کتاب آنقدر سرد که برف ببارد اثر جسیکا او، ترجمه نیما حسن ویجویه، انتشارات بیدگل

کتاب آنقدر سرد که برف ببارد اثر جسیکا او، ترجمه نیما حسن ویجویه، انتشارات بیدگل
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
رمان «آنقدر سرد که برف ببارد» داستان دختری را روایت میکند که سالها از مادرش دور بوده، زیرا آن دو در شهرهای متفاوتی زندگی میکردهاند. راوی پیشتر به ژاپن سفر کرده است، اما مادر برای نخستینبار پا به آن سرزمین میگذارد. این دو در طول سفر همراه میشوند و دختر در خلال این همراهی، دائم به ذهن و خاطرات خود بازمیگردد؛ گویی همزمان با سفر به ژاپن، سفری درونی را در ذهنش آغاز کرده است. سفری که او را به گذشتهی خویش و خانوادهاش میبرد و در طول روایت، ما را بیشتر با شخصیت و زندگی او آشنا میکند.
دختر در این سفر دوربینی همراه دارد و از مناظر گوناگون عکس میگیرد، اما حتی همین عکسها نیز او را به گذشته پیوند میدهند و به دل خاطراتش بازمیگردانند. دوربین، یاد دایی مهربانی را در ذهنش زنده میکند که همیشه از آنها عکسهای خانوادگی میگرفت؛ تصاویری که اکنون نزد مادر باقی مانده و تنها یادگار آن روزهای خوش کودکی و زندگی در کنار خانواده بهشمار میآیند.
مادر تاکنون تجربهی دیدن برف را نداشته و نام کتاب نیز از همین مضمون برگرفته شده است؛ «آنقدر سرد که برف ببارد» اشارهای نمادین به لحظهای دارد که خاطرات یخزده دوباره زنده میشوند. در سراسر زندگی، انسانها بارها به گذشته سفر میکنند و یادگاریهای روزگار رفته را مرور مینمایند، اما برخی چنان در خاطرات غرقاند که گویی در گذشته زندگی میکنند. این آدمهای خاطرهباز، هر روز از حال به گذشته سفر میکنند و هر بار از زاویهای تازه، تصویری نو از خاطرات خود کشف میکنند. میتوان گفت راوی این رمان نیز از همین گروه است؛ کسی که لحظههای اکنون را در آینهی گذشته میبیند.
جسیکا او، نویسندهی استرالیایی این اثر، با نگاهی دقیق و پرداختی شاعرانه به جزئیات، توانسته تصاویری زنده و خیالانگیز در ذهن مخاطب بیافریند. با آنکه مدت زیادی از انتشار این رمان نمیگذرد، اما در همین زمان کوتاه جوایز متعددی را کسب کرده و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. او پیشتر رمان دیگری با عنوان «محموله» را نیز در کارنامهی نویسندگی خود به ثبت رسانده است.
رمان «آنقدر سرد که برف ببارد» داستان دختری را روایت میکند که سالها از مادرش دور بوده، زیرا آن دو در شهرهای متفاوتی زندگی میکردهاند. راوی پیشتر به ژاپن سفر کرده است، اما مادر برای نخستینبار پا به آن سرزمین میگذارد. این دو در طول سفر همراه میشوند و دختر در خلال این همراهی، دائم به ذهن و خاطرات خود بازمیگردد؛ گویی همزمان با سفر به ژاپن، سفری درونی را در ذهنش آغاز کرده است. سفری که او را به گذشتهی خویش و خانوادهاش میبرد و در طول روایت، ما را بیشتر با شخصیت و زندگی او آشنا میکند.
دختر در این سفر دوربینی همراه دارد و از مناظر گوناگون عکس میگیرد، اما حتی همین عکسها نیز او را به گذشته پیوند میدهند و به دل خاطراتش بازمیگردانند. دوربین، یاد دایی مهربانی را در ذهنش زنده میکند که همیشه از آنها عکسهای خانوادگی میگرفت؛ تصاویری که اکنون نزد مادر باقی مانده و تنها یادگار آن روزهای خوش کودکی و زندگی در کنار خانواده بهشمار میآیند.
مادر تاکنون تجربهی دیدن برف را نداشته و نام کتاب نیز از همین مضمون برگرفته شده است؛ «آنقدر سرد که برف ببارد» اشارهای نمادین به لحظهای دارد که خاطرات یخزده دوباره زنده میشوند. در سراسر زندگی، انسانها بارها به گذشته سفر میکنند و یادگاریهای روزگار رفته را مرور مینمایند، اما برخی چنان در خاطرات غرقاند که گویی در گذشته زندگی میکنند. این آدمهای خاطرهباز، هر روز از حال به گذشته سفر میکنند و هر بار از زاویهای تازه، تصویری نو از خاطرات خود کشف میکنند. میتوان گفت راوی این رمان نیز از همین گروه است؛ کسی که لحظههای اکنون را در آینهی گذشته میبیند.
جسیکا او، نویسندهی استرالیایی این اثر، با نگاهی دقیق و پرداختی شاعرانه به جزئیات، توانسته تصاویری زنده و خیالانگیز در ذهن مخاطب بیافریند. با آنکه مدت زیادی از انتشار این رمان نمیگذرد، اما در همین زمان کوتاه جوایز متعددی را کسب کرده و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. او پیشتر رمان دیگری با عنوان «محموله» را نیز در کارنامهی نویسندگی خود به ثبت رسانده است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب آنقدر سرد که برف ببارد اثر جسیکا او، ترجمه نیما حسن ویجویه، انتشارات بیدگل