کتاب مرگ در دستان او اثر آتوسا مشفق، ترجمه رضوان برزگرحسینی، انتشارات نشر گویا

کتاب مرگ در دستان او اثر آتوسا مشفق، ترجمه رضوان برزگرحسینی، انتشارات نشر گویا
ناشر : نشر گویا

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1399سال انتشار شمسی
264تعداد صفحه
رمان «مرگ در دستان او» (۱۳۹۹) نوشتهی آتوسا مشفق، اثری روانشناسانه، تأملبرانگیز و تکاندهنده است که به کاوش در تنهایی، وسواس ذهنی و داستانهایی میپردازد که انسانها برای درک دنیای پریشان پیرامون خود میسازند.
داستان حول محور «وِستا گال»، بیوهای هفتاد و دو ساله، میچرخد که پس از نقلمکان به کلبهای خلوت در دل جنگل، به همراه سگ وفادارش «چارلی»، زندگیای آرام اما منزوی را آغاز میکند. در یکی از پیادهرویهای روزانه، وستا یادداشتی مرموز پیدا میکند با مضمون اینکه زنی به نام «ماگدا» به قتل رسیده است: «اسم او ماگدا بود. هیچکس هرگز نخواهد دانست چه کسی او را کشت. من نبودم. جسد او اینجاست.» با این حال، هیچ جسدی یافت نمیشود و معمایی رازآمیز و پیچیده آغاز میگردد.
مشفق با مهارتی عمیق، به لایههای پنهان روان انسان نفوذ کرده و سقوط تدریجی وستا به درون وسواس ذهنی برای حل معمای مرگ ماگدا را بهگونهای ظریف و پرتعلیق به تصویر میکشد. تخیل افسارگسیختهی وستا، او را به ساخت شخصیتها و انگیزههای خیالی سوق میدهد و مرز میان واقعیت و خیال را در ذهنش محو میسازد. این درهمریختگی ذهنی، پرسشهایی بنیادین دربارهی حافظه، حقیقت و میل انسان به معنا بخشیدن به رویدادهای زندگی را آشکار میکند.
رمان «مرگ در دستان او» در کنار پرداختن به مفهوم وسواس، به مضامینی چون انزوا، غم، هویت و نیاز انسان به ارتباط انسانی نیز میپردازد. تنهایی خودخواستهی وستا موجب تشدید کشمکشهای درونی او میشود و جستوجویش برای کشف حقیقت، همزمان به ابزاری برای مواجهه با اندوه و خلأ درونی بدل میگردد. بخش عمدهای از روایت در ذهن وستا میگذرد؛ جایی که مرز میان واقعیت و خیال بیش از هر زمان دیگری شکننده است.
از نظر ساختاری، مشفق با انتخاب راویای غیرقابل اعتماد، داستان را از منظر ذهنی و گاه تحریفشدهی وستا روایت میکند. این شیوهی روایت، حس تعلیق، اضطراب و غیرقابل پیشبینی بودن را در ذهن خواننده برمیانگیزد و او را به تردید در درستی روایت وامیدارد. در نتیجه، طرح داستان هرچه بیشتر پیش میرود، پیچیدگی روایی افزایش یافته و بازتابی از ذهن آشفته و چندلایهی شخصیت اصلی میشود.
پس از انتشار، این رمان به سبب عمق روانشناختی، نثر دقیق و توانایی مشفق در خلق شخصیتهایی چندوجهی و آسیبپذیر، تحسین منتقدان و مخاطبان را برانگیخت. بررسی صادقانهی مضامینی همچون فقدان، هویت، اندوه و جستوجوی معنا، «مرگ در دستان او» را به یکی از آثار شاخص ادبیات معاصر تبدیل کرده است؛ هرچند پایان مبهم و تفسیربردار آن ممکن است برخی خوانندگان را در پی پاسخی روشنتر برانگیزد.
در نهایت، این رمان تجربهای درخشان و عمیق است که با نگاهی روانشناختی به درون انسان، چگونگی مواجهه با تنهایی، فقدان و نیاز به ارتباط را به تصویر میکشد. آتوسا مشفق با زبانی پرکشش و روایتی هوشمندانه، خواننده را به تأملی فلسفی دربارهی واقعیت، تخیل و ساختار ذهن انسان دعوت میکند و اثری ماندگار در ادبیات معاصر جهان بهجا میگذارد.
رمان «مرگ در دستان او» (۱۳۹۹) نوشتهی آتوسا مشفق، اثری روانشناسانه، تأملبرانگیز و تکاندهنده است که به کاوش در تنهایی، وسواس ذهنی و داستانهایی میپردازد که انسانها برای درک دنیای پریشان پیرامون خود میسازند.
داستان حول محور «وِستا گال»، بیوهای هفتاد و دو ساله، میچرخد که پس از نقلمکان به کلبهای خلوت در دل جنگل، به همراه سگ وفادارش «چارلی»، زندگیای آرام اما منزوی را آغاز میکند. در یکی از پیادهرویهای روزانه، وستا یادداشتی مرموز پیدا میکند با مضمون اینکه زنی به نام «ماگدا» به قتل رسیده است: «اسم او ماگدا بود. هیچکس هرگز نخواهد دانست چه کسی او را کشت. من نبودم. جسد او اینجاست.» با این حال، هیچ جسدی یافت نمیشود و معمایی رازآمیز و پیچیده آغاز میگردد.
مشفق با مهارتی عمیق، به لایههای پنهان روان انسان نفوذ کرده و سقوط تدریجی وستا به درون وسواس ذهنی برای حل معمای مرگ ماگدا را بهگونهای ظریف و پرتعلیق به تصویر میکشد. تخیل افسارگسیختهی وستا، او را به ساخت شخصیتها و انگیزههای خیالی سوق میدهد و مرز میان واقعیت و خیال را در ذهنش محو میسازد. این درهمریختگی ذهنی، پرسشهایی بنیادین دربارهی حافظه، حقیقت و میل انسان به معنا بخشیدن به رویدادهای زندگی را آشکار میکند.
رمان «مرگ در دستان او» در کنار پرداختن به مفهوم وسواس، به مضامینی چون انزوا، غم، هویت و نیاز انسان به ارتباط انسانی نیز میپردازد. تنهایی خودخواستهی وستا موجب تشدید کشمکشهای درونی او میشود و جستوجویش برای کشف حقیقت، همزمان به ابزاری برای مواجهه با اندوه و خلأ درونی بدل میگردد. بخش عمدهای از روایت در ذهن وستا میگذرد؛ جایی که مرز میان واقعیت و خیال بیش از هر زمان دیگری شکننده است.
از نظر ساختاری، مشفق با انتخاب راویای غیرقابل اعتماد، داستان را از منظر ذهنی و گاه تحریفشدهی وستا روایت میکند. این شیوهی روایت، حس تعلیق، اضطراب و غیرقابل پیشبینی بودن را در ذهن خواننده برمیانگیزد و او را به تردید در درستی روایت وامیدارد. در نتیجه، طرح داستان هرچه بیشتر پیش میرود، پیچیدگی روایی افزایش یافته و بازتابی از ذهن آشفته و چندلایهی شخصیت اصلی میشود.
پس از انتشار، این رمان به سبب عمق روانشناختی، نثر دقیق و توانایی مشفق در خلق شخصیتهایی چندوجهی و آسیبپذیر، تحسین منتقدان و مخاطبان را برانگیخت. بررسی صادقانهی مضامینی همچون فقدان، هویت، اندوه و جستوجوی معنا، «مرگ در دستان او» را به یکی از آثار شاخص ادبیات معاصر تبدیل کرده است؛ هرچند پایان مبهم و تفسیربردار آن ممکن است برخی خوانندگان را در پی پاسخی روشنتر برانگیزد.
در نهایت، این رمان تجربهای درخشان و عمیق است که با نگاهی روانشناختی به درون انسان، چگونگی مواجهه با تنهایی، فقدان و نیاز به ارتباط را به تصویر میکشد. آتوسا مشفق با زبانی پرکشش و روایتی هوشمندانه، خواننده را به تأملی فلسفی دربارهی واقعیت، تخیل و ساختار ذهن انسان دعوت میکند و اثری ماندگار در ادبیات معاصر جهان بهجا میگذارد.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتجناییوحشتداستان و رمانداستان خارجیرمانادبیاتجناییوحشتداستان و رمانداستان خارجیرمانجناییوحشتداستان خارجیرمان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب مرگ در دستان او اثر آتوسا مشفق، ترجمه رضوان برزگرحسینی، انتشارات نشر گویا