کتاب زندگی واسیلی اثر لیانید آندری یف، ترجمه حمیدرضا آتش برآب، انتشارات نشر کتاب پارسه

کتاب زندگی واسیلی اثر لیانید آندری یف، ترجمه حمیدرضا آتش برآب، انتشارات نشر کتاب پارسه
ناشر : نشر کتاب پارسه

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
خشتیقطع
جلد سختنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
نخستین بار داستان «زندگی واسیلی» در سال ۱۹۰۴ در شمارۀ ویژهٔ نخست مجلۀ دانش منتشر شد و به فیودور شالیاپین تقدیم گردید. ماکسیم گورکی در بخشی از خاطرات خود مینویسد: پس از گفتوگویی پرشور دربارهٔ سالکان و دستنوشتههای اعترافگونۀ کشیشی به نام آلکساندر آپالوف ـ کهنالگوی واسیلی ـ آندریِیِف لحظهای درنگ کرد، نگاهی ژرف به من انداخت و گفت: «داداش، من این را خواهم نوشت، خواهی دید! عالی از کار درمیآید! از فردا شروع میکنم!» حدود یک هفته بعد، آندریِیِف از مسکو برایم نوشت که کار نگارش آغاز شده و بهخوبی پیش میرود.
آری، آندریِیِف در این رمان تکاندهنده نیز، همچون همیشه، با درک ژرف و حساسی از دردناکترین و پنهانترین اسرار حیات، هر آنچه را روح خاص و جستوجوگرش طلب میکرد، در همان لحظه به چنگ آورده است.
آلکساندر بلوک در بخشی از مقالۀ ارزشمند خود دربارهٔ آندریِیِف میگوید: «هنوز هم لرز و اضطرابی را که در آن شب بارانی پاییز، هنگام خواندن زندگی واسیلی بر من چیره شد، با تمام وجود احساس میکنم.»
الگا کنیپر نیز واکنش آنتون چخوف را اندکی پیش از مرگش و پس از پایان مطالعهٔ «زندگی واسیلی» چنین به یاد میآورد: او مرا صدا زد، با چهرهای که حالتی فریبنده و درعینحال شاد داشت و در حالی که تنها یکی از چشمانش خیره مانده بود، گفت: «میدانی چه وحشتی همین حالا به جانم افتاد؟ وای! چه کابوسی بود این رمان!»
نخستین بار داستان «زندگی واسیلی» در سال ۱۹۰۴ در شمارۀ ویژهٔ نخست مجلۀ دانش منتشر شد و به فیودور شالیاپین تقدیم گردید. ماکسیم گورکی در بخشی از خاطرات خود مینویسد: پس از گفتوگویی پرشور دربارهٔ سالکان و دستنوشتههای اعترافگونۀ کشیشی به نام آلکساندر آپالوف ـ کهنالگوی واسیلی ـ آندریِیِف لحظهای درنگ کرد، نگاهی ژرف به من انداخت و گفت: «داداش، من این را خواهم نوشت، خواهی دید! عالی از کار درمیآید! از فردا شروع میکنم!» حدود یک هفته بعد، آندریِیِف از مسکو برایم نوشت که کار نگارش آغاز شده و بهخوبی پیش میرود.
آری، آندریِیِف در این رمان تکاندهنده نیز، همچون همیشه، با درک ژرف و حساسی از دردناکترین و پنهانترین اسرار حیات، هر آنچه را روح خاص و جستوجوگرش طلب میکرد، در همان لحظه به چنگ آورده است.
آلکساندر بلوک در بخشی از مقالۀ ارزشمند خود دربارهٔ آندریِیِف میگوید: «هنوز هم لرز و اضطرابی را که در آن شب بارانی پاییز، هنگام خواندن زندگی واسیلی بر من چیره شد، با تمام وجود احساس میکنم.»
الگا کنیپر نیز واکنش آنتون چخوف را اندکی پیش از مرگش و پس از پایان مطالعهٔ «زندگی واسیلی» چنین به یاد میآورد: او مرا صدا زد، با چهرهای که حالتی فریبنده و درعینحال شاد داشت و در حالی که تنها یکی از چشمانش خیره مانده بود، گفت: «میدانی چه وحشتی همین حالا به جانم افتاد؟ وای! چه کابوسی بود این رمان!»
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب زندگی واسیلی اثر لیانید آندری یف، ترجمه حمیدرضا آتش برآب، انتشارات نشر کتاب پارسه

