کتاب چگونه غرب خدا را واقعا از دست داد؟ اثر مری ایبرشتات، ترجمه محمد معماریان، انتشارات ترجمان
نظریهای جدید درباره سکولاریزاسیون

کتاب چگونه غرب خدا را واقعا از دست داد؟ اثر مری ایبرشتات، ترجمه محمد معماریان، انتشارات ترجمان
نظریهای جدید درباره سکولاریزاسیون
ناشر : ترجمان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
320تعداد صفحه
در کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟»، مری ابرشتات، منتقد فرهنگی برجسته، نظریهای نیرومند و نوآورانه دربارهی افول دین در جهان غرب ارائه میکند. باور رایج این است که ابتدا دین در غرب رو به زوال رفت و سپس خانواده دچار فروپاشی شد، اما ابرشتات با شواهد و تحلیلهای خود این تصویر سنتی را وارونه میسازد.
او با گردآوری مجموعهای از تحقیقات گسترده و دادههای تاریخی چشمگیر ـ از سیر افول ساختار خانواده در فرانسه پیش از انقلاب گرفته تا تحولات فرهنگی در ایالات متحده و اروپا در دوران معاصر ـ نشان میدهد که عکس این تصور نیز میتواند درست باشد: تضعیف خانواده نقشی اساسی در تضعیف مسیحیت و باورهای دینی در غرب داشته است.
ابرشتات با بهرهگیری از منابع متنوع در حوزههای جامعهشناسی، تاریخ، جمعیتشناسی، الهیات و ادبیات، تصویری تازه از پیوند عمیق میان زوال خانواده و افول ایمان دینی ترسیم میکند. او این رابطه را در چارچوبی مفهومی با عنوان «مارپیچ دوگانهی جامعه» توضیح میدهد؛ پیوندی متقابل که در آن هرکدام برای بقا و بازتولید موفق، به دیگری وابسته است.
در فصلهای پایانی کتاب، نویسنده با نگاهی هشداردهنده پیامدهای گسترده و گاه ویرانگر فروپاشی همزمان خانواده و ایمان در جهان غرب را بررسی میکند. به باور او، اگرچه در برخی محافل، افول دین یا خانوادهی هستهای نشانهای از پیشرفت فرهنگی دانسته میشود، اما در واقع این روند زیانهای اجتماعی، اقتصادی و مدنی چشمگیری به همراه داشته است.
نتیجهگیری ابرشتات پرسشی تأملبرانگیز را مطرح میکند: آیا بحران اقتصادی و جمعیتی کنونی در اروپا، که تأثیر آن به ایالات متحده نیز رسیده است، میتواند بهطور ناخواسته به احیای خانواده بینجامد؟ و آیا این بازسازی خانواده، به عنوان پایدارترین جایگزین برای دولت رفاه ناکارآمد، زمینهساز بازگشت ایمان و نوعی نوزایی دینی در غرب خواهد شد؟
در کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟»، مری ابرشتات، منتقد فرهنگی برجسته، نظریهای نیرومند و نوآورانه دربارهی افول دین در جهان غرب ارائه میکند. باور رایج این است که ابتدا دین در غرب رو به زوال رفت و سپس خانواده دچار فروپاشی شد، اما ابرشتات با شواهد و تحلیلهای خود این تصویر سنتی را وارونه میسازد.
او با گردآوری مجموعهای از تحقیقات گسترده و دادههای تاریخی چشمگیر ـ از سیر افول ساختار خانواده در فرانسه پیش از انقلاب گرفته تا تحولات فرهنگی در ایالات متحده و اروپا در دوران معاصر ـ نشان میدهد که عکس این تصور نیز میتواند درست باشد: تضعیف خانواده نقشی اساسی در تضعیف مسیحیت و باورهای دینی در غرب داشته است.
ابرشتات با بهرهگیری از منابع متنوع در حوزههای جامعهشناسی، تاریخ، جمعیتشناسی، الهیات و ادبیات، تصویری تازه از پیوند عمیق میان زوال خانواده و افول ایمان دینی ترسیم میکند. او این رابطه را در چارچوبی مفهومی با عنوان «مارپیچ دوگانهی جامعه» توضیح میدهد؛ پیوندی متقابل که در آن هرکدام برای بقا و بازتولید موفق، به دیگری وابسته است.
در فصلهای پایانی کتاب، نویسنده با نگاهی هشداردهنده پیامدهای گسترده و گاه ویرانگر فروپاشی همزمان خانواده و ایمان در جهان غرب را بررسی میکند. به باور او، اگرچه در برخی محافل، افول دین یا خانوادهی هستهای نشانهای از پیشرفت فرهنگی دانسته میشود، اما در واقع این روند زیانهای اجتماعی، اقتصادی و مدنی چشمگیری به همراه داشته است.
نتیجهگیری ابرشتات پرسشی تأملبرانگیز را مطرح میکند: آیا بحران اقتصادی و جمعیتی کنونی در اروپا، که تأثیر آن به ایالات متحده نیز رسیده است، میتواند بهطور ناخواسته به احیای خانواده بینجامد؟ و آیا این بازسازی خانواده، به عنوان پایدارترین جایگزین برای دولت رفاه ناکارآمد، زمینهساز بازگشت ایمان و نوعی نوزایی دینی در غرب خواهد شد؟
دستههای مرتبط
کتابعلوم انسانیجامعهشناسیعلوم سیاسی و روابط بینالمللعلوم انسانیجامعهشناسیعلوم سیاسی و روابط بینالمللجامعهشناسیعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب چگونه غرب خدا را واقعا از دست داد؟ اثر مری ایبرشتات، ترجمه محمد معماریان، انتشارات ترجمان
نظریهای جدید درباره سکولاریزاسیون