کتاب در خیابان مینتولاسا اثر میرچا الیاده، ترجمه محمدعلی صوتی، انتشارات فرهنگ نشر نو
و 2 داستان دیگر

کتاب در خیابان مینتولاسا اثر میرچا الیاده، ترجمه محمدعلی صوتی، انتشارات فرهنگ نشر نو
و 2 داستان دیگر
ناشر : فرهنگ نشر نو

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «در خیابان مینتولاسا» مجموعهای برجسته از داستانهای کوتاه میرچا الیاده، نویسنده و متفکر نامدار رومانیایی است که نخستینبار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. این کتاب گزیدهای از داستانهایی را در بر میگیرد که الیاده طی سه دهه، از سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، نگاشته است؛ آثاری که امروز همچون سندی ادبی و اسطورهای بر میراث فکری و هنری او باقی ماندهاند.
وجه تمایز این مجموعه از دیگر آثار همدورهاش، کاوش در مفهومی است که میتوان آن را «اسطورهی اورفئوس معکوس» نامید. الیاده به جای روایت تکراری اسطورهی اورفئوس و اوریدیس، آن را وارونه میسازد؛ بدین معنا که زنان در نقش شخصیتهایی ظاهر میشوند که برای آزادسازی حافظه و هویت دیگری، به جهانهای زیرزمینی و نمادین قدم میگذارند. این وارونگی در داستانهایی چون «در خیابان مینتولاسا»، «لباس ژنرال»، «ناشناس بوخنوالد» و روایت اصلی «در دامن دیونیز» جلوهای پررنگ دارد.
در داستان عنوانی، دو شاهد به نامهای هریسانتی و کلادووا در کافهای در بخارست به بازسازی چهرهی لیانا میپردازند؛ خوانندهای مرموز و اسطورهگون که آوازهایش میان جذابیت و نفرین در نوسان است. لیانا، زنی سرگردان در میخانههای شهر، محبوب مردم است اما نیرویی پنهان او را به خاموشی وامیدارد. رابطهی او با آدریان، شاعری گرفتار فراموشی، روایت را به نقطهی اوج میرساند. لیانا با ترانههای خویش تلاش میکند حافظهی آدریان را بیدار و رستگاریای اسطورهای را ممکن سازد. این پیوند استعارهای از نقش هنر، حافظه و یادآوری در بازسازی هویت انسان است.
ساختار داستانها بر دو سطح معنایی شکل میگیرد: از یک سو، بخارستِ میان دو جنگ جهانی با جزئیات ملموس و شهریاش؛ و از سوی دیگر، قلمروی اسطورهای و بیزمان که چون سایهای بر فراز واقعیت روزمره حرکت میکند. الیاده با بهرهگیری از مفاهیم «زمان مقدس» و «حافظهی فرهنگی»، این دو سطح را در هم میآمیزد و فضایی آستانهای پدید میآورد که در آن امر مقدس و امر عرفی بهگونهای درهمتنیده ظاهر میشوند. در این جهان، ترامواها، مهمانخانهها و کوچههای بخارست دیگر صرفاً عناصر شهری نیستند، بلکه به نشانههایی نمادین برای گذار، مکاشفه و ورود به جهان دیگر بدل میشوند.
نثر الیاده در این مجموعه شاعرانه و سرشار از ابهام و تعلیق است؛ زبانی که همزمان نوستالژی و وهمی ناشناخته را برمیانگیزد. لایههای نمادین و تکرارهای اسطورهای، روایت را به هزارتویی میکشانند که هر بار خوانش دوبارهی آن معنایی تازه آشکار میسازد. منتقدان بر این باورند که شخصیتهای الیاده میان مرز واقعیت و اسطوره در حرکتاند و همین رفتوآمد مداوم، عمق متافیزیکی و پیچیدگی ساختار روایی آثار او را شکل میدهد.
«در خیابان مینتولاسا» نهتنها بازتابی از دغدغههای نظری الیاده دربارهی زمان مقدس، آیین تشرف و تداوم اسطوره در جهان مدرن است، بلکه به عنوان یکی از سنگبناهای ادبیات فانتزی رومانیایی شناخته میشود. بسیاری از منتقدان این مجموعه را اوج پیوند شعر و اسطوره دانسته و عمق فلسفی و طراحی اسطورهای آن را نشانهی توانایی الیاده در خلق فضاهایی فراتر از زمان و مکان ارزیابی کردهاند.
در اصل، «در خیابان مینتولاسا» تجربهای چندلایه است؛ بیانیهای ادبی و در عین حال رویایی اسطورهای که ایمان ژرف الیاده به ارتباط میان خاطره، اسطوره و امر مقدس را در زندگی مدرن بهگونهای زنده، شاعرانه و ماندگار به تصویر میکشد.
کتاب «در خیابان مینتولاسا» مجموعهای برجسته از داستانهای کوتاه میرچا الیاده، نویسنده و متفکر نامدار رومانیایی است که نخستینبار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. این کتاب گزیدهای از داستانهایی را در بر میگیرد که الیاده طی سه دهه، از سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، نگاشته است؛ آثاری که امروز همچون سندی ادبی و اسطورهای بر میراث فکری و هنری او باقی ماندهاند.
وجه تمایز این مجموعه از دیگر آثار همدورهاش، کاوش در مفهومی است که میتوان آن را «اسطورهی اورفئوس معکوس» نامید. الیاده به جای روایت تکراری اسطورهی اورفئوس و اوریدیس، آن را وارونه میسازد؛ بدین معنا که زنان در نقش شخصیتهایی ظاهر میشوند که برای آزادسازی حافظه و هویت دیگری، به جهانهای زیرزمینی و نمادین قدم میگذارند. این وارونگی در داستانهایی چون «در خیابان مینتولاسا»، «لباس ژنرال»، «ناشناس بوخنوالد» و روایت اصلی «در دامن دیونیز» جلوهای پررنگ دارد.
در داستان عنوانی، دو شاهد به نامهای هریسانتی و کلادووا در کافهای در بخارست به بازسازی چهرهی لیانا میپردازند؛ خوانندهای مرموز و اسطورهگون که آوازهایش میان جذابیت و نفرین در نوسان است. لیانا، زنی سرگردان در میخانههای شهر، محبوب مردم است اما نیرویی پنهان او را به خاموشی وامیدارد. رابطهی او با آدریان، شاعری گرفتار فراموشی، روایت را به نقطهی اوج میرساند. لیانا با ترانههای خویش تلاش میکند حافظهی آدریان را بیدار و رستگاریای اسطورهای را ممکن سازد. این پیوند استعارهای از نقش هنر، حافظه و یادآوری در بازسازی هویت انسان است.
ساختار داستانها بر دو سطح معنایی شکل میگیرد: از یک سو، بخارستِ میان دو جنگ جهانی با جزئیات ملموس و شهریاش؛ و از سوی دیگر، قلمروی اسطورهای و بیزمان که چون سایهای بر فراز واقعیت روزمره حرکت میکند. الیاده با بهرهگیری از مفاهیم «زمان مقدس» و «حافظهی فرهنگی»، این دو سطح را در هم میآمیزد و فضایی آستانهای پدید میآورد که در آن امر مقدس و امر عرفی بهگونهای درهمتنیده ظاهر میشوند. در این جهان، ترامواها، مهمانخانهها و کوچههای بخارست دیگر صرفاً عناصر شهری نیستند، بلکه به نشانههایی نمادین برای گذار، مکاشفه و ورود به جهان دیگر بدل میشوند.
نثر الیاده در این مجموعه شاعرانه و سرشار از ابهام و تعلیق است؛ زبانی که همزمان نوستالژی و وهمی ناشناخته را برمیانگیزد. لایههای نمادین و تکرارهای اسطورهای، روایت را به هزارتویی میکشانند که هر بار خوانش دوبارهی آن معنایی تازه آشکار میسازد. منتقدان بر این باورند که شخصیتهای الیاده میان مرز واقعیت و اسطوره در حرکتاند و همین رفتوآمد مداوم، عمق متافیزیکی و پیچیدگی ساختار روایی آثار او را شکل میدهد.
«در خیابان مینتولاسا» نهتنها بازتابی از دغدغههای نظری الیاده دربارهی زمان مقدس، آیین تشرف و تداوم اسطوره در جهان مدرن است، بلکه به عنوان یکی از سنگبناهای ادبیات فانتزی رومانیایی شناخته میشود. بسیاری از منتقدان این مجموعه را اوج پیوند شعر و اسطوره دانسته و عمق فلسفی و طراحی اسطورهای آن را نشانهی توانایی الیاده در خلق فضاهایی فراتر از زمان و مکان ارزیابی کردهاند.
در اصل، «در خیابان مینتولاسا» تجربهای چندلایه است؛ بیانیهای ادبی و در عین حال رویایی اسطورهای که ایمان ژرف الیاده به ارتباط میان خاطره، اسطوره و امر مقدس را در زندگی مدرن بهگونهای زنده، شاعرانه و ماندگار به تصویر میکشد.
دستههای مرتبط
کتابداستان و رمانداستان خارجیداستان کوتاهداستان و رمانداستان خارجیداستان کوتاهداستان خارجیداستان کوتاه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب در خیابان مینتولاسا اثر میرچا الیاده، ترجمه محمدعلی صوتی، انتشارات فرهنگ نشر نو
و 2 داستان دیگر
