کتاب تاراج بزرگ اثر محمدقلی مجد، انتشارات مطالعات سیاسی
آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران (1941 - 1925 م)

کتاب تاراج بزرگ اثر محمدقلی مجد، انتشارات مطالعات سیاسی
آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران (1941 - 1925 م)
ناشر : مطالعات سیاسی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
مطالعات شرقشناسی و تاراج میراث فرهنگی ایران
مطالعات شرقشناسی در سال ۱۳۱۲ میلادی، همزمان با شکلگیری کرسی تدریس زبانهای شرقی در دانشگاههای اروپایی آغاز شد. این جریان همسو با رونق سفرنامهنویسی پس از عصر اکتشافات ادامه یافت و از ربع پایانی قرن هجدهم بر پایهی گفتمان مدرنیته بهصورت یک رشته علمی مستقل درآمد. در این گفتمان، دانش و قدرت در پیوندی تنگاتنگ معنا مییافتند؛ از همینرو قدرتهای امپریالیستی به تدریج دانش بهدستآمده از شرقشناسی را ابزاری برای نفوذ، سلطه و غارت منابع طبیعی و فرهنگی سرزمینهای تحت استعمار کردند.
محمدقلی مجد، استاد بازنشسته دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب خود با استناد به اسناد وزارت امور خارجه ایالات متحده نشان میدهد که روابط فرهنگی و علمی ایران و آمریکا در فاصله سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی (۱۹۲۵-۱۹۴۱ میلادی) ذیل مفهومی موسوم به «گفتمان تاراج» تعریف میشده است. به بیان او، پیوند دانش شرقشناسی با قدرت امپریالیسم، به نفوذ این گفتمان در اندیشه و رفتار شرقشناسان انجامید و زمینهساز بهرهگیری هدفمند آنان از روابط علمی و فرهنگی برای دستاندازی بر میراث تمدنی ملتهای شرقی شد.
شرقشناسان و مؤسسات تحقیقاتی آمریکایی در این دوره، به نام پژوهش و کاوش علمی، اقدام به غارت آثار باستانی و گنجینههای هنری ایران کردند؛ رفتاری که عملاً مشابه عملکرد سیاستمداران، مأموران وزارت خارجه و حتی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ایران بود. این روند به تعبیر نویسنده، «تاراج بزرگ» را رقم زد؛ فصلی تلخ و فراموششده از تاریخ ایران در دوره رضاشاه که سالها در سایهی سیاستهای روز پنهان ماند.
این کتاب با بهرهگیری از اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا پرده از واقعیتی تکاندهنده برمیدارد؛ واقعیت تاراج سازمانیافته میراث باستانی ایران بهدست آمریکاییان و عوامل داخلیشان. بسیاری از ایرانیان حتی پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ، شاید ندانند چگونه انبوهی شگفتانگیز از آثار ارزشمند ایران به موزههای بزرگ جهان همچون متروپولیتن، بوستون و شیکاگو راه یافته است. همچنین کمتر کسی میداند بیش از ۳۰ هزار لوح گِلی نفیس به بهانه رمزگشایی و در قالب «امانت» به دانشگاه شیکاگو انتقال یافت و هیچگاه به ایران بازنگشت.
این روایت نشان میدهد که «گفتمان تاراج» نهتنها بخشی از سیاستهای استعماری غرب بود، بلکه در تاریخ معاصر ایران زخم عمیقی بر جای گذاشت که بازخوانی آن برای شناخت ابعاد پنهان شرقشناسی و رابطه آن با قدرتهای استعماری ضروری است.
مطالعات شرقشناسی و تاراج میراث فرهنگی ایران
مطالعات شرقشناسی در سال ۱۳۱۲ میلادی، همزمان با شکلگیری کرسی تدریس زبانهای شرقی در دانشگاههای اروپایی آغاز شد. این جریان همسو با رونق سفرنامهنویسی پس از عصر اکتشافات ادامه یافت و از ربع پایانی قرن هجدهم بر پایهی گفتمان مدرنیته بهصورت یک رشته علمی مستقل درآمد. در این گفتمان، دانش و قدرت در پیوندی تنگاتنگ معنا مییافتند؛ از همینرو قدرتهای امپریالیستی به تدریج دانش بهدستآمده از شرقشناسی را ابزاری برای نفوذ، سلطه و غارت منابع طبیعی و فرهنگی سرزمینهای تحت استعمار کردند.
محمدقلی مجد، استاد بازنشسته دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب خود با استناد به اسناد وزارت امور خارجه ایالات متحده نشان میدهد که روابط فرهنگی و علمی ایران و آمریکا در فاصله سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی (۱۹۲۵-۱۹۴۱ میلادی) ذیل مفهومی موسوم به «گفتمان تاراج» تعریف میشده است. به بیان او، پیوند دانش شرقشناسی با قدرت امپریالیسم، به نفوذ این گفتمان در اندیشه و رفتار شرقشناسان انجامید و زمینهساز بهرهگیری هدفمند آنان از روابط علمی و فرهنگی برای دستاندازی بر میراث تمدنی ملتهای شرقی شد.
شرقشناسان و مؤسسات تحقیقاتی آمریکایی در این دوره، به نام پژوهش و کاوش علمی، اقدام به غارت آثار باستانی و گنجینههای هنری ایران کردند؛ رفتاری که عملاً مشابه عملکرد سیاستمداران، مأموران وزارت خارجه و حتی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ایران بود. این روند به تعبیر نویسنده، «تاراج بزرگ» را رقم زد؛ فصلی تلخ و فراموششده از تاریخ ایران در دوره رضاشاه که سالها در سایهی سیاستهای روز پنهان ماند.
این کتاب با بهرهگیری از اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا پرده از واقعیتی تکاندهنده برمیدارد؛ واقعیت تاراج سازمانیافته میراث باستانی ایران بهدست آمریکاییان و عوامل داخلیشان. بسیاری از ایرانیان حتی پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ، شاید ندانند چگونه انبوهی شگفتانگیز از آثار ارزشمند ایران به موزههای بزرگ جهان همچون متروپولیتن، بوستون و شیکاگو راه یافته است. همچنین کمتر کسی میداند بیش از ۳۰ هزار لوح گِلی نفیس به بهانه رمزگشایی و در قالب «امانت» به دانشگاه شیکاگو انتقال یافت و هیچگاه به ایران بازنگشت.
این روایت نشان میدهد که «گفتمان تاراج» نهتنها بخشی از سیاستهای استعماری غرب بود، بلکه در تاریخ معاصر ایران زخم عمیقی بر جای گذاشت که بازخوانی آن برای شناخت ابعاد پنهان شرقشناسی و رابطه آن با قدرتهای استعماری ضروری است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب تاراج بزرگ اثر محمدقلی مجد، انتشارات مطالعات سیاسی
آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران (1941 - 1925 م)
