کتاب آی قصه قصه قصه اثر زهره پریرخ، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

کتاب آی قصه قصه قصه اثر زهره پریرخ، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «آی قصه، قصه، قصه ۴» شامل ۹ قصه کوتاه از سرزمین ایران و دیگر کشورهاست؛ قصههایی شنیدنی که از «یکی بود، یکی نبود» آغاز میشوند و از «روزی، روزگاری» میگویند. آیا تابهحال مورچهای اشکریزان دیدهاید یا گنجشکی دمریزان؟ درختی برگریزان چطور؟ و حتی کلاغی پرریزان؟ ای داد و بیداد! مگر نمیدانید خاله پیرزن مهربان هنگام پختن نان داخل تنور افتاده است؟
نخستین بار، مورچهی اشکریزان این خبر را به گوش دیگران رساند. او با شتاب راه میرفت و فریاد میزد: «خاله به تنور، خاله به تنور!» گنجشککی که از آن حوالی میگذشت، با شگفتی پرسید: «مورچهی اشکریزان، چرا اشکریزان؟» و اینگونه بود که خبر دهانبهدهان چرخید تا به گوش همهی اهالی آبادی رسید. حالا همه غصهدار بودند، اما آیا واقعاً خاله پیرزن به تنور افتاده بود؟
راستی، شنیدهاید قصهی شلغمی را که در دل خاک جا خوش کرده بود و پیرمرد هرچه تلاش میکرد نمیتوانست او را بیرون بکشد؟ پیرمرد برگهای سبز و بزرگ شلغَم را در دستانش میگرفت و میخواند: «آی شلغمک، ای شیرینک، بیا بیرون، از دل خاک بیرون بیا! با یک تکان، با دو تکان، با سه تکان…» اما شلغم سرِ جایش مانده بود. حالا پیرمرد چه باید میکرد؟ زانوی غم بغل میگرفت یا از کسی کمک میخواست؟
قصهگویی سنتی دیرپا و ارزشمند است که باید همانگونه که نسلهای پیشین آن را زنده نگه داشتهاند، ما نیز آن را حفظ کرده و به نسلهای آینده بسپاریم. به همین دلیل، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مجموعهی ارزشمند «آی قصه، قصه، قصه» را در هفت جلد منتشر کرده است؛ مجموعهای از قصههای دلانگیز و ماندگار که هم کودکان دههی ۶۰ و هم کودکان امروز با آن خاطره دارند و از شنیدنشان لذت میبرند.
کتاب «آی قصه، قصه، قصه ۴» شامل ۹ قصه کوتاه از سرزمین ایران و دیگر کشورهاست؛ قصههایی شنیدنی که از «یکی بود، یکی نبود» آغاز میشوند و از «روزی، روزگاری» میگویند. آیا تابهحال مورچهای اشکریزان دیدهاید یا گنجشکی دمریزان؟ درختی برگریزان چطور؟ و حتی کلاغی پرریزان؟ ای داد و بیداد! مگر نمیدانید خاله پیرزن مهربان هنگام پختن نان داخل تنور افتاده است؟
نخستین بار، مورچهی اشکریزان این خبر را به گوش دیگران رساند. او با شتاب راه میرفت و فریاد میزد: «خاله به تنور، خاله به تنور!» گنجشککی که از آن حوالی میگذشت، با شگفتی پرسید: «مورچهی اشکریزان، چرا اشکریزان؟» و اینگونه بود که خبر دهانبهدهان چرخید تا به گوش همهی اهالی آبادی رسید. حالا همه غصهدار بودند، اما آیا واقعاً خاله پیرزن به تنور افتاده بود؟
راستی، شنیدهاید قصهی شلغمی را که در دل خاک جا خوش کرده بود و پیرمرد هرچه تلاش میکرد نمیتوانست او را بیرون بکشد؟ پیرمرد برگهای سبز و بزرگ شلغَم را در دستانش میگرفت و میخواند: «آی شلغمک، ای شیرینک، بیا بیرون، از دل خاک بیرون بیا! با یک تکان، با دو تکان، با سه تکان…» اما شلغم سرِ جایش مانده بود. حالا پیرمرد چه باید میکرد؟ زانوی غم بغل میگرفت یا از کسی کمک میخواست؟
قصهگویی سنتی دیرپا و ارزشمند است که باید همانگونه که نسلهای پیشین آن را زنده نگه داشتهاند، ما نیز آن را حفظ کرده و به نسلهای آینده بسپاریم. به همین دلیل، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مجموعهی ارزشمند «آی قصه، قصه، قصه» را در هفت جلد منتشر کرده است؛ مجموعهای از قصههای دلانگیز و ماندگار که هم کودکان دههی ۶۰ و هم کودکان امروز با آن خاطره دارند و از شنیدنشان لذت میبرند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب آی قصه قصه قصه اثر زهره پریرخ، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
