کتاب شکار مرغابی اثر الکساندر وامپیلوف، ترجمه مریم شفقی، انتشارات هرمس

کتاب شکار مرغابی اثر الکساندر وامپیلوف، ترجمه مریم شفقی، انتشارات هرمس
ناشر : هرمس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
«شکار مرغابی» اثر الکساندر وامپیلوف، نمایشنامهای سه پردهای است که نخستین بار در سال ۱۹۷۰ نوشته شد، اما به دلیل محدودیتهای سانسور تنها در میانه دهه ۱۹۷۰ امکان اجرای عمومی یافت. این نمایش در شمار مهمترین متون نمایشی تئاتر اواخر دوران شوروی قرار میگیرد؛ اثری میان کمدی تلخ و درام فلسفی که جایگاهی برجسته در کارنامه نویسندهای دارد که عمرش کوتاه، اما میراث هنریاش ماندگار و تأثیرگذار بود.
وامپیلوف در سال ۱۹۳۷ در نزدیکی ایرکوتسک زاده شد و در سال ۱۹۷۲ به شکلی تراژیک در دریاچه بایکال جان باخت. او در یک دهه پایانی زندگی کوتاهش آثاری خلق کرد که تنش اجتماعی و روانشناختی را در دل زندگی روزمره بازتاب میدادند. از جمله آثار شاخص او میتوان به «پسر بزرگتر» و «آخرین تابستان در چولیمسک» اشاره کرد.
داستان «شکار مرغابی» بر محور شخصیت ویکتور زیلوف، مهندسی سیساله در شهری کوچک، شکل میگیرد. زیلوف نماینده نسلی است سرخورده که در چارچوب ساختارهای سختگیرانه شوروی، میان رویاهای ازدسترفته و واقعیتهای بیرمق گرفتار شدهاند. روایت نمایش غیرخطی است و با تلفیق فلاشبکها و مونولوگهای درونی، پرتره انسانی را نشان میدهد که ازدواجش به بنبست رسیده، عشق خود را از دست داده، کودک نازادهاش را قربانی کرده و در نهایت به آستانه خودکشی کشیده شده است. او که در آغاز نمایش با خماری بر تختی فلزی افتاده، در پایان چون موجودی ویران اما از نو زادهشده بازمیگردد؛ مردی که شکار مرغابی را نه صرفاً تفریح، بلکه گریزی از انفعال وجودی خود میبیند.
لحن نمایش پیوسته میان طنز تلخ و اندوه پنهان در نوسان است. دیالوگها ساده اما دوپهلو، و ریتم روایت تند و پرسشبرانگیز است. پرسشهایی بنیادی درباره معنا، اختیار و امید در جهانی تهی از معنا طرح میشود. زبان وامپیلوف، کوتاه اما پرظرافت، واجد لایههای فلسفی است؛ زبانی آشنا برای مردمانی که رنج خود را در شوخیهایی زودگذر پنهان میکنند.
زیلوف شخصیتی قهرمانگونه نیست، بلکه انسانی خسته و غرق در روزمرگی است. تراژدی او در همین ناتوانی برای گسستن از ساختارهایی نهفته است که او را شکل داده و در عین حال تهی کردهاند. مضامین کلیدی نمایش از جمله بیگانگی، جستوجوی معنا، ناکامیهای عاطفی و فروپاشی هویت فردی در بستر جامعهای که همسانسازی را میستاید و شور را سرکوب میکند، در سراسر اثر تکرار و تقویت میشود. عنوان «شکار مرغابی» استعارهای است از میل زیلوف برای بازگشت به طبیعتی ناب یا اصالتی فراموششده، اما در عمل به تلاشی بیثمر بدل میگردد.
روابط زیلوف با دیگر شخصیتها ــ بهویژه دیما، دوست دیرین و رقیب پنهانش ــ نشان میدهد که چگونه اعتماد، رقابت، رفاقت و قدرت در جامعهای فرسوده همزمان بهوجود میآیند و سپس فرو میپاشند.
واکنشها به «شکار مرغابی» در خارج از روسیه گرچه محدود بود، اما جدی تلقی شد. در دهه ۱۹۷۰ اجرای این اثر در لندن و واشنگتن دیسی با تحسین منتقدان به سبب نوآوری فرمی و روانکاوانه همراه شد. در روسیه اما نمایش به اثری کلاسیک و نمادی از دوران رکود بدل گشت؛ پژواکی از خستگی اخلاقی دوره برژنف.
صحنهآراییهای معاصر نیز نشان از پویایی ماندگار نمایش دارند. برای مثال اجرای تحسینشده سال ۲۰۲۳ در تئاتر تاگانکا با بهرهگیری از چندپارگی شخصیت زیلوف و رقصآرایی نمادین، بر سویههای استعاری اثر تأکید تازهای گذاشت.
در نهایت، «شکار مرغابی» نمایشنامهای است درباره انسان معاصر بیجهت؛ انسانی که در دل سکوت جمعی و یکنواختی اجتماعی، جستوجوی صدای فردی خویش را از سر میگیرد. وامپیلوف با مهارتی کمنظیر، زیلوف را به آینه نسلی بدل میکند که شور را فراموش کردهاند و به جای فریاد، تنها لبخندی سرد بر لب دارند. این اثر پس از دههها همچنان پژواک درونی انسانهایی است که هر صبح با امیدی مبهم برمیخیزند و هر شب با حسرتی بینام به خواب میروند.
«شکار مرغابی» اثر الکساندر وامپیلوف، نمایشنامهای سه پردهای است که نخستین بار در سال ۱۹۷۰ نوشته شد، اما به دلیل محدودیتهای سانسور تنها در میانه دهه ۱۹۷۰ امکان اجرای عمومی یافت. این نمایش در شمار مهمترین متون نمایشی تئاتر اواخر دوران شوروی قرار میگیرد؛ اثری میان کمدی تلخ و درام فلسفی که جایگاهی برجسته در کارنامه نویسندهای دارد که عمرش کوتاه، اما میراث هنریاش ماندگار و تأثیرگذار بود.
وامپیلوف در سال ۱۹۳۷ در نزدیکی ایرکوتسک زاده شد و در سال ۱۹۷۲ به شکلی تراژیک در دریاچه بایکال جان باخت. او در یک دهه پایانی زندگی کوتاهش آثاری خلق کرد که تنش اجتماعی و روانشناختی را در دل زندگی روزمره بازتاب میدادند. از جمله آثار شاخص او میتوان به «پسر بزرگتر» و «آخرین تابستان در چولیمسک» اشاره کرد.
داستان «شکار مرغابی» بر محور شخصیت ویکتور زیلوف، مهندسی سیساله در شهری کوچک، شکل میگیرد. زیلوف نماینده نسلی است سرخورده که در چارچوب ساختارهای سختگیرانه شوروی، میان رویاهای ازدسترفته و واقعیتهای بیرمق گرفتار شدهاند. روایت نمایش غیرخطی است و با تلفیق فلاشبکها و مونولوگهای درونی، پرتره انسانی را نشان میدهد که ازدواجش به بنبست رسیده، عشق خود را از دست داده، کودک نازادهاش را قربانی کرده و در نهایت به آستانه خودکشی کشیده شده است. او که در آغاز نمایش با خماری بر تختی فلزی افتاده، در پایان چون موجودی ویران اما از نو زادهشده بازمیگردد؛ مردی که شکار مرغابی را نه صرفاً تفریح، بلکه گریزی از انفعال وجودی خود میبیند.
لحن نمایش پیوسته میان طنز تلخ و اندوه پنهان در نوسان است. دیالوگها ساده اما دوپهلو، و ریتم روایت تند و پرسشبرانگیز است. پرسشهایی بنیادی درباره معنا، اختیار و امید در جهانی تهی از معنا طرح میشود. زبان وامپیلوف، کوتاه اما پرظرافت، واجد لایههای فلسفی است؛ زبانی آشنا برای مردمانی که رنج خود را در شوخیهایی زودگذر پنهان میکنند.
زیلوف شخصیتی قهرمانگونه نیست، بلکه انسانی خسته و غرق در روزمرگی است. تراژدی او در همین ناتوانی برای گسستن از ساختارهایی نهفته است که او را شکل داده و در عین حال تهی کردهاند. مضامین کلیدی نمایش از جمله بیگانگی، جستوجوی معنا، ناکامیهای عاطفی و فروپاشی هویت فردی در بستر جامعهای که همسانسازی را میستاید و شور را سرکوب میکند، در سراسر اثر تکرار و تقویت میشود. عنوان «شکار مرغابی» استعارهای است از میل زیلوف برای بازگشت به طبیعتی ناب یا اصالتی فراموششده، اما در عمل به تلاشی بیثمر بدل میگردد.
روابط زیلوف با دیگر شخصیتها ــ بهویژه دیما، دوست دیرین و رقیب پنهانش ــ نشان میدهد که چگونه اعتماد، رقابت، رفاقت و قدرت در جامعهای فرسوده همزمان بهوجود میآیند و سپس فرو میپاشند.
واکنشها به «شکار مرغابی» در خارج از روسیه گرچه محدود بود، اما جدی تلقی شد. در دهه ۱۹۷۰ اجرای این اثر در لندن و واشنگتن دیسی با تحسین منتقدان به سبب نوآوری فرمی و روانکاوانه همراه شد. در روسیه اما نمایش به اثری کلاسیک و نمادی از دوران رکود بدل گشت؛ پژواکی از خستگی اخلاقی دوره برژنف.
صحنهآراییهای معاصر نیز نشان از پویایی ماندگار نمایش دارند. برای مثال اجرای تحسینشده سال ۲۰۲۳ در تئاتر تاگانکا با بهرهگیری از چندپارگی شخصیت زیلوف و رقصآرایی نمادین، بر سویههای استعاری اثر تأکید تازهای گذاشت.
در نهایت، «شکار مرغابی» نمایشنامهای است درباره انسان معاصر بیجهت؛ انسانی که در دل سکوت جمعی و یکنواختی اجتماعی، جستوجوی صدای فردی خویش را از سر میگیرد. وامپیلوف با مهارتی کمنظیر، زیلوف را به آینه نسلی بدل میکند که شور را فراموش کردهاند و به جای فریاد، تنها لبخندی سرد بر لب دارند. این اثر پس از دههها همچنان پژواک درونی انسانهایی است که هر صبح با امیدی مبهم برمیخیزند و هر شب با حسرتی بینام به خواب میروند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب شکار مرغابی اثر الکساندر وامپیلوف، ترجمه مریم شفقی، انتشارات هرمس