کتاب مسند عقاب اثر کارلوس فوئنتس، ترجمه مهدی سرائی، انتشارات افق

کتاب مسند عقاب اثر کارلوس فوئنتس، ترجمه مهدی سرائی، انتشارات افق
ناشر : افق

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کارلوس فوئنتس، نویسندهای که با مرگش گویی نوبل نیز کوچک و حقیر شد، همواره در درستترین سمت تاریخ ایستاد و روایتهایش را تا ژرفترین لایههای روح و بدن انسان پیش برد. از داستان مهیب «آمبروس بیِرس»، پیرمردی که در هفتادسالگی به دلِ انقلاب تاخت و در قالب «گرینگوی پیر» به استقبال مرگ رفت ــ روایتی که هیچکس جز فوئنتس، دیده و نادیدهاش را چنین صادقانه بازگو نکرد ــ تا «آئورا» که ستایشی ابدی از عشق است؛ عشقی در اثبات پیوند جاودان میان بدنها و ارواحشان.
فوئنتس سپس با گسست از گذشته و حرکت به سوی آیندهای نزدیک، در رمان «مسند عقاب»، سیاست را به مرکز روایت خود آورد و در دلِ مسئلهی سیاستورزبودن فرو رفت. او در تمام آثارش، راوی اخلاق بردگان است؛ اخلاق کسانی که از بودن و شدن در جهان در رنجاند و از زندگی چیزی جز میل، خواست و رضایت اربابان نمیطلبند.
رمان «مسند عقاب» با شکافتن مسیر سیاستورزان، جستوجویی عمیق در اخلاق بردگان آغاز میکند؛ کندوکاوی در مرز میان اخلاق سیاسی و سیاست اخلاقی. این نویسندهی نویسندهها، راوی بیبدیل مردم مکزیک، در این اثر، آیندهای را تصویر میکند که همه در آن ناگزیر به بازگشت به گذشتهاند؛ آیندهای برای بازگشت، نه برای پیشروی.
در این جهان آیندهنگر، آمریکا ــ آن سوی تهوعآور جهان بهدلیل گستاخی مکزیک و رئیسجمهورش ــ تمامی راههای ارتباطی چون اینترنت، تلفن و ماهواره را به روی این کشور بسته است. در این شرایط، زنی سیاستمدار دوباره سنت نامهنگاری را زنده میکند و دیری نمیگذرد که سیاستمداران دیگر نیز به این حرکت میپیوندند. نامهها یکی پس از دیگری گسترش مییابند و سفری شگفتانگیز میسازند؛ سفری که سیاست و سیاستورزی را به رسالهای درخشان بدل میکند.
در مرکز همهی این نامهها، زنی حضور دارد بهنام «ماریا دل روساریو گالوان»؛ زنی که زیبایی درخشانش در هر سطر از این رمان سترگ میدرخشد و «مسند عقاب» را به یکی از عظیمترین روایتهای فوئنتس از جهان بدل میسازد.
رمانهای فوئنتس، حتی در سادهترین قصههایشان، همچون ماجراجویی در ژرفترین بنیانهای فلسفی زندگی و تاریخاند؛ آثاری که خواننده را در عین غرقشدن در روایت، وادار به بازگشت و تأمل در هر جمله میکنند. «مسند عقاب» نیز با فرو رفتن در قلب اندیشه و نظرورزی، روایتی پیشرونده، مستمر و دقیق میآفریند؛ روایتی در قالب نامههایی که با همهی سنگینی اندیشهاش، از چنان شور و شادمانی سرشار است که خواننده میتواند آن را تا واپسین واژه تاب بیاورد.
کارلوس فوئنتس، نویسندهای که با مرگش گویی نوبل نیز کوچک و حقیر شد، همواره در درستترین سمت تاریخ ایستاد و روایتهایش را تا ژرفترین لایههای روح و بدن انسان پیش برد. از داستان مهیب «آمبروس بیِرس»، پیرمردی که در هفتادسالگی به دلِ انقلاب تاخت و در قالب «گرینگوی پیر» به استقبال مرگ رفت ــ روایتی که هیچکس جز فوئنتس، دیده و نادیدهاش را چنین صادقانه بازگو نکرد ــ تا «آئورا» که ستایشی ابدی از عشق است؛ عشقی در اثبات پیوند جاودان میان بدنها و ارواحشان.
فوئنتس سپس با گسست از گذشته و حرکت به سوی آیندهای نزدیک، در رمان «مسند عقاب»، سیاست را به مرکز روایت خود آورد و در دلِ مسئلهی سیاستورزبودن فرو رفت. او در تمام آثارش، راوی اخلاق بردگان است؛ اخلاق کسانی که از بودن و شدن در جهان در رنجاند و از زندگی چیزی جز میل، خواست و رضایت اربابان نمیطلبند.
رمان «مسند عقاب» با شکافتن مسیر سیاستورزان، جستوجویی عمیق در اخلاق بردگان آغاز میکند؛ کندوکاوی در مرز میان اخلاق سیاسی و سیاست اخلاقی. این نویسندهی نویسندهها، راوی بیبدیل مردم مکزیک، در این اثر، آیندهای را تصویر میکند که همه در آن ناگزیر به بازگشت به گذشتهاند؛ آیندهای برای بازگشت، نه برای پیشروی.
در این جهان آیندهنگر، آمریکا ــ آن سوی تهوعآور جهان بهدلیل گستاخی مکزیک و رئیسجمهورش ــ تمامی راههای ارتباطی چون اینترنت، تلفن و ماهواره را به روی این کشور بسته است. در این شرایط، زنی سیاستمدار دوباره سنت نامهنگاری را زنده میکند و دیری نمیگذرد که سیاستمداران دیگر نیز به این حرکت میپیوندند. نامهها یکی پس از دیگری گسترش مییابند و سفری شگفتانگیز میسازند؛ سفری که سیاست و سیاستورزی را به رسالهای درخشان بدل میکند.
در مرکز همهی این نامهها، زنی حضور دارد بهنام «ماریا دل روساریو گالوان»؛ زنی که زیبایی درخشانش در هر سطر از این رمان سترگ میدرخشد و «مسند عقاب» را به یکی از عظیمترین روایتهای فوئنتس از جهان بدل میسازد.
رمانهای فوئنتس، حتی در سادهترین قصههایشان، همچون ماجراجویی در ژرفترین بنیانهای فلسفی زندگی و تاریخاند؛ آثاری که خواننده را در عین غرقشدن در روایت، وادار به بازگشت و تأمل در هر جمله میکنند. «مسند عقاب» نیز با فرو رفتن در قلب اندیشه و نظرورزی، روایتی پیشرونده، مستمر و دقیق میآفریند؛ روایتی در قالب نامههایی که با همهی سنگینی اندیشهاش، از چنان شور و شادمانی سرشار است که خواننده میتواند آن را تا واپسین واژه تاب بیاورد.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانداستان تاریخیداستان خارجیرمان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب مسند عقاب اثر کارلوس فوئنتس، ترجمه مهدی سرائی، انتشارات افق
