کتاب The Light We Carry اثر میشل اوباما، انتشارات معیار علم

کتاب The Light We Carry اثر میشل اوباما، انتشارات معیار علم
ناشر : معیار علم

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
میشل اوباما در کتاب خاطرات زندگیاش با عنوان «شدن» (Become) داستانی را روایت میکند از زمانی که خانوادهاش با دوستان آمریکایی-آفریقاییتباری دیدار کردند که تازه به منطقهای عمدتاً سفیدپوست در حومه شهر نقل مکان کرده بودند. در پایان آن دیدار، پدر اوباما دریافت که کسی خطی بلند روی درِ خودروِ بیوک او کشیده است. این آسیب با کلید یا سنگ ایجاد شده بود و بههیچوجه تصادفی به نظر نمیرسید. واکنش پدرش به این اقدام آشکارا نژادپرستانه چگونه بود؟ مانند همیشه، او تصمیم گرفت به زندگی عادی خود ادامه دهد؛ مردی مقاوم که میتوانست هر چالشی را که زندگی پیش رویش میگذارد، بپذیرد و راهی برای ادامه مسیر بیابد.
پس از موفقیت چشمگیر «شدن» و تبدیل شدن آن به یکی از پرفروشترین کتابهای جهان، میشل اوباما به فکر نوشتن اثری جدید افتاد تا درباره آنچه برای عبور از دوران پرآشوب زندگی به آن نیاز داریم، تأمل کند. نتیجه این اندیشه، کتاب دوم او با عنوان «نوری که ما حمل میکنیم» (The Light We Carry) بود؛ اثری کاربردی و الهامبخش که به خوانندگان کمک میکند کمی بیشتر شبیه پدرش و البته خود او باشند: افرادی مقاوم در برابر ناملایمات، چه تبعیض و نژادپرستی باشد، چه بیماری همهگیر، اضطراب از آینده، یا حتی به گفته خود اوباما، تصور بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید.
به گفته میشل اوباما، هر فصل از کتاب «نوری که ما حمل میکنیم» ابزاری است برای یادگیری همبستگی و ایستادگی در کنار یکدیگر. اوباما نوشتههایش را با زبانی صادقانه و بیتکلف بیان میکند؛ دستوری و پیچیده نیست، بلکه پر از روایتهای واقعی از تجربههای شخصیاش است. به عنوان نمونه، در فصلی بهنام «قدرت چیزهای کوچک»، توضیح میدهد که هنگامیکه دشواریهای جهان بیش از حد سنگین به نظر میرسند، پیروزیهای کوچک روزمره میتوانند ما را از دل بحران عبور دهند.
کتاب «نوری که ما حمل میکنیم» شامل ده راهکار عملی و مؤثر از این دست است؛ راهکارهایی مانند رها کردن نخستین فکر منفی روز، تمرکز بر افکار لطیفتر و مثبتتر، و به رسمیت شناختن همه انسانها فارغ از نژاد، سلیقه یا تفاوتهای فرهنگی. این توصیههای سرشار از امید و خوشبینی، قدرت خود را از صداقت اوباما در بیان ترسها، شکستها و ضعفهای انسانیاش میگیرند و به همین دلیل اثری صمیمی و خواندنی پدید آوردهاند.
او در بخش دیگری از کتاب، خاطرهای را از دوران تحصیلش در دانشگاه پرینستون در دهه ۱۳۶۰ (۱۹۸۰ میلادی) بیان میکند. اوباما میگوید به عنوان یکی از معدود دانشجویان آفریقایی-آمریکایی در آن محیط، اغلب احساس بیگانگی و نابخردی میکرد. در سالن غذاخوری نمیتوانست تمرکز کند و مدام تصور میکرد دیگران درباره او چه فکری دارند؛ افکاری همچون «دختر سیاهپوست دنبال صندلی میگردد». خودش اعتراف میکند: «اگر اجازه دهید، این نوع اضطراب میتواند شما را از درون آزار دهد.»
اوباما با همان صداقت همیشگی میگوید که چگونه پدربزرگش، دندی، در طول زندگیاش اسیر نژادپرستی ساختاری شد و تقریباً هرگز محله خود را ترک نکرد، زیرا ترس از تبعیض در او ریشه دوانده بود. او در توضیح دیدگاهش میگوید: «زخمهای ما تبدیل به ترسهای ما میشوند و ترسهایمان محدودیتهای ما را میسازند.» با این حال، تأکید میکند که شکستن این چرخه آسان نیست، بهویژه اگر قربانی تبعیض باشید. راهکاری که او توصیه میکند، تمرکز بر چیزهای کوچک و ساده است؛ چیزهایی که میتوانند به ابزارهایی برای دیدن و درک خود ما تبدیل شوند.
کتاب «نوری که ما حمل میکنیم» همانطور که از عنوانش پیداست، نهتنها دعوتی به امید و تابآوری است، بلکه راهنمایی عملی برای ساختن نوری درونی است که بتوان با آن از تاریکیهای روزگار عبور کرد.
میشل اوباما در کتاب خاطرات زندگیاش با عنوان «شدن» (Become) داستانی را روایت میکند از زمانی که خانوادهاش با دوستان آمریکایی-آفریقاییتباری دیدار کردند که تازه به منطقهای عمدتاً سفیدپوست در حومه شهر نقل مکان کرده بودند. در پایان آن دیدار، پدر اوباما دریافت که کسی خطی بلند روی درِ خودروِ بیوک او کشیده است. این آسیب با کلید یا سنگ ایجاد شده بود و بههیچوجه تصادفی به نظر نمیرسید. واکنش پدرش به این اقدام آشکارا نژادپرستانه چگونه بود؟ مانند همیشه، او تصمیم گرفت به زندگی عادی خود ادامه دهد؛ مردی مقاوم که میتوانست هر چالشی را که زندگی پیش رویش میگذارد، بپذیرد و راهی برای ادامه مسیر بیابد.
پس از موفقیت چشمگیر «شدن» و تبدیل شدن آن به یکی از پرفروشترین کتابهای جهان، میشل اوباما به فکر نوشتن اثری جدید افتاد تا درباره آنچه برای عبور از دوران پرآشوب زندگی به آن نیاز داریم، تأمل کند. نتیجه این اندیشه، کتاب دوم او با عنوان «نوری که ما حمل میکنیم» (The Light We Carry) بود؛ اثری کاربردی و الهامبخش که به خوانندگان کمک میکند کمی بیشتر شبیه پدرش و البته خود او باشند: افرادی مقاوم در برابر ناملایمات، چه تبعیض و نژادپرستی باشد، چه بیماری همهگیر، اضطراب از آینده، یا حتی به گفته خود اوباما، تصور بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید.
به گفته میشل اوباما، هر فصل از کتاب «نوری که ما حمل میکنیم» ابزاری است برای یادگیری همبستگی و ایستادگی در کنار یکدیگر. اوباما نوشتههایش را با زبانی صادقانه و بیتکلف بیان میکند؛ دستوری و پیچیده نیست، بلکه پر از روایتهای واقعی از تجربههای شخصیاش است. به عنوان نمونه، در فصلی بهنام «قدرت چیزهای کوچک»، توضیح میدهد که هنگامیکه دشواریهای جهان بیش از حد سنگین به نظر میرسند، پیروزیهای کوچک روزمره میتوانند ما را از دل بحران عبور دهند.
کتاب «نوری که ما حمل میکنیم» شامل ده راهکار عملی و مؤثر از این دست است؛ راهکارهایی مانند رها کردن نخستین فکر منفی روز، تمرکز بر افکار لطیفتر و مثبتتر، و به رسمیت شناختن همه انسانها فارغ از نژاد، سلیقه یا تفاوتهای فرهنگی. این توصیههای سرشار از امید و خوشبینی، قدرت خود را از صداقت اوباما در بیان ترسها، شکستها و ضعفهای انسانیاش میگیرند و به همین دلیل اثری صمیمی و خواندنی پدید آوردهاند.
او در بخش دیگری از کتاب، خاطرهای را از دوران تحصیلش در دانشگاه پرینستون در دهه ۱۳۶۰ (۱۹۸۰ میلادی) بیان میکند. اوباما میگوید به عنوان یکی از معدود دانشجویان آفریقایی-آمریکایی در آن محیط، اغلب احساس بیگانگی و نابخردی میکرد. در سالن غذاخوری نمیتوانست تمرکز کند و مدام تصور میکرد دیگران درباره او چه فکری دارند؛ افکاری همچون «دختر سیاهپوست دنبال صندلی میگردد». خودش اعتراف میکند: «اگر اجازه دهید، این نوع اضطراب میتواند شما را از درون آزار دهد.»
اوباما با همان صداقت همیشگی میگوید که چگونه پدربزرگش، دندی، در طول زندگیاش اسیر نژادپرستی ساختاری شد و تقریباً هرگز محله خود را ترک نکرد، زیرا ترس از تبعیض در او ریشه دوانده بود. او در توضیح دیدگاهش میگوید: «زخمهای ما تبدیل به ترسهای ما میشوند و ترسهایمان محدودیتهای ما را میسازند.» با این حال، تأکید میکند که شکستن این چرخه آسان نیست، بهویژه اگر قربانی تبعیض باشید. راهکاری که او توصیه میکند، تمرکز بر چیزهای کوچک و ساده است؛ چیزهایی که میتوانند به ابزارهایی برای دیدن و درک خود ما تبدیل شوند.
کتاب «نوری که ما حمل میکنیم» همانطور که از عنوانش پیداست، نهتنها دعوتی به امید و تابآوری است، بلکه راهنمایی عملی برای ساختن نوری درونی است که بتوان با آن از تاریکیهای روزگار عبور کرد.
دستههای مرتبط
کتابزبان خارجیانگلیسیزندگینامه و خاطراتخاطراتزندگینامهزبان خارجیانگلیسیزندگینامه و خاطراتخاطراتزندگینامهانگلیسیخاطراتزندگینامه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب The Light We Carry اثر میشل اوباما، انتشارات معیار علم
