کتاب شیشه شکسته اثر آرتور میلر، ترجمه محمدرضا طیبی، انتشارات قطره

کتاب شیشه شکسته اثر آرتور میلر، ترجمه محمدرضا طیبی، انتشارات قطره
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
نمایشنامهی «شیشهی شکسته»، از آثار متأخر آرتور میلر، نخستینبار در سال ۱۹۹۴ منتشر و در برادوی اجرا شد. این اثر در ژانر درام روانشناختی ـ تاریخی جای میگیرد و رویدادهای آن در بروکلینِ نیویورک، در نوامبر سال ۱۹۳۸، درست پس از واقعهی کریستالناخت یا شب شیشههای شکسته در آلمان نازی رخ میدهد. میلر در این نمایشنامه بحرانهای شخصی و جمعی را در هم میآمیزد تا نشان دهد چگونه حوادث تاریخی و ترسهای اجتماعی در لایههای درونی روان انسان نفوذ کرده و به شکل بیماری، سکوت یا فروپاشی روانی نمودار میشوند.
داستان بر زندگی زوجی یهودی، فیلیپ و سیلویا گلبرگ، تمرکز دارد. سیلویا ناگهان از ناحیهی کمر به پایین فلج میشود، در حالیکه هیچ دلیل جسمی برای این فلجشدگی پیدا نمیشود. او سخت تحت تأثیر اخبار و تصاویر خشونتبارِ شب کریستالناخت قرار دارد، بهویژه تصویری از پیرمردی یهودی که مجبور شده بود پیادهرو را با مسواک تمیز کند. این فلج، ظاهری روانتنی دارد و نشانهای است از تروما، اضطراب و بحران هویت.
فیلیپ، همسر سیلویا، مردی است که از یهودیت خود فاصله گرفته است. او کارمند بانکی است، دلمشغول جایگاه طبقاتی و وجههی اجتماعی و بیتفاوت نسبت به رنج همکیشانش. برای درمان همسرش به سراغ دکتر هری هایمن میرود و این پزشک کمکم درمییابد که بیماری سیلویا تنها حاصل وقایع بیرونی نیست، بلکه ریشه در سردی، انکار و ناهماهنگی در زندگی زناشویی او دارد.
میلر در طول نمایشنامه با دقتی روانکاوانه نشان میدهد که چطور ترسهای جمعی و احساس گناه اجتماعی در جسم و روان فرد رسوب میکنند. فلج سیلویا در حقیقت استعارهای است از فلج اخلاقی جامعهای که در برابر ظلم و نفرت خاموش مانده است. همانگونه که شیشهها در شب کریستالناخت میشکنند، شیشهی اعتماد، ایمان و هویت درون شخصیتها نیز ترک برمیدارد.
فیلیپ از رویارویی با یهودیبودن و آسیبپذیری خود میگریزد و ترجیح میدهد در طبقهی متوسط آمریکایی حل شود تا ناچار به همدردی با قوم خود نباشد. این انکارِ ریشهها سبب فروپاشی رابطهاش با سیلویا میشود. در نقطهی اوج نمایش، در پی جدالی عاطفی، فیلیپ دچار حملهی قلبی میگردد و پس از این بحران، فلج سیلویا بهبود مییابد؛ گویی تنها با شکستن دیوار انکار و مواجهه با حقیقت میتوان از بند فلج رهایی یافت.
در «شیشهی شکسته»، میلر مضامینی همچون تروما، انکار، گناه، هویت، جذب فرهنگی و مسئولیت اخلاقی را در هم میتند و نشان میدهد چگونه وقایع بزرگ تاریخی، حتی از هزاران کیلومتر دورتر، بر ناخودآگاه انسانهای ظاهراً امن تأثیر میگذارند. سیلویا با درد و ناتوانی خود بازتابی از جهان بیرحم بیرونی میشود و ازدواج او با فیلیپ، آینهای است از کشمکش میان خودشناسی و گریز از ریشهها.
از نظر نمادپردازی، این نمایشنامه از ژرفترین آثار میلر است. «شیشهی شکسته» نماد شکنندگی حقیقت و از میان رفتن شفافیتی است که زمانی وجود داشت. در بُعد سبکی، میلر با زبانی ساده و گفتوگومحور، به ژرفای روان انسان نفوذ میکند و تنش درونی را جایگزین کنش بیرونی میسازد. بااینهمه، برخی منتقدان بار روانشناختی اثر را سنگین و تمثیل فلج را تاحدی تصنعی دانستهاند.
در نهایت، «شیشهی شکسته» نهتنها داستانی دربارهی بیماری روانتنی یا ازدواجی بحرانزده است، بلکه تأملی ژرف دربارهی اخلاق، هویت و بیداری وجدان به شمار میآید. میلر نمایش خود را با پرسشهایی بنیادین پایان میدهد: تا کجا میتوان به انکار ادامه داد؟ چگونه سکوت فردی میتواند به همدستی جمعی بدل شود؟ و آیا پس از شکستن شیشه، هنوز امیدی برای ترمیم باقی میماند؟ این اثر با تلفیق تروما و مسئولیت اخلاقی، از ماندگارترین و عمیقترین تأملات آرتور میلر دربارهی وضعیت انسان مدرن محسوب میشود.
نمایشنامهی «شیشهی شکسته»، از آثار متأخر آرتور میلر، نخستینبار در سال ۱۹۹۴ منتشر و در برادوی اجرا شد. این اثر در ژانر درام روانشناختی ـ تاریخی جای میگیرد و رویدادهای آن در بروکلینِ نیویورک، در نوامبر سال ۱۹۳۸، درست پس از واقعهی کریستالناخت یا شب شیشههای شکسته در آلمان نازی رخ میدهد. میلر در این نمایشنامه بحرانهای شخصی و جمعی را در هم میآمیزد تا نشان دهد چگونه حوادث تاریخی و ترسهای اجتماعی در لایههای درونی روان انسان نفوذ کرده و به شکل بیماری، سکوت یا فروپاشی روانی نمودار میشوند.
داستان بر زندگی زوجی یهودی، فیلیپ و سیلویا گلبرگ، تمرکز دارد. سیلویا ناگهان از ناحیهی کمر به پایین فلج میشود، در حالیکه هیچ دلیل جسمی برای این فلجشدگی پیدا نمیشود. او سخت تحت تأثیر اخبار و تصاویر خشونتبارِ شب کریستالناخت قرار دارد، بهویژه تصویری از پیرمردی یهودی که مجبور شده بود پیادهرو را با مسواک تمیز کند. این فلج، ظاهری روانتنی دارد و نشانهای است از تروما، اضطراب و بحران هویت.
فیلیپ، همسر سیلویا، مردی است که از یهودیت خود فاصله گرفته است. او کارمند بانکی است، دلمشغول جایگاه طبقاتی و وجههی اجتماعی و بیتفاوت نسبت به رنج همکیشانش. برای درمان همسرش به سراغ دکتر هری هایمن میرود و این پزشک کمکم درمییابد که بیماری سیلویا تنها حاصل وقایع بیرونی نیست، بلکه ریشه در سردی، انکار و ناهماهنگی در زندگی زناشویی او دارد.
میلر در طول نمایشنامه با دقتی روانکاوانه نشان میدهد که چطور ترسهای جمعی و احساس گناه اجتماعی در جسم و روان فرد رسوب میکنند. فلج سیلویا در حقیقت استعارهای است از فلج اخلاقی جامعهای که در برابر ظلم و نفرت خاموش مانده است. همانگونه که شیشهها در شب کریستالناخت میشکنند، شیشهی اعتماد، ایمان و هویت درون شخصیتها نیز ترک برمیدارد.
فیلیپ از رویارویی با یهودیبودن و آسیبپذیری خود میگریزد و ترجیح میدهد در طبقهی متوسط آمریکایی حل شود تا ناچار به همدردی با قوم خود نباشد. این انکارِ ریشهها سبب فروپاشی رابطهاش با سیلویا میشود. در نقطهی اوج نمایش، در پی جدالی عاطفی، فیلیپ دچار حملهی قلبی میگردد و پس از این بحران، فلج سیلویا بهبود مییابد؛ گویی تنها با شکستن دیوار انکار و مواجهه با حقیقت میتوان از بند فلج رهایی یافت.
در «شیشهی شکسته»، میلر مضامینی همچون تروما، انکار، گناه، هویت، جذب فرهنگی و مسئولیت اخلاقی را در هم میتند و نشان میدهد چگونه وقایع بزرگ تاریخی، حتی از هزاران کیلومتر دورتر، بر ناخودآگاه انسانهای ظاهراً امن تأثیر میگذارند. سیلویا با درد و ناتوانی خود بازتابی از جهان بیرحم بیرونی میشود و ازدواج او با فیلیپ، آینهای است از کشمکش میان خودشناسی و گریز از ریشهها.
از نظر نمادپردازی، این نمایشنامه از ژرفترین آثار میلر است. «شیشهی شکسته» نماد شکنندگی حقیقت و از میان رفتن شفافیتی است که زمانی وجود داشت. در بُعد سبکی، میلر با زبانی ساده و گفتوگومحور، به ژرفای روان انسان نفوذ میکند و تنش درونی را جایگزین کنش بیرونی میسازد. بااینهمه، برخی منتقدان بار روانشناختی اثر را سنگین و تمثیل فلج را تاحدی تصنعی دانستهاند.
در نهایت، «شیشهی شکسته» نهتنها داستانی دربارهی بیماری روانتنی یا ازدواجی بحرانزده است، بلکه تأملی ژرف دربارهی اخلاق، هویت و بیداری وجدان به شمار میآید. میلر نمایش خود را با پرسشهایی بنیادین پایان میدهد: تا کجا میتوان به انکار ادامه داد؟ چگونه سکوت فردی میتواند به همدستی جمعی بدل شود؟ و آیا پس از شکستن شیشه، هنوز امیدی برای ترمیم باقی میماند؟ این اثر با تلفیق تروما و مسئولیت اخلاقی، از ماندگارترین و عمیقترین تأملات آرتور میلر دربارهی وضعیت انسان مدرن محسوب میشود.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب شیشه شکسته اثر آرتور میلر، ترجمه محمدرضا طیبی، انتشارات قطره
