کتاب کاسپار اثر پیتر هاندکه، ترجمه سودابه فضایلی، انتشارات نیماژ

کتاب کاسپار اثر پیتر هاندکه، ترجمه سودابه فضایلی، انتشارات نیماژ
ناشر : نیماژ

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
### نمایشنامه «کاسپار» اثر هاندکه
هاندکه در نمایشنامه خود ماجرای پسری عجیب به نام «کاسپار» را به تصویر میکشد؛ پسری که گویی هرگز در محیطی عادی زندگی نکرده است. آنچه نویسنده در این اثر به نمایش میگذارد، تأثیر سخن گفتن بر دیگری و نقش پررنگ زبان در جوامع انسانی است. او روایتگر موقعیتی است که نشان میدهد چگونه گفتار میتواند به شکلی پنهان، نوعی شکنجه روانی و گفتاری به شمار آید.
### الهام از سرگذشت کاسپار هاوزر
نمایشنامه «کاسپار» اثری پستمدرن است که الهام گرفته از زندگی اسرارآمیز کاسپار هاوزر، نوجوان آلمانی با ظاهری غیرعادی، نوشته شده است. هاوزر ناگهان در شهری پیدا میشود؛ در حالی که نامهای در دست دارد که نشان میدهد از زمان تولد در مکانی تاریک و تنگ نگهداری شده است. پس از پیدا شدن او، افراد گوناگونی مأمور تربیت و آموزش وی میشوند، اما این آموزشها نه تنها کمکحال او نیست، بلکه در بسیاری موارد به سلامت جسمی و روانیاش آسیب میزند.
### جایگاه زبان در اندیشه هاندکه
هاندکه در بیشتر نمایشنامههای خود به مسئله زبان میپردازد. از نگاه او، زبان صرفاً ابزاری برای انتقال اندیشه، احساس و تجربه فردی نیست، بلکه مجموعهای از قواعد پیچیده است که ساختار درونی آن کیفیت ادراک و برداشتهای انسانی را شکل میدهد. او هشدار میدهد که در جوامع صنعتی ـ جایی که افراد خود را آزاد و رها از قید دستورهای تحمیلی میپندارند ـ خطر آن وجود دارد که رسانههای جمعی با بهرهگیری از قدرت زبان، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و فرد، ناخودآگاه ایدئولوژی حاکم را همانند باور شخصی خود بپذیرد.
### موضوع نمایشنامه «کاسپار»
این نمایشنامه تلاشی برای بازگویی واقعیت تاریخی زندگی کاسپار هاوزر نیست. مقصود نویسنده آن است که نشان دهد «ماجرای یک انسان» میتواند چگونه باشد. هاندکه در «کاسپار» نشان میدهد که چگونه میتوان با سخن گفتن، فردی را وادار به تکرار سخن و در نهایت پذیرش آن کرد. از همین روست که این اثر را میتوان «شکنجه گفتاری» نامید.
### اجرای نمایشی و نماد «چشم جادویی»
برای تجسم بهتر این شکنجه زبانی، پیشنهاد میشود در بالای صحنه نمایشی نوعی «چشم جادویی» نصب شود تا همه تماشاگران آن را ببینند. با این حال، وجود این چشم نباید مانع از توجه تماشاگر به جریان اصلی رخدادهای صحنه گردد. کارکرد این چشم آن است که با پلکزدنهای عصبی، شدت تلقینهای واردشده بر شخصیت اصلی نمایش را نشان دهد. هرچه قهرمان اثر در برابر این القائات مقاومت بیشتری نشان دهد، شدت تلقین نیز افزوده میشود و در نتیجه پلکزدنهای چشم جادویی تندتر و پرآشوبتر خواهد شد.
این تمهید صحنهای، تأثیر زبان و فشار روانی ناشی از آن را به شکلی ملموس و نمادین برای مخاطب آشکار میسازد و بار دیگر جایگاه ویژه زبان در اندیشه و آثار هاندکه را برجسته میکند.
### نمایشنامه «کاسپار» اثر هاندکه
هاندکه در نمایشنامه خود ماجرای پسری عجیب به نام «کاسپار» را به تصویر میکشد؛ پسری که گویی هرگز در محیطی عادی زندگی نکرده است. آنچه نویسنده در این اثر به نمایش میگذارد، تأثیر سخن گفتن بر دیگری و نقش پررنگ زبان در جوامع انسانی است. او روایتگر موقعیتی است که نشان میدهد چگونه گفتار میتواند به شکلی پنهان، نوعی شکنجه روانی و گفتاری به شمار آید.
### الهام از سرگذشت کاسپار هاوزر
نمایشنامه «کاسپار» اثری پستمدرن است که الهام گرفته از زندگی اسرارآمیز کاسپار هاوزر، نوجوان آلمانی با ظاهری غیرعادی، نوشته شده است. هاوزر ناگهان در شهری پیدا میشود؛ در حالی که نامهای در دست دارد که نشان میدهد از زمان تولد در مکانی تاریک و تنگ نگهداری شده است. پس از پیدا شدن او، افراد گوناگونی مأمور تربیت و آموزش وی میشوند، اما این آموزشها نه تنها کمکحال او نیست، بلکه در بسیاری موارد به سلامت جسمی و روانیاش آسیب میزند.
### جایگاه زبان در اندیشه هاندکه
هاندکه در بیشتر نمایشنامههای خود به مسئله زبان میپردازد. از نگاه او، زبان صرفاً ابزاری برای انتقال اندیشه، احساس و تجربه فردی نیست، بلکه مجموعهای از قواعد پیچیده است که ساختار درونی آن کیفیت ادراک و برداشتهای انسانی را شکل میدهد. او هشدار میدهد که در جوامع صنعتی ـ جایی که افراد خود را آزاد و رها از قید دستورهای تحمیلی میپندارند ـ خطر آن وجود دارد که رسانههای جمعی با بهرهگیری از قدرت زبان، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و فرد، ناخودآگاه ایدئولوژی حاکم را همانند باور شخصی خود بپذیرد.
### موضوع نمایشنامه «کاسپار»
این نمایشنامه تلاشی برای بازگویی واقعیت تاریخی زندگی کاسپار هاوزر نیست. مقصود نویسنده آن است که نشان دهد «ماجرای یک انسان» میتواند چگونه باشد. هاندکه در «کاسپار» نشان میدهد که چگونه میتوان با سخن گفتن، فردی را وادار به تکرار سخن و در نهایت پذیرش آن کرد. از همین روست که این اثر را میتوان «شکنجه گفتاری» نامید.
### اجرای نمایشی و نماد «چشم جادویی»
برای تجسم بهتر این شکنجه زبانی، پیشنهاد میشود در بالای صحنه نمایشی نوعی «چشم جادویی» نصب شود تا همه تماشاگران آن را ببینند. با این حال، وجود این چشم نباید مانع از توجه تماشاگر به جریان اصلی رخدادهای صحنه گردد. کارکرد این چشم آن است که با پلکزدنهای عصبی، شدت تلقینهای واردشده بر شخصیت اصلی نمایش را نشان دهد. هرچه قهرمان اثر در برابر این القائات مقاومت بیشتری نشان دهد، شدت تلقین نیز افزوده میشود و در نتیجه پلکزدنهای چشم جادویی تندتر و پرآشوبتر خواهد شد.
این تمهید صحنهای، تأثیر زبان و فشار روانی ناشی از آن را به شکلی ملموس و نمادین برای مخاطب آشکار میسازد و بار دیگر جایگاه ویژه زبان در اندیشه و آثار هاندکه را برجسته میکند.
دستههای مرتبط
کتابداستان و رمانداستان خارجیداستان کوتاههنرسینما و تئاترداستان و رمانداستان خارجیداستان کوتاهداستان خارجیداستان کوتاههنرسینما و تئاترسینما و تئاتر
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب کاسپار اثر پیتر هاندکه، ترجمه سودابه فضایلی، انتشارات نیماژ

