کتاب علمدار اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، انتشارات ابراهیم هادی
زندگینامه و خاطرات ذاکر شهید سید مجتبی علمدار

کتاب علمدار اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، انتشارات ابراهیم هادی
زندگینامه و خاطرات ذاکر شهید سید مجتبی علمدار
ناشر : ابراهیم هادی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1391سال انتشار شمسی
264تعداد صفحه
سید مجتبی علمدار در سحرگاه یازدهم دیماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان ساری و در خانوادهای مذهبی و عاشق اهلبیت (ع) چشم به جهان گشود. دوران تحصیل خود را در ساری گذراند و در حالیکه تنها هفده سال داشت، برای نخستینبار به عضویت بسیج درآمد. در اواخر سال ۱۳۶۲ عازم کردستان شد و از همانزمان مسیر جهاد و مجاهدت را آغاز کرد.
سید مجتبی نخستینبار در عملیات «کربلای یک» شرکت کرد و پس از مدتی به گردان مسلم بن عقیل از لشکر ۲۵ کربلا پیوست و تا پایان جنگ در آنجا ماند. او در عملیاتهای کربلای ۴ و ۵ حضور داشت و در عملیات کربلای ۸ از ناحیه بدن مجروح شد. مدتی بعد بار دیگر به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای ۱۰ در محور شمالی سلیمانیه ـ ماووت حضور یافت و نقش ارزشمندی ایفا کرد.
در سال ۱۳۶۶، سید مجتبی علمدار مسئولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم بن عقیل، یکی از گردانهای خطشکن لشکر ۲۵ کربلا را برعهده گرفت و در عملیات والفجر ۱۰ رشادتهای بسیاری به نمایش گذاشت. او در مناطق سهراهی خرمال، سید صادق و دوجیله از توابع کردستان عراق دلاوریهای فراوانی از خود نشان داد و در یکی از نبردها از ناحیه پهلو هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد. پیش از آن نیز چندینبار مجروح شده بود و در دیماه سال ۱۳۶۴، طی عملیات والفجر ۸، به شدت در معرض گاز شیمیایی قرار گرفت.
پس از پایان جنگ تحمیلی، سید مجتبی علمدار در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری به خدمت ادامه داد. در دیماه سال ۱۳۷۰ با خانم سیده فاطمه موسوی ازدواج کرد که حاصل این پیوند دختری به نام زهرا بود. او علاوه بر مسئولیت در واحد تربیتبدنی لشکر، بهعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) نیز فعالیت میکرد.
سید مجتبی، مداح اهلبیت (ع) بود و همواره مراسم را با نام حضرت مهدی (عج) آغاز میکرد. او ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت و با صدای جانسوز خود، مظلومیت خاندان عصمت و طهارت را یادآوری میکرد. بیتالزهرا، مسجد جامع، امامزاده یحیی، مصلای امام خمینی، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همواره با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر میشد و نوجوانان با صوت داوودی او مداحی را میآموختند.
او پس از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی میکرد و از دوری آنان سخت دلتنگ بود. در تمام مداحیهایش آرزو داشت که روزی به یاران شهید خود بپیوندد. سرانجام، حاج سید مجتبی علمدار در آغاز دیماه سال ۱۳۷۵ بهدلیل عوارض شیمیایی در بیمارستان بستری شد و پس از یک هفته بیهوشی، هنگام اذان مغرب یازدهم دیماه، نماز عشق را با اذان ملکوتیان اقامه کرد و به یاران شهیدش پیوست.
سید مجتبی علمدار در سحرگاه یازدهم دیماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان ساری و در خانوادهای مذهبی و عاشق اهلبیت (ع) چشم به جهان گشود. دوران تحصیل خود را در ساری گذراند و در حالیکه تنها هفده سال داشت، برای نخستینبار به عضویت بسیج درآمد. در اواخر سال ۱۳۶۲ عازم کردستان شد و از همانزمان مسیر جهاد و مجاهدت را آغاز کرد.
سید مجتبی نخستینبار در عملیات «کربلای یک» شرکت کرد و پس از مدتی به گردان مسلم بن عقیل از لشکر ۲۵ کربلا پیوست و تا پایان جنگ در آنجا ماند. او در عملیاتهای کربلای ۴ و ۵ حضور داشت و در عملیات کربلای ۸ از ناحیه بدن مجروح شد. مدتی بعد بار دیگر به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای ۱۰ در محور شمالی سلیمانیه ـ ماووت حضور یافت و نقش ارزشمندی ایفا کرد.
در سال ۱۳۶۶، سید مجتبی علمدار مسئولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم بن عقیل، یکی از گردانهای خطشکن لشکر ۲۵ کربلا را برعهده گرفت و در عملیات والفجر ۱۰ رشادتهای بسیاری به نمایش گذاشت. او در مناطق سهراهی خرمال، سید صادق و دوجیله از توابع کردستان عراق دلاوریهای فراوانی از خود نشان داد و در یکی از نبردها از ناحیه پهلو هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد. پیش از آن نیز چندینبار مجروح شده بود و در دیماه سال ۱۳۶۴، طی عملیات والفجر ۸، به شدت در معرض گاز شیمیایی قرار گرفت.
پس از پایان جنگ تحمیلی، سید مجتبی علمدار در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری به خدمت ادامه داد. در دیماه سال ۱۳۷۰ با خانم سیده فاطمه موسوی ازدواج کرد که حاصل این پیوند دختری به نام زهرا بود. او علاوه بر مسئولیت در واحد تربیتبدنی لشکر، بهعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) نیز فعالیت میکرد.
سید مجتبی، مداح اهلبیت (ع) بود و همواره مراسم را با نام حضرت مهدی (عج) آغاز میکرد. او ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت و با صدای جانسوز خود، مظلومیت خاندان عصمت و طهارت را یادآوری میکرد. بیتالزهرا، مسجد جامع، امامزاده یحیی، مصلای امام خمینی، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همواره با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر میشد و نوجوانان با صوت داوودی او مداحی را میآموختند.
او پس از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی میکرد و از دوری آنان سخت دلتنگ بود. در تمام مداحیهایش آرزو داشت که روزی به یاران شهید خود بپیوندد. سرانجام، حاج سید مجتبی علمدار در آغاز دیماه سال ۱۳۷۵ بهدلیل عوارض شیمیایی در بیمارستان بستری شد و پس از یک هفته بیهوشی، هنگام اذان مغرب یازدهم دیماه، نماز عشق را با اذان ملکوتیان اقامه کرد و به یاران شهیدش پیوست.
دستههای مرتبط
کتابانقلاب و مقاومتدفاع مقدسزندگینامه و خاطراتزندگینامهانقلاب و مقاومتدفاع مقدسزندگینامه و خاطراتزندگینامهدفاع مقدسزندگینامه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب علمدار اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، انتشارات ابراهیم هادی
زندگینامه و خاطرات ذاکر شهید سید مجتبی علمدار