کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی، انتشارات نیلوفر

کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی، انتشارات نیلوفر
ناشر : نیلوفر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
رمان «ملکوت» از آثار برجسته و کمحجم ادبیات ایران است؛ اثری که با جملاتی سرشار و نثری روان، در شمار کمنظیرترین نمونههای دوره طلایی ادبیات معاصر قرار میگیرد. این کتاب، تنها داستان بلندِ بهرام صادقی است؛ نویسندهای که با خلق داستانهای کوتاه بهیادماندنی، جایگاهی ویژه در تاریخ داستاننویسی ایران به دست آورده است. در پاسداشت قلم طلایی و خلاقیت هنری او، جایزهای ادبی به نام این نویسنده فقید بنیانگذاری شده تا یاد و تأثیرش در ادبیات معاصر زنده بماند.
رمان «ملکوت» از همان سطرهای نخست، خواننده را مجذوب خود میکند: «در ساعت یازده شب چهارشنبه آن هفته، جن در آقای مودت حلول کرد.» این آغاز تکاندهنده، مخاطب را با پرسشی مواجه میسازد که آیا با داستانی ماورایی روبهرو است یا روایتی نمادین از زندگی انسان معاصر. همین تردید، از تلفیق هوشمندانه جهان رئال و سورئال در ساختار اثر خبر میدهد.
داستان ظاهراً روایتی ساده دارد. ورود آقای مودت، ماجرای حلول جن در وجود او و یاریطلبی دوستانش برای رهایی از این وضعیت، روندی را رقم میزند که به حضور کاراکتر اصلی، یعنی دکتر حاتم، منتهی میشود. دکتری که در آغاز، چهرهای متعهد و متخصص از او ترسیم میشود، اما اندکاندک پرده از وجوه دیگر شخصیتش برداشته میشود.
با پیشرفت داستان، لایههای سورئال اثر آشکار میگردد؛ آنجا که همراهان آقای مودت از دکتر درباره مردی میشنوند که نزد او آمده تا تنها دست باقیماندهاش را نیز قطع کند. مردی که پیشتر پاها، گوشها و بینی خود را بریده است، و این پرسش پیش میآید که انگیزه او از این خودویرانگری چیست. در همین بخش، میان دکتر و دوستان مودت، گفتوگویی فلسفی در میگیرد.
دکتر حاتم در ظاهر بر صداقت و خیرخواهی خود پافشاری میکند و مدعی است آمپولهایی عرضه میدارد که جوانی و باروری را به مردم بازمیگرداند. با این حال، حقیقت تلخ آن است که خود او صورتی جوان اما در باطن پير و ناتوان دارد و از باروری محروم است. این تضاد، جوهره اصلی رمان «ملکوت» را میسازد؛ جایی که مرز میان واقعیت و توهم، جسم و روح، و صداقت و فریب در هم میآمیزد.
رمان «ملکوت» از آثار برجسته و کمحجم ادبیات ایران است؛ اثری که با جملاتی سرشار و نثری روان، در شمار کمنظیرترین نمونههای دوره طلایی ادبیات معاصر قرار میگیرد. این کتاب، تنها داستان بلندِ بهرام صادقی است؛ نویسندهای که با خلق داستانهای کوتاه بهیادماندنی، جایگاهی ویژه در تاریخ داستاننویسی ایران به دست آورده است. در پاسداشت قلم طلایی و خلاقیت هنری او، جایزهای ادبی به نام این نویسنده فقید بنیانگذاری شده تا یاد و تأثیرش در ادبیات معاصر زنده بماند.
رمان «ملکوت» از همان سطرهای نخست، خواننده را مجذوب خود میکند: «در ساعت یازده شب چهارشنبه آن هفته، جن در آقای مودت حلول کرد.» این آغاز تکاندهنده، مخاطب را با پرسشی مواجه میسازد که آیا با داستانی ماورایی روبهرو است یا روایتی نمادین از زندگی انسان معاصر. همین تردید، از تلفیق هوشمندانه جهان رئال و سورئال در ساختار اثر خبر میدهد.
داستان ظاهراً روایتی ساده دارد. ورود آقای مودت، ماجرای حلول جن در وجود او و یاریطلبی دوستانش برای رهایی از این وضعیت، روندی را رقم میزند که به حضور کاراکتر اصلی، یعنی دکتر حاتم، منتهی میشود. دکتری که در آغاز، چهرهای متعهد و متخصص از او ترسیم میشود، اما اندکاندک پرده از وجوه دیگر شخصیتش برداشته میشود.
با پیشرفت داستان، لایههای سورئال اثر آشکار میگردد؛ آنجا که همراهان آقای مودت از دکتر درباره مردی میشنوند که نزد او آمده تا تنها دست باقیماندهاش را نیز قطع کند. مردی که پیشتر پاها، گوشها و بینی خود را بریده است، و این پرسش پیش میآید که انگیزه او از این خودویرانگری چیست. در همین بخش، میان دکتر و دوستان مودت، گفتوگویی فلسفی در میگیرد.
دکتر حاتم در ظاهر بر صداقت و خیرخواهی خود پافشاری میکند و مدعی است آمپولهایی عرضه میدارد که جوانی و باروری را به مردم بازمیگرداند. با این حال، حقیقت تلخ آن است که خود او صورتی جوان اما در باطن پير و ناتوان دارد و از باروری محروم است. این تضاد، جوهره اصلی رمان «ملکوت» را میسازد؛ جایی که مرز میان واقعیت و توهم، جسم و روح، و صداقت و فریب در هم میآمیزد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی، انتشارات نیلوفر