کتاب باد بزن خانم ویندرمیر اثر اسکار وایلد، ترجمه مهدی امینی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
نمایشخانه

کتاب باد بزن خانم ویندرمیر اثر اسکار وایلد، ترجمه مهدی امینی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
نمایشخانه
ناشر : روشنگران و مطالعات زنان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نمایشنامهی «بادبزن خانم ویندرمر» اثر اسکار وایلد، از درخشانترین کمدیهای رفتاری قرن نوزدهم است. این اثر نخستینبار در بیستم فوریهی سال ۱۸۹۲ در تئاتر سنت جیمز لندن روی صحنه رفت و بهسرعت، نام وایلد را در میان طنزنویسان برجستهی دوران ویکتوریایی تثبیت کرد. نمایش با زبانی پرظرافت، طنازانه و نیشدار، پوستهی اخلاقگرایی ظاهری، ریاکاری اجتماعی و استانداردهای دوگانهی جامعهی آن زمان را کنار میزند و چهرهی واقعی ارزشهای اخلاقی دوران را آشکار میکند.
وایلد، همچون دیگر آثارش، در «بادبزن خانم ویندرمر» با نگاهی انتقادی و در عین حال فلسفی، از طریق گفتوگوهای سریع و صحنههایی پرکشش، تضاد میان ظاهر و حقیقت را به نمایش میگذارد. در مرکز این روایت، لیدی مارگارت ویندرمر ـ زنی درستکار، اخلاقمدار و وفادار به اصول ـ قرار دارد. در آستانهی جشن تولدش، او درمییابد که همسرش، لرد ویندرمر، رابطهای پنهانی با زنی مرموز به نام خانم ارلین دارد. شایعاتی که از زبان دوشس برویک به گوشش میرسد، شک و خشم را در وجودش برمیانگیزد و با وجود تکذیب شوهر، تصمیم میگیرد او را ترک کند.
ورود خانم ارلین به مهمانی شب تولد، که به دعوت خود لرد ویندرمر انجام میشود، سرنوشت لیدی را دگرگون میسازد. در پی سلسلهای از سوءتفاهمها، او تصمیم میگیرد همراه با لرد دارلینگتون، تحسینکنندهی شورمندش، از خانه بگریزد. اما در لحظهای سرنوشتساز، خانم ارلین با ایثار و ازخودگذشتگی، مانع از اشتباه او میشود. هنگامیکه لیدی ویندرمر بادبزنش را در خانهی دارلینگتون جا میگذارد و خطر رسوایی بالا میگیرد، خانم ارلین با ادعای مالکیت بادبزن، آبروی دختر جوان را نجات میدهد و خود را سپر او میسازد. در پایان نمایش آشکار میشود که این زن مرموز، در حقیقت مادر گمشدهی لیدی ویندرمر است؛ زنی که سالها پیش خانواده را ترک کرده و اکنون در سکوت و فداکاری در جستوجوی رستگاری است.
در ورای این داستان پرکشش و پرتعلیق، اسکار وایلد با دقتی استادانه، ریاکاری اخلاقی و دوگانگی اجتماعی دوران ویکتوریایی را به تصویر میکشد. او نشان میدهد که قوانین خشک اخلاقی و قضاوتهای سختگیرانه، در برابر پیچیدگیهای روح انسانی ناتواناند. لیدی ویندرمر در آغاز نمایش نماد اخلاق مطلق است و باور دارد «افراد بد نباید بخشیده شوند»، اما تجربهی شخصی او، درکی تازه از همدلی، ضعف و بخشش انسانی به همراه میآورد. در سوی دیگر، خانم ارلین ـ که جامعه او را طرد کرده و به فساد متهم میسازد ـ در نهایت شریفتر و انسانیتر از بسیاری از داوران اخلاق ظاهر میشود.
بادبزن، که عنوان اثر از آن گرفته شده، در این میان به نمادی چندلایه بدل میشود؛ شیئی زیبا و فریبنده که هم ابزار ظاهرسازی و جذابیت است و هم وسیلهای برای پنهانکاری. وایلد با بهرهگیری از همین شیء ساده، مفاهیمی چون آبرو، فضیلت، فریب، حقیقت درونی و نمایش بیرونی را درهم میتند و از خلال آن به کاوش در ماهیت اخلاق و قضاوت اجتماعی میپردازد.
زبان نمایشنامه سرشار از نکتهسنجیهای درخشان، گفتوگوهای تند و طنزی زیرپوستی است که هم تماشاگر را میخنداند و هم وادارش میکند به لایههای پنهان رفتار انسانی بیندیشد. وایلد در نقد نظام اخلاقی زمانهاش نه از طریق موعظه، بلکه بهواسطهی شوخطبعی و بازی با پارادوکس سخن میگوید. گرچه برخی منتقدان اتکای نمایش به پنهانکاری برای حل تعارض نهایی را نقطهضعفی دانستهاند، اما همین ابهام اخلاقی بخشی از نبوغ نویسنده است؛ زیرا وایلد آگاهانه حقیقت را در پس سایهها پنهان میکند تا یادآور شود زندگی واقعی، برخلاف صحنهی تئاتر، همیشه پایانی روشن ندارد.
در مجموع، «بادبزن خانم ویندرمر» فراتر از یک کمدی اجتماعی است؛ نمایشی است دربارهی رستگاری، قضاوت و انسانیت. وایلد با آمیزهای از نیشخند و احساس، فریب و محبت، اثری پدید آورده است که همچنان زنده، تأملبرانگیز و درخشان مینماید؛ داستانی از عشق، راز، خطا و بخشش که پژواک آن از قرن نوزدهم تا امروز ماندگار مانده است.
نمایشنامهی «بادبزن خانم ویندرمر» اثر اسکار وایلد، از درخشانترین کمدیهای رفتاری قرن نوزدهم است. این اثر نخستینبار در بیستم فوریهی سال ۱۸۹۲ در تئاتر سنت جیمز لندن روی صحنه رفت و بهسرعت، نام وایلد را در میان طنزنویسان برجستهی دوران ویکتوریایی تثبیت کرد. نمایش با زبانی پرظرافت، طنازانه و نیشدار، پوستهی اخلاقگرایی ظاهری، ریاکاری اجتماعی و استانداردهای دوگانهی جامعهی آن زمان را کنار میزند و چهرهی واقعی ارزشهای اخلاقی دوران را آشکار میکند.
وایلد، همچون دیگر آثارش، در «بادبزن خانم ویندرمر» با نگاهی انتقادی و در عین حال فلسفی، از طریق گفتوگوهای سریع و صحنههایی پرکشش، تضاد میان ظاهر و حقیقت را به نمایش میگذارد. در مرکز این روایت، لیدی مارگارت ویندرمر ـ زنی درستکار، اخلاقمدار و وفادار به اصول ـ قرار دارد. در آستانهی جشن تولدش، او درمییابد که همسرش، لرد ویندرمر، رابطهای پنهانی با زنی مرموز به نام خانم ارلین دارد. شایعاتی که از زبان دوشس برویک به گوشش میرسد، شک و خشم را در وجودش برمیانگیزد و با وجود تکذیب شوهر، تصمیم میگیرد او را ترک کند.
ورود خانم ارلین به مهمانی شب تولد، که به دعوت خود لرد ویندرمر انجام میشود، سرنوشت لیدی را دگرگون میسازد. در پی سلسلهای از سوءتفاهمها، او تصمیم میگیرد همراه با لرد دارلینگتون، تحسینکنندهی شورمندش، از خانه بگریزد. اما در لحظهای سرنوشتساز، خانم ارلین با ایثار و ازخودگذشتگی، مانع از اشتباه او میشود. هنگامیکه لیدی ویندرمر بادبزنش را در خانهی دارلینگتون جا میگذارد و خطر رسوایی بالا میگیرد، خانم ارلین با ادعای مالکیت بادبزن، آبروی دختر جوان را نجات میدهد و خود را سپر او میسازد. در پایان نمایش آشکار میشود که این زن مرموز، در حقیقت مادر گمشدهی لیدی ویندرمر است؛ زنی که سالها پیش خانواده را ترک کرده و اکنون در سکوت و فداکاری در جستوجوی رستگاری است.
در ورای این داستان پرکشش و پرتعلیق، اسکار وایلد با دقتی استادانه، ریاکاری اخلاقی و دوگانگی اجتماعی دوران ویکتوریایی را به تصویر میکشد. او نشان میدهد که قوانین خشک اخلاقی و قضاوتهای سختگیرانه، در برابر پیچیدگیهای روح انسانی ناتواناند. لیدی ویندرمر در آغاز نمایش نماد اخلاق مطلق است و باور دارد «افراد بد نباید بخشیده شوند»، اما تجربهی شخصی او، درکی تازه از همدلی، ضعف و بخشش انسانی به همراه میآورد. در سوی دیگر، خانم ارلین ـ که جامعه او را طرد کرده و به فساد متهم میسازد ـ در نهایت شریفتر و انسانیتر از بسیاری از داوران اخلاق ظاهر میشود.
بادبزن، که عنوان اثر از آن گرفته شده، در این میان به نمادی چندلایه بدل میشود؛ شیئی زیبا و فریبنده که هم ابزار ظاهرسازی و جذابیت است و هم وسیلهای برای پنهانکاری. وایلد با بهرهگیری از همین شیء ساده، مفاهیمی چون آبرو، فضیلت، فریب، حقیقت درونی و نمایش بیرونی را درهم میتند و از خلال آن به کاوش در ماهیت اخلاق و قضاوت اجتماعی میپردازد.
زبان نمایشنامه سرشار از نکتهسنجیهای درخشان، گفتوگوهای تند و طنزی زیرپوستی است که هم تماشاگر را میخنداند و هم وادارش میکند به لایههای پنهان رفتار انسانی بیندیشد. وایلد در نقد نظام اخلاقی زمانهاش نه از طریق موعظه، بلکه بهواسطهی شوخطبعی و بازی با پارادوکس سخن میگوید. گرچه برخی منتقدان اتکای نمایش به پنهانکاری برای حل تعارض نهایی را نقطهضعفی دانستهاند، اما همین ابهام اخلاقی بخشی از نبوغ نویسنده است؛ زیرا وایلد آگاهانه حقیقت را در پس سایهها پنهان میکند تا یادآور شود زندگی واقعی، برخلاف صحنهی تئاتر، همیشه پایانی روشن ندارد.
در مجموع، «بادبزن خانم ویندرمر» فراتر از یک کمدی اجتماعی است؛ نمایشی است دربارهی رستگاری، قضاوت و انسانیت. وایلد با آمیزهای از نیشخند و احساس، فریب و محبت، اثری پدید آورده است که همچنان زنده، تأملبرانگیز و درخشان مینماید؛ داستانی از عشق، راز، خطا و بخشش که پژواک آن از قرن نوزدهم تا امروز ماندگار مانده است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب باد بزن خانم ویندرمیر اثر اسکار وایلد، ترجمه مهدی امینی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
نمایشخانه
