و دیدگاه تازهای از مسئولیت و نقش هنرمند در جهان معاصر ارائه میدهد.
در مقالهی معروف خود «هنرمندان و دیکتاتورها»، تودوروف رابطهی نزدیک میان هنر آوانگارد و سیاستهای رادیکال را در سه بستر تاریخی مهم ــ روسیهی پیش از انقلاب، ایتالیای پیشافاشیستی و آلمان پیش از ظهور نازیسم ــ دنبال میکند. او این ایدهی بنیادی را مطرح میسازد که پروژهی دیکتاتورهای تمامیتخواه و جنبشهای آوانگارد در اصل «از یک سرچشمه برآمدهاند». از نگاه او، چه هنرمندان و چه دیکتاتورها، هر دو در تلاش بودند جهانی نو پدید آورند؛ یکی در عرصهی زیباییشناسی و دیگری در عرصهی اجتماعی و سیاسی.
تودوروف در مقالهی دیگر خود با عنوان «هنر و اخلاق»، پرسشی دیرینه را دوباره مطرح میکند: از هنر چه میتوان انتظار داشت؟ آیا هنر باید از قید و بند اخلاق رهایی یابد یا در خدمت ارزشهای اخلاقی باشد؟ آیا رسالت هنر، آموزندگی و هدایت اخلاقی است یا باید خودبسنده و بیغرض از معنا باقی بماند؟ او همچون شارل بودلر بر این باور است که هنر، هم جنبهای شناختی دارد و هم جنبهای اخلاقی؛ حتی زمانی که صرفاً به عنوان هنرِ محض ارائه میشود، بازتابی از تجربهی انسانی و مسئولیت اخلاقی نیز در خود دارد.
در سراسر مقالات «حد و مرزهای هنر»، تودوروف بر ضرورت بنیادین هنرمند در شناخت، درک و حتی دوست داشتن دنیای بیرون تأکید میکند. از نگاه او، بیاعتنایی به واقعیت انسانی، هنر را تهی از معنا میسازد. در نهایت، همانگونه که تودوروف با نگاهی بردبار، فهمیده و خردمندانه به آثار نویسندگان و هنرمندان مینگرد، نوشتههایش نیز سرشار از درایت، توازن و بینشی عمیق نسبت به جایگاه هنر و اخلاق در زندگی بشر است.
پدیدآورندگان
کتاب حد و مرزهای هنر اثر تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیم مدیسه، انتشارات بیدگل
