کتاب روز مرگ در داستان هملت اثر برنار-ماری کلتس، ترجمه لیلا ارجمند، انتشارات بیدگل
نمایشنامههای بیدگل؛ اروپایی 3

کتاب روز مرگ در داستان هملت اثر برنار-ماری کلتس، ترجمه لیلا ارجمند، انتشارات بیدگل
نمایشنامههای بیدگل؛ اروپایی 3
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
نمایشنامهی «روز مرگ در داستان هملت» نوشتهی برنار-ماری کلتس، در سال ۱۹۷۴ به رشتهی تحریر درآمد؛ دورهای که نویسنده تازه گام در مسیر دراماتورژی نهاده بود. هرچند این اثر در زمان حیات او منتشر نشد، اما پس از مرگش در سال ۲۰۰۶، انتشارات Les Éditions de Minuit آن را منتشر کرد. از آن زمان به بعد، این نمایشنامه بهعنوان یکی از تجربههای خاص و درخشان در اقتباس از آثار شکسپیر شناخته شد.
کلتس در «روز مرگ در داستان هملت» برداشتی مینیمالیستی، شاعرانه و بهغایت روانشناختی از نمایشنامهی کلاسیک شکسپیر ارائه میدهد؛ اثری که هم ادای دینی صادقانه به منبع اصلی است و هم گسستی تمامعیار از قالب سنتی آن. او ساختار نمایش را تنها به چهار شخصیت محدود کرده است: هملت، گرترود، کلودیوس و اوفلیا. سایر شخصیتها، ماجراهای سیاسی و زمینههای تاریخی از اثر حذف شدهاند تا تمرکز بر درام خانوادگی و روابط درونی شکل گیرد.
در این نسخهی تازه، کانون تراژدی به درون خانه و ذهن انسان کشیده میشود. آنچه در «هملت» شکسپیر مفهومی عمومی و سیاسی داشت، در نمایشنامهی کلتس به درامی خانوادگی و فشرده با تمرکز بر گسستهای عاطفی و اضطرابهای فردی بدل میشود. نویسنده با بهرهگیری از ترجمهی فرانسوی ایو بونفوی از «هملت» و بازچینی و بریدن گزیدههایی از گفتوگوها، متنی تازه میسازد که ساختاری شکسته، تکرارشونده و نمادین دارد. این بازنویسی وسواسگونه چنان به ضرباهنگ روانی و ذهنی شخصیتها وفادار است که زبان در لحظهبهلحظهی اثر به خودِ روان تبدیل میشود.
سبک نگارش کلتس ترکیبی از مینیمالیسم و درونگرایی است. شخصیتها در فضایی بسته و محصور، درگیر نوعی «تنهایی هولناک» میشوند؛ جایی که واژهها از معنا تهی میگردند و روابط انسانی به فروپاشی نزدیک میشود. نمایش در پنج سکانس شکل میگیرد و هر صحنه چون موجی از اضطراب، مخاطب را به لایهای ژرفتر از رنج و خشونت میبرد. مضمون مرکزی اثر نیز در محور فروپاشی خانواده و ناتوانی زبان در بیان رنج و خیانت میچرخد.
کلتس خشونت را نه برخاسته از اجتماع، بلکه برآمده از انزوای عاطفی و شکافهای روانی شخصیتها میداند. مرگ هر چهار شخصیت در پایان، نتیجهی توطئهای سیاسی یا سرنوشتی اسطورهای نیست، بلکه پیامد اجتنابناپذیر درگیریهای درونی است که آنان را از درون میفرساید. او با حذف زمینههای تاریخی، خالصترین نمایش اندوه، بیاعتمادی و شکست شخصی را به تصویر میکشد.
این اثر پس از انتشار با استقبال منتقدان روبهرو شد و نخستینبار در سال ۲۰۰۶ در تئاتر دو مارشه او گرینز فرانسه روی صحنه رفت. سپس اجراهایی در سوئیس، آلمان و بعدها به شکل اپرای معاصر در شهر متز نیز انجام شد. در اجرای اشتوتگارت، کارگردان با تمرکز بر خشونت درونی و ساختار زبانی اثر، ابعاد روانشناختی آن را برجسته کرد. همچنین در نسخهی اپرایی سال ۲۰۱۱ به کارگردانی پیر تیلوی، ترکیب موسیقی الکترونیک و کلاسیک به بازتابی از انزوا و رنج شخصیتها بدل شد.
«روز مرگ در داستان هملت» در میان اقتباسهای شکسپیری جایگاهی ویژه دارد؛ اثری مرزی میان جهان پیچیدهی شکسپیر و زبان شاعرانهی مدرنیسم. این نمایشنامه هم به سنت وفادار است و هم آن را واژگون میکند. برای علاقهمندان به اقتباسهای ساختارشکنانه از متون کلاسیک، درام خانوادگی و تراژدیهای روانشناختی، این اثر تجربهای ناب، ادبی و تأملبرانگیز بهشمار میآید.
نمایشنامهی «روز مرگ در داستان هملت» نوشتهی برنار-ماری کلتس، در سال ۱۹۷۴ به رشتهی تحریر درآمد؛ دورهای که نویسنده تازه گام در مسیر دراماتورژی نهاده بود. هرچند این اثر در زمان حیات او منتشر نشد، اما پس از مرگش در سال ۲۰۰۶، انتشارات Les Éditions de Minuit آن را منتشر کرد. از آن زمان به بعد، این نمایشنامه بهعنوان یکی از تجربههای خاص و درخشان در اقتباس از آثار شکسپیر شناخته شد.
کلتس در «روز مرگ در داستان هملت» برداشتی مینیمالیستی، شاعرانه و بهغایت روانشناختی از نمایشنامهی کلاسیک شکسپیر ارائه میدهد؛ اثری که هم ادای دینی صادقانه به منبع اصلی است و هم گسستی تمامعیار از قالب سنتی آن. او ساختار نمایش را تنها به چهار شخصیت محدود کرده است: هملت، گرترود، کلودیوس و اوفلیا. سایر شخصیتها، ماجراهای سیاسی و زمینههای تاریخی از اثر حذف شدهاند تا تمرکز بر درام خانوادگی و روابط درونی شکل گیرد.
در این نسخهی تازه، کانون تراژدی به درون خانه و ذهن انسان کشیده میشود. آنچه در «هملت» شکسپیر مفهومی عمومی و سیاسی داشت، در نمایشنامهی کلتس به درامی خانوادگی و فشرده با تمرکز بر گسستهای عاطفی و اضطرابهای فردی بدل میشود. نویسنده با بهرهگیری از ترجمهی فرانسوی ایو بونفوی از «هملت» و بازچینی و بریدن گزیدههایی از گفتوگوها، متنی تازه میسازد که ساختاری شکسته، تکرارشونده و نمادین دارد. این بازنویسی وسواسگونه چنان به ضرباهنگ روانی و ذهنی شخصیتها وفادار است که زبان در لحظهبهلحظهی اثر به خودِ روان تبدیل میشود.
سبک نگارش کلتس ترکیبی از مینیمالیسم و درونگرایی است. شخصیتها در فضایی بسته و محصور، درگیر نوعی «تنهایی هولناک» میشوند؛ جایی که واژهها از معنا تهی میگردند و روابط انسانی به فروپاشی نزدیک میشود. نمایش در پنج سکانس شکل میگیرد و هر صحنه چون موجی از اضطراب، مخاطب را به لایهای ژرفتر از رنج و خشونت میبرد. مضمون مرکزی اثر نیز در محور فروپاشی خانواده و ناتوانی زبان در بیان رنج و خیانت میچرخد.
کلتس خشونت را نه برخاسته از اجتماع، بلکه برآمده از انزوای عاطفی و شکافهای روانی شخصیتها میداند. مرگ هر چهار شخصیت در پایان، نتیجهی توطئهای سیاسی یا سرنوشتی اسطورهای نیست، بلکه پیامد اجتنابناپذیر درگیریهای درونی است که آنان را از درون میفرساید. او با حذف زمینههای تاریخی، خالصترین نمایش اندوه، بیاعتمادی و شکست شخصی را به تصویر میکشد.
این اثر پس از انتشار با استقبال منتقدان روبهرو شد و نخستینبار در سال ۲۰۰۶ در تئاتر دو مارشه او گرینز فرانسه روی صحنه رفت. سپس اجراهایی در سوئیس، آلمان و بعدها به شکل اپرای معاصر در شهر متز نیز انجام شد. در اجرای اشتوتگارت، کارگردان با تمرکز بر خشونت درونی و ساختار زبانی اثر، ابعاد روانشناختی آن را برجسته کرد. همچنین در نسخهی اپرایی سال ۲۰۱۱ به کارگردانی پیر تیلوی، ترکیب موسیقی الکترونیک و کلاسیک به بازتابی از انزوا و رنج شخصیتها بدل شد.
«روز مرگ در داستان هملت» در میان اقتباسهای شکسپیری جایگاهی ویژه دارد؛ اثری مرزی میان جهان پیچیدهی شکسپیر و زبان شاعرانهی مدرنیسم. این نمایشنامه هم به سنت وفادار است و هم آن را واژگون میکند. برای علاقهمندان به اقتباسهای ساختارشکنانه از متون کلاسیک، درام خانوادگی و تراژدیهای روانشناختی، این اثر تجربهای ناب، ادبی و تأملبرانگیز بهشمار میآید.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب روز مرگ در داستان هملت اثر برنار-ماری کلتس، ترجمه لیلا ارجمند، انتشارات بیدگل
نمایشنامههای بیدگل؛ اروپایی 3