کتاب خانهی ارواح اثر محمدرضا شمس، انتشارات محراب قلم
هزار و یک افسانه 3

کتاب خانهی ارواح اثر محمدرضا شمس، انتشارات محراب قلم
هزار و یک افسانه 3
ناشر : محراب قلم

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
وزیریقطع
1397سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
هزار و یک افسانه ۳ – خانهی ارواح
کتاب حاضر مجموعهای ارزشمند از هزار و یک قصهی عامیانه است که دربرگیرندهی افسانهها، متلها، ضربالمثلها، حکایتها و لطیفههای گوناگون میباشد. این مجموعه با گردآوری داستانهایی که ریشه در فرهنگ و باورهای مردمی دارد، تصویری روشن از سنتهای روایی در میان اقوام مختلف ارائه میدهد.
قصههای عامیانه به داستانهای کهنی گفته میشود که در گذر زمان، بهصورت شفاهی یا مکتوب از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. این قصهها بخش مهمی از میراث فرهنگی ملتها محسوب میشوند و بازتابی از آداب، رسوم، اندیشهها و ارزشهای اجتماعی هر قوماند. بخشی از متن کتاب: دوتا خواهر بودند. یکی دارا و یکی ندار. خواهر ندار آبستن بود. یک روز خواهر دارا داشت نان میپخت. خواهر چند بار به بهانهی گرفتن آتش به خانهی خواهرش رفت، بلکه خواهرش تعارفی بکند، اما خواهر دارا اصلا به روی خودش نیاورد. بار آخر که خواهر ندار رفت سر تنور آتش بردارد دید یک تکه نان آنجا افتاده، نان را برداشت و زیر بغلش گذاشت. خواهر دارا متوجه شد نان را از زیر بغل خواهرش بیرون آورد و گفت: تو از یه تیکه نون نمی؛ذری چه برسه به چیزهای دیگه..
هزار و یک افسانه ۳ – خانهی ارواح
کتاب حاضر مجموعهای ارزشمند از هزار و یک قصهی عامیانه است که دربرگیرندهی افسانهها، متلها، ضربالمثلها، حکایتها و لطیفههای گوناگون میباشد. این مجموعه با گردآوری داستانهایی که ریشه در فرهنگ و باورهای مردمی دارد، تصویری روشن از سنتهای روایی در میان اقوام مختلف ارائه میدهد.
قصههای عامیانه به داستانهای کهنی گفته میشود که در گذر زمان، بهصورت شفاهی یا مکتوب از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. این قصهها بخش مهمی از میراث فرهنگی ملتها محسوب میشوند و بازتابی از آداب، رسوم، اندیشهها و ارزشهای اجتماعی هر قوماند. بخشی از متن کتاب: دوتا خواهر بودند. یکی دارا و یکی ندار. خواهر ندار آبستن بود. یک روز خواهر دارا داشت نان میپخت. خواهر چند بار به بهانهی گرفتن آتش به خانهی خواهرش رفت، بلکه خواهرش تعارفی بکند، اما خواهر دارا اصلا به روی خودش نیاورد. بار آخر که خواهر ندار رفت سر تنور آتش بردارد دید یک تکه نان آنجا افتاده، نان را برداشت و زیر بغلش گذاشت. خواهر دارا متوجه شد نان را از زیر بغل خواهرش بیرون آورد و گفت: تو از یه تیکه نون نمی؛ذری چه برسه به چیزهای دیگه..
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب خانهی ارواح اثر محمدرضا شمس، انتشارات محراب قلم
هزار و یک افسانه 3