کتاب جزیره اثر دیوید آلموند، ترجمه شیرین ملک فاضلی، انتشارات هوپا

کتاب جزیره اثر دیوید آلموند، ترجمه شیرین ملک فاضلی، انتشارات هوپا
ناشر : هوپا

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «جزیره» نوشتهی دیوید آلموند با تصویرگری دلنشین دیوید لیچفیلد، داستانی کوتاه، شاعرانه و ژرف است که در فضای بادخیز و افسونآمیز جزیرهی لیندیسفارن شکل میگیرد؛ جزیرهای واقعی در شمال انگلستان که مه، جزر و مد و افسانههای کهن، مرز میان واقعیت و خیال را در آن از میان برداشتهاند. این داستان، سفری آرام در دل سکوت، طبیعت و خاطره است؛ جایی که لوئیز، نوجوانی دگرگونشده از مرگ مادرش، هر سال همراه پدر خود به این جزیره بازمیگردد تا پیوندی ناپیدا اما ماندگار را زنده نگه دارد. سکوت سرد پدر، عبوسبودنش و خود جزیره – همه نشانی از گذشتهای پنهان در دل دارند.
در سفر امسال، لوئیز با پسری غریبه روبهرو میشود: حسن، پناهندهای سوری، آکروباتی آرام و خونسرد با نگاهی عمیق، که گویی جزیره او را فراخوانده است، نه آنکه او بهسوی آن آمده باشد. حضور حسن، چون نوری باریک در دل تیرگی، روزمرگیِ بستهی پدر و دختر را میشکند. او همانقدر بیریشه است که پیوندیافته، همانقدر رازآلود که ملموس. رابطهی میان او و لوئیز بهتدریج شکل میگیرد؛ آرام، صمیمی و بر پایهی سکوتها و نگاههایی که در بادهای جزیره میپیچند.
آلموند با نثری شاعرانه و لطیف، در «جزیره» مسائلی چون مهاجرت، تعلق و هویت را بیهیاهو و بیشعار روایت میکند. او طبیعت را همچون آینهای از درون شخصیتها مینگارد؛ جزیره موجودی زنده است که احساس دارد، نفس میکشد، خشم میگیرد و آرامش میبخشد. درختان خم میشوند، افق در مه گم میشود و صخرهها نجواهایی دارند که از زبان آدمی برنمیآید.
حسن، در نقش «دیگری»، بازتاب بیخانمانی و در عین حال پیوند با خاک است؛ ریشههایی دارد پنهان، که همین ناپیدایی، پدر لوئیز و پسران محلی را دچار سوءظن میسازد. اما لوئیز در او چیزی را مییابد که از دست داده بود: زبانی برای اندوه، راهی برای پیوند، و شاید امکانی برای رهایی. بوسهی آن دو بر بلندی جزیره، در شبی پرستاره، لحظهایست از تلاقی افسون و شهود؛ جایی که نوجوانی، هستی، هویت و طبیعت در توازنی نادر به هم میرسند.
تصاویر سیاهوسفید و مهآلود دیوید لیچفیلد، با کیفیتی لرزان و خیالگونه، نهتنها تزئینی نیستند بلکه لایهای تازه از معنا به داستان میافزایند؛ آنها حسی از فضا، زمان و روح جزیره را به خواننده منتقل میکنند. در این تصاویر، جزیره دیگر تنها مکان نیست، بلکه بازتابی از درون آدمیست؛ جایی برای سوگ، دگرگونی و روشنایی.
در پایان، «جزیره» اثری کوتاه اما پربار است؛ داستانی از فقدان، بلوغ و شجاعتِ شنیدن صدای «دیگری». این کتاب همچون شعری پنهان در باد، آرام آغاز میشود اما در اعماق ذهن و دل خواننده طنین میافکند. برای هرکس که در جستوجوی داستانی از طبیعت، همدلی و یافتن خویشتن است، «جزیره» یادآور سکوتی پرمعنا و درخشان است؛ سکوتی که نشان میدهد مکانها میتوانند ما را دگرگون کنند، همانگونه که اگر گوش بسپاریم، ما نیز توان شنیدنشان را خواهیم داشت.
کتاب «جزیره» نوشتهی دیوید آلموند با تصویرگری دلنشین دیوید لیچفیلد، داستانی کوتاه، شاعرانه و ژرف است که در فضای بادخیز و افسونآمیز جزیرهی لیندیسفارن شکل میگیرد؛ جزیرهای واقعی در شمال انگلستان که مه، جزر و مد و افسانههای کهن، مرز میان واقعیت و خیال را در آن از میان برداشتهاند. این داستان، سفری آرام در دل سکوت، طبیعت و خاطره است؛ جایی که لوئیز، نوجوانی دگرگونشده از مرگ مادرش، هر سال همراه پدر خود به این جزیره بازمیگردد تا پیوندی ناپیدا اما ماندگار را زنده نگه دارد. سکوت سرد پدر، عبوسبودنش و خود جزیره – همه نشانی از گذشتهای پنهان در دل دارند.
در سفر امسال، لوئیز با پسری غریبه روبهرو میشود: حسن، پناهندهای سوری، آکروباتی آرام و خونسرد با نگاهی عمیق، که گویی جزیره او را فراخوانده است، نه آنکه او بهسوی آن آمده باشد. حضور حسن، چون نوری باریک در دل تیرگی، روزمرگیِ بستهی پدر و دختر را میشکند. او همانقدر بیریشه است که پیوندیافته، همانقدر رازآلود که ملموس. رابطهی میان او و لوئیز بهتدریج شکل میگیرد؛ آرام، صمیمی و بر پایهی سکوتها و نگاههایی که در بادهای جزیره میپیچند.
آلموند با نثری شاعرانه و لطیف، در «جزیره» مسائلی چون مهاجرت، تعلق و هویت را بیهیاهو و بیشعار روایت میکند. او طبیعت را همچون آینهای از درون شخصیتها مینگارد؛ جزیره موجودی زنده است که احساس دارد، نفس میکشد، خشم میگیرد و آرامش میبخشد. درختان خم میشوند، افق در مه گم میشود و صخرهها نجواهایی دارند که از زبان آدمی برنمیآید.
حسن، در نقش «دیگری»، بازتاب بیخانمانی و در عین حال پیوند با خاک است؛ ریشههایی دارد پنهان، که همین ناپیدایی، پدر لوئیز و پسران محلی را دچار سوءظن میسازد. اما لوئیز در او چیزی را مییابد که از دست داده بود: زبانی برای اندوه، راهی برای پیوند، و شاید امکانی برای رهایی. بوسهی آن دو بر بلندی جزیره، در شبی پرستاره، لحظهایست از تلاقی افسون و شهود؛ جایی که نوجوانی، هستی، هویت و طبیعت در توازنی نادر به هم میرسند.
تصاویر سیاهوسفید و مهآلود دیوید لیچفیلد، با کیفیتی لرزان و خیالگونه، نهتنها تزئینی نیستند بلکه لایهای تازه از معنا به داستان میافزایند؛ آنها حسی از فضا، زمان و روح جزیره را به خواننده منتقل میکنند. در این تصاویر، جزیره دیگر تنها مکان نیست، بلکه بازتابی از درون آدمیست؛ جایی برای سوگ، دگرگونی و روشنایی.
در پایان، «جزیره» اثری کوتاه اما پربار است؛ داستانی از فقدان، بلوغ و شجاعتِ شنیدن صدای «دیگری». این کتاب همچون شعری پنهان در باد، آرام آغاز میشود اما در اعماق ذهن و دل خواننده طنین میافکند. برای هرکس که در جستوجوی داستانی از طبیعت، همدلی و یافتن خویشتن است، «جزیره» یادآور سکوتی پرمعنا و درخشان است؛ سکوتی که نشان میدهد مکانها میتوانند ما را دگرگون کنند، همانگونه که اگر گوش بسپاریم، ما نیز توان شنیدنشان را خواهیم داشت.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب جزیره اثر دیوید آلموند، ترجمه شیرین ملک فاضلی، انتشارات هوپا